به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ رویترز هشدار داد که تداوم اختلال در صادرات عربستان و سایر تولیدکنندگان می‌تواند تا حدود ۴ درصد از عرضه جهانی نفت را در معرض خطر قرار دهد. گلدمن ساکس نیز هشدار داد که در صورت تداوم این اختلال‌ها، قیمت نفت برنت می‌تواند از ۱۲۰ دلار نیز عبور کند. اما مسئله فقط قیمت نفت خام نیست؛ نفت گران‌تر با فاصله زمانی کوتاهی اثر خود را بر قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، هزینه حمل‌ونقل، تولید صنعتی و در نهایت مواد غذایی نشان می‌دهد. میانگین قیمت بنزین در آمریکا به ۴.۳۶ دلار در هر گالن رسیده و شرایط گازوئیل حتی از این هم نگران‌کننده‌تر است؛ در حالی که تا پیش از هفته گذشته، قیمت هر گالن گازوئیل هیچ‌گاه به ۶ دلار نرسیده بود، اکنون از مرز ۶.۳ دلار نیز فراتر رفته است. فشار انرژی تنها به آمریکا و بازار نفت و مشتقات آن محدود نمی‌شود. اروپا نیز طی هفته‌های اخیر با افزایش قیمت گاز طبیعی مواجه شده است. قراردادهای آتی گاز در هلند (TTF) در روزهای اخیر به بیش از ۸۳ یورو در هر مگاوات‌ساعت رسیده‌اند، در حالی که این رقم پیش از جنگ حدود ۳۰ یورو بود. بانک مرکزی اروپا نیز هشدار داده است که قیمت گاز و فرآورده‌های نفتی از جمله گازوئیل، بالاتر از سطوحی قرار گرفته که در سناریوهای پیشین این بانک پیش‌بینی شده بود.

یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر، تغییر در محاسبات عربستان سعودی است. خط لوله شرق به غرب عربستان با طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر، در طول جنگ به مسیری حیاتی برای دور زدن تنگه هرمز تبدیل شده بود. اما پس از حمله پهپادی اخیر انصارالله، این خط لوله از مدار خارج شده است. در چنین شرایطی، عربستان ناچار شده است بخشی از صادرات خود را دوباره از خلیج‌فارس و تنگه هرمز عبور دهد؛ یعنی همان مسیری که ریاض تلاش می‌کرد طی ماه‌های جنگ از تردد در آن فاصله بگیرد.

چین تقاضا را بالا کشید

در سوی دیگر، چین در ماه‌های آغازینِ جنگ ایران و آمریکا، از ذخایر عظیم نفتی خود برای مهار بخشی از این شوک استفاده کرد. چین طی سال‌های گذشته حجم درخور توجهی نفت در ذخایر تجاری و راهبردی خود گردآوری کرده و برآوردها حجم کل این ذخایر را بین ۱ تا ۱.۴ میلیارد بشکه تخمین می‌زنند. با این حال، رویترز به‌تازگی گزارش داده است که چین در ماه ژوئیه، پس از چند ماه کاهش واردات، دوباره به بازار بازگشته و روزانه حدود ۲۰۰ هزار بشکه به ذخایر خود افزوده است. این رویداد اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا هنگامی که چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، در شرایط کمبود عرضه جهانی برای پر کردن مخازن خود وارد بازار می‌شود، عملاً تقاضا را بالا می‌برد و این مسئله به افزایش بیشتر قیمت جهانی نفت دامن می‌زند.

اوراق قرضه آمریکا؛ جبهه دوم جنگ اقتصادی

شوک انرژی اکنون از بازار نفت به بازارهای مالی نیز سرایت کرده است. بازده اوراق ده‌ساله خزانه‌داری آمریکا در روزهای گذشته از ۵ درصد عبور کرد؛ سطحی بی‌سابقه از سال ۲۰۰۷ تاکنون که هزینه تأمین مالی دولت و بخش خصوصی آمریکا را سنگین‌تر کرده است. این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که بدهی دولت آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار گذشته و نگرانی‌ها درباره کسری بودجه نیز تشدید شده است. اوضاع آمریکا نسبت به سایر کشورها پیچیده‌تر است. آمارهای وزارت خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد حجم اوراق خزانه‌داری در اختیار خریداران خارجی تا پیش از جنگ معادل ۹ تریلیون و ۴۸۹ میلیارد دلار بوده، اما در خرداد به ۹ تریلیون و ۲۹۹ میلیارد دلار رسیده که حاکی از افتی ۱۹۰ میلیارد دلاری است. این مسئله به معنای تسریع روند فروش اوراق خزانه‌داری درست در ماه‌هایی است که واشینگتن به دلیل جنگ با ایران و جهش هزینه‌های نظامی، بیش از هر زمان دیگری به تأمین مالی نیاز دارد.

