- نویسنده: محسن فرهمند
رافائل گروسی در کنفرانس خبری پس از افتتاح نشست شورای حکام در روز گذشته مدعی شد «بهترین و کوتاهترین راه برای رسیدن به یک نتیجه مثبت این است که ایران با ما وارد تعامل شود.» او همچنین درباره عدم همکاری ایران از «تبعات» سخن گفت و مدعی شد تهران باید درباره میزان آسیب واردشده به تأسیسات هستهای خود توضیح دهد؛ موضوعی که به گفته او مبنای توافق قاهره بوده است.توافقی که ایران با فعال شدن مکانیسم ماشه آن را پایان یافته اعلام کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که مسئله اصلی، پیش از آنکه «عدم دسترسی آژانس» باشد، حمله به تأسیسات رسمی و تحت پادمان ایران است. تأسیساتی که قرار بود در چارچوب حقوق بینالملل و نظام پادمانی مصون باشند، هدف حمله نظامی قرار گرفتهاند، اما آژانس در قبال این تعرض، رفتاری در حد و اندازه یک نهاد فنی مستقل نشان نداده است.
آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان نیز پیشنویس قطعنامهای را به شورای حکام ارائه کردهاند که قرار است در جریان نشست چهارروزه به رأی گذاشته شود. در این پیشنویس، از گروسی خواسته شده است متن قطعنامه را به اطلاع اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل برساند؛ اقدامی که میتواند زمینهساز انتقال پرونده ایران به شورای امنیت شود.
در همین حال، نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در آژانس، درخواست برای اجرای «بیقیدوشرط» پادمانها در شرایط فعلی را «بیمعنی» دانسته و در واکنش به سخنان گروسی تأکید کرده است که بازرسان آژانس پس از حملات آمریکا و اسرائیل، به دلایل ایمنی از ایران خارج شدهاند. تهران از آژانس خواسته است گزارشدهی خود را تحت تأثیر مسائل سیاسی قرار ندهد و پیش از هر چیز از واشنگتن و تلآویو بخواهد حمله یا تهدید به حمله به تأسیسات هستهای ایران را متوقف کنند.
**سناریوی مضحک شورای امنیت
اکنون احتمال آن وجود دارد که با توجه به رویکرد سیاسی آژانس و نزدیکی مواضع گروسی به آمریکا و غرب، قطعنامه پیشنهادی تصویب و مسیر پرونده ایران به شورای امنیت باز شود. اما پرسش اساسی این است شورای امنیت قرار است چه ابزار جدیدی علیه ایران به کار بگیرد که امروز در اختیار آمریکا نیست؟
ایران همین حالا با جنگ تمام عیار بزرگترین ارتش جهان، تحریم و محاصره کامل و فشار حداکثری آمریکا مواجه است. آیا صدور یک قطعنامه دیگر میتواند ابزار تازهای به واشنگتن بدهد که در جریان جنگ اخیر در اختیار نداشته است؟
پرسش دوم نیز به رفتار روسیه و چین بازمیگردد. مواضع مسکو و پکن در جریان جنگ اخیر، از جمله وتوی قطعنامه ضدایرانی کشورهای عربی مبدا حملات به ایران و انتقادهای صریح دیپلماتهای روس و چینی از سیاسیکاری آمریکا و آژانس، نشان میدهد که نباید شورای امنیت را بهعنوان نهادی تصور کرد که هر قطعنامه پیشنهادی غرب علیه ایران الزاماً از آن عبور خواهد کرد و احتمال وتوی هر قطعنامه بالاست. حتی اگر در ناممکنترین حالت قطعنامهای صادر شود، پرسش سوم این است که کدام کشور حاضر است برای اجرای آن وارد یک جنگ باتلاقی با ایران شود؟
آمریکا در جنگ اخیر با اتکا به قدرت نظامی عظیم خود که بیش از مجموع 9 کشور پس از خود است وارد میدان شد، اما در دستیابی به اهدافش ناکام ماند و در مقابل، ایران نشان داد توان تحمیل هزینه سنگین و ایجاد اختلال در معادلات منطقهای و ابزار تنگه هرمز را دارد. اروپا نیز به با اگاهی از قدرت آتش ایران به خوبی میداند ورود مستقیم به چنین جنگی چه تبعاتی خواهد داشت. روسیه و چین هم دلیلی برای ورود به جنگی ندارند که میتواند یکی از مهمترین اضلاع نظم غیرغربی و همچنین منافع راهبردی شراکت آنان با ایران در کریدورهای بینالمللی را تضعیف کند. بنابراین، تصویرسازی از یک «اجماع جهانی» علیه ایران بیش از آنکه واقعیت امروز روابط بینالملل باشد، یک عملیات روانی سیاسی است.
**افسانه «قطعنامه یعنی جنگ» را دوباره نفروشید
یکی از مهمترین ابزارهای فریب افکار عمومی توسط جریان موسوم به برجامی، ترساندن مسئولان از شورای امنیت بود؛ اینکه قطعنامه یعنی جنگ، تحریم شدید و فروپاشی اقتصادی. اما بررسی تاریخ نشان میدهد این روایت، دستکم آنگونه که تبلیغ شد، واقعیت نداشت.
پرونده ایران در بهمن ۱۳۸۴، پیش از آنکه دولت احمدینژاد کاملاً مستقر شود وموضعی بگیرد، به شورای امنیت رفت. تا مرداد ۱۳۸۴ هفت قطعنامه درباره ایران در شورای حکام صادر شد. پس از آن نیز طی هشت سال، شش قطعنامه شورای امنیت علیه ایران صادر شد. اما تا پایان مرداد ۱۳۹۲، نه جنگی علیه ایران رخ داد و نه آن آرایش نظامی گستردهای که در روزهای قبل از جنگ 39 روزه شاهدش بودیم شکل گرفت. فروش نفت ایران نیز به زیر حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز نرسید. اما در سالهای پس از برجام، وقتی ایران دیگر تحت قطعنامههای شورای امنیت نبود، فروش نفت در ماههای پایانی دولت روحانی و در بازه اردیبهشت تا مرداد ۱۴۰۰ به حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد.
اکنون نباید اجازه داد برجامیها و اصلاحطلبان بار دیگر با حربه نخنمای ترساندن مسئولان از شورای امنیت، کشور را وارد همان مسیری کنند که یکبار نتیجه آن چیزی جز تشدید فشار و تحریم و در نهایت جنگ نبود. تجربه یک دهه گذشته بهروشنی نشان داد که هراسافکنی از «قطعنامه» نهتنها مانع جنگ نشد، بلکه در سایه امتیازدهی و ارسال پالس ضعف، طرف مقابل را به فشار بیشتر جسور کرد.