• نویسنده: محمد قربانی

تقویم‌ها ورق می‌خورند و هفدهم شهریور از راه می‌رسد، اما هنوز هم می‌توان بنا به سنتی هرساله یادداشتی نوشت و این مطالبه کهنه و همیشگی را دوباره از سینماگران مطرح کرد که چرا حتی مانند تلویزیون برای خالی نبودن عریضه کسی به واقعه جمعه سیاه و کشتار مردم در میدان شهدا توسط رژیم پهلوی نمی‌پردازد؟

این سکوت معنادار نشان می‌دهد که سینماگران ما با وجود برخورداری از پول و شهرت، هیچ تمایلی ندارند که با اپوزیسیون درگیر شوند و نمی‌شود روی بودنشان با نظام اسلامی حساب ویژه‌ای باز کرد. از سوی دیگر ساختن فیلم و سریال در مورد جنایات پهلوی آن‌ها را در بین مخاطبینشان کنسل می‌کند و باعث ریزش تماشاگر می‌شود.

البته هستند کسانی که به هر نحوی به آن دوران پرداخته‌اند ولی خب تعدادشان زیاد نیست. به عنوان مثال بهروز افخمی با دو فیلم فرزند صبح و صبح اعدام این کار را انجام داده است یا عباس رافعی با کارگردانی فیلم کیمیا و خاک به نحوی اشاره‌ای به جنایات رژیم پهلوی کرده است. اما همه این موارد آنقدر کم بوده‌اند که باعث شده‌اند بیننده عملاً روایت من‌وتویی از ماجرا را بپذیرد و تاریخ را آن‌گونه که دشمن می‌خواهد درک کند.

جای تأسف است که هنرمندان به‌اصطلاح متعهد ما در برابر تحریف تاریخ سکوت کرده‌اند و ترجیح می‌دهند نان هنر خود را در سکوت بخورند تا اینکه به میدان بیایند و حقیقت را روایت کنند. وقتی رسانه ملی هر ساله مستندها و سریال‌هایی در این باره پخش می‌کند، چرا چهره‌های بزرگ سینما که ادعای روشنفکری دارند از این قافله عقب مانده‌اند. آیا واقعاً ترس از برچسب خوردن و از دست دادن مخاطب عام تا این حد برایشان مهم است که تاریخ یک ملت را به بیگانگان واگذار کنند. در حالی که وظیفه اصلی هنرمند روشنگری و حفظ هویت تاریخی جامعه است. اگر این افراد قدمی برندارند، نسل‌های آینده تنها روایت‌های دروغین و مغرضانه شبکه‌های ماهواره‌ای را به عنوان حقیقت مطلق خواهند پذیرفت و این بزرگترین خیانت به فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم است که تا ابد بر پیشانی آن‌ها خواهد درخشید و هیچ توجیهی برای این کوتاهی بزرگ تاریخی پذیرفته نخواهد بود و عواقب آن دامن‌گیر نسل‌های بعدی خواهد شد.