- نویسنده:محسن پوردادفر
درست در همان زمانی که شبکه آمریکایی سیبیاس با تیزری هالیوودی از نجات خلبانی که جنگنده پیشرفتهاش توسط سامانه بومی ایران هدف قرار گرفته بود، تلاش میکرد از یک شکست نظامی، دستاوردی قهرمانانه بسازد، ایران در سوی دیگر میدان، یک زیرسطحی پیشرفته آمریکایی را در تنگه هرمز سالم گرفت و «صید» کرد. با پخش کامل مصاحبه در روز گذشته، گافهای هالیوودی این روایت نیز یکییکی بیرون زد. گافهایی که نشان میدهد قرار بود افکار عمومی آمریکا شکست یک جنگنده را فراموش کند و به جای آن، قصهای از قهرمانی، فرار و نجات بشنود.
روایت سیبیاس از عملیات نجات خلبان آمریکایی بیش از آنکه یک گزارش نظامی باشد، شبیه فیلمنامهای است که قرار است یک شکست را به پیروزی روانی تبدیل کند. خلبانی که جنگنده F-15 او بر فراز ایران سرنگون شده، مطابق روایت مطرحشده توسط خلبان، پس از سقوط با سرعتی بین ۱۱۰ تا ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت به زمین برخورد کرده و کمر، دست و شانهاش شکسته است! اما نهتنها زنده مانده، بلکه به راه افتاده و از ارتفاعات صعبالعبور هم بالا رفته است! این بیشتر به قهرمانان فیلمهای اکشن هالیوود شباهت دارد تا روایت یک حادثه واقعی جنگی.
گاف بعدی، داستان ۵۰ ساعت مخفی ماندن در سرما و تقریباً بدون آب و غذاست. آن هم در شرایطی که ادعا میشود حدود ۱۵۰۰ نیروی ایرانی تا چندصد متری او پیش رفته بودند اما موفق به یافتنش نشدند. سپس ناگهان پای «فناوری فوقمحرمانه» سیا به میان میآید؛ موقعیت خلبان کشف میشود، بمبافکنها وارد عمل میشوند، مسیر برای نیروهای ویژه باز میشود و قهرمان داستان درست در لحظه آخر نجات پیدا میکند.
مشکل اینجاست که هرچه روایت جلوتر میرود، سهم واقعیت کمتر و سهم سینمای هالیوودی بیشتر به نظر میرسد.
حتی خود فرآیند تولید این مصاحبه نیز عادی نبوده است. گزارشهای رسانههای آمریکایی از فشار دفتر پیت هگزث، وزیر جنگ آمریکا، برای حضور خدمه جنگنده در برنامه حکایت دارد. بهگونهای که حتی نگرانیهایی درباره افشای اطلاعات محرمانه و استفاده سیاسی از این روایت در میان برخی نظامیان مطرح شده بود. یکی از دو خدمه نیز اساساً حاضر نشد مقابل دوربین برود.
این اتفاقات وقتی معنا پیدا میکند که بدانیم مخاطب اصلی این برنامه، نه کارشناسان نظامی، بلکه افکار عمومی آمریکا هستند. جامعهای که باید شکست جنگنده، هزینههای جنگ و تبعات آن را فراموش کند و به جای پرسیدن اینکه «چرا جنگنده آمریکایی سرنگون شد؟»، برای خلبان نجاتیافته کف بزند.
سیبیاس میخواهد داستان را از «جنگندهای که در ایران سقوط کرد» و عملیات شکست خورده علیه تاسیسات اصفهان به «قهرمانی که از ایران نجات یافت» تغییر دهد. پنتاگون نیز ظاهراً به این روایت نیاز دارد.