گسترش پیامدهای اقتصادی جنگ خاورمیانه به دیگر نقاط جهان، اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی را ناچار به اتخاذ اقداماتی کرده که شرایط را برای آمریکا دشوارتر می‌کند. ژاپن پس از تضعیف ارزش ین در پی جنگ، دست به مداخله ارزی بی‌سابقه‌ای زد. بررسی داده‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد مانده اوراق بدهی آمریکا در اختیار ژاپن، از ۱۲۳۹.۳ میلیارد دلار در مقطع پیش از جنگ به ۱۱۱۶.۷ میلیارد دلار در خرداد کاهش یافته است؛ رقمی که از افت بیش از ۱۲۲ میلیارد دلاریِ این دارایی‌ها تنها ظرف ۴ ماه نخست جنگ حکایت دارد. علاوه بر این، آمارها حاکی از آن است که چین نیز طی یک سال منتهی به پایان خرداد امسال، بیش از ۹۸ میلیارد دلار از اوراق قرضه آمریکا را واگذار کرده است. نکته قابل‌توجه این است که فشار فروش اوراق قرضه آمریکا از سوی چین پس از آغاز جنگ شدت گرفته است؛ به‌گونه‌ای که در چهار ماه پس از شروع جنگ حدود ۶۱ میلیارد دلار اوراق فروخته شده، در حالی که در هشت ماه پیش از آن این رقم تنها ۳۷ میلیارد دلار بوده است.

بازار فروشندگان اوراق خزانه‌داری ممکن است میزبان مهمانی ناخوانده نیز باشد: کانادا. تشدید تنش‌های تجاری میان اوتاوا و واشینگتن در روزهای اخیر به افت ارزش دلار کانادا منجر شده است. در صورت تداوم این روند، بعید نیست اوتاوا نیز همان راهبردی را در پیش بگیرد که پیش‌تر ژاپن آغاز کرده بود: فروش اوراق خزانه‌داری آمریکا. هرچند تاکنون نشانه‌ای رسمی از تمایل کانادا به انجام این کار دیده نشده، اما این اقدام می‌تواند به‌منزله سپری حفاظتی برای کانادا و در عین حال ضربه‌ای سنگین به اقتصاد آمریکا باشد. حفظ ارزش دلار کانادا و بازگشت سرمایه‌ها به این کشور، انگیزه‌هایی هستند که ممکن است مقامات کانادایی را به استفاده از این ابزار ترغیب کنند؛ رویدادی که در طرف مقابل، با جهش نرخ بهره اوراق قرضه، بحران مالی کاخ سفید را تعمیق خواهد کرد.

فدرال‌رزرو در برابر ترامپ

ملموس‌ترین پیامد این بحران برای خانواده‌های آمریکایی، در بازار مسکن نمایان شده است. میانگین نرخ وام مسکن ۳۰ساله در شهریورماه به ۶.۸ درصد رسید که بالاترین رقم در بیش از یک سال گذشته است. دلیل این جهش کاملاً مشخص است: نفت گران‌تر و تورم بالاتر، بازده اوراق و نرخ‌های بهره بلندمدت را بالا می‌برند و نرخ وام مسکن در آمریکا نیز پیوند مستقیمی با همین بازده بازار دارد. فدرال‌رزرو شب گذشته نرخ بهره سیاستی را با ۰.۲۵ درصد (۲۵ واحد پایه) افزایش به ۴ درصد رساند؛ اقدامی که کاملاً در تضاد با خواسته‌های دونالد ترامپ بود. رئیس‌جمهور آمریکا بارها خواستار کاهش نرخ بهره شده بود، اما شوک انرژی و تورم ناشی از جنگ، فدرال‌رزرو را ناچار به اتخاذ سیاست پولی انقباضی‌تر کرد. بدین ترتیب، جنگی که قرار بود موقعیت آمریکا را تحکیم کند، در داخل این کشور بحران بنزین، تورم، وام مسکن و نرخ بهره را رقم زده و اقتصاد این کشور را گامی دیگر به‌سوی رکود تورمی سوق داده است.

شوک تنگه‌ها به قلب وال‌استریت

انصارالله اکنون باب‌المندب را به ابزار فشاری اقتصادی علیه ائتلاف مهاجم بدل کرده است. در این میان، نقش ایران در تنگه هرمز اهمیتی دوچندان یافته است. شیوه مواجهه ایران با رفت‌وآمدها در تنگه هرمز، به‌ویژه از اکنون تا روز انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، نقشی تعیین‌کننده در روند جنگ خواهد داشت. به باور بسیاری از تحلیل‌گران، اگر ایران همچنان اهرم تنگه هرمز را حفظ کند و فشار اقتصادی بر واشینگتن را ادامه دهد، احتمال شکست ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای افزایش خواهد یافت و با این شکست، بستر پایان جنگ مهیا‌تر می‌شود. در مقابل، اگر ایران این اهرم راهبردی را از دست بدهد، بخت پیروزی ترامپ در انتخابات پیش‌رو پررنگ‌تر خواهد شد و او با پشتوانه سیاسی بالاتری فشارهای نظامی و اقتصادی را در دو سال باقی‌مانده از دوره ریاست‌جمهوری‌اش علیه ایران پی خواهد گرفت. برای ترامپ، این پاشنه آشیل واقعی است؛ در صورت فرسایشی شدن جنگ، نفت گران، گازوئیل ۶ دلاری، بنزین بالای ۴ دلار، اوراق قرضه ۵ درصدی و وام مسکن ۷ درصدی همگی به بار سنگینی بر دوش خانوار آمریکایی تبدیل می‌شوند که اثر مستقیم آن سر سفره و سبد معیشت شهروندان این کشور مشهود خواهد بود.