به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ پروفسور مسعود درخشان، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در گفت‌وگویی با رادیو اقتصاد مسائل اساسی و کلان اقتصاد ایران را تشریح کرد. پروفسور درخشان در این گفت‌وگو اظهار داشت: علیرغم پیروزی انقلاب اسلامی، عدم موفقیت ما در کاهش وابستگی به درآمدهای حاصل از فروش نفت خام، بیش از هر چیز به طرز فکر مدیران ارشد نظام سیاسی و اقتصادی کشور و مشاورانشان برمی‌گردد. متأسفانه مشاوران مقامات بر این باورند که به دلیل برخورداری از ذخایر خدادادی نفت و گاز، باید حداکثر استفاده را در افزایش تولید و صادرات این منابع داشته باشیم تا با ارز به‌دست‌آمده، نیازهای اصلی برای رشد و توسعه را از بازارهای خارجی خریداری کنیم. این اقتصاددان بیان کرد: این طرز فکر باعث شکل‌گیری مثلثی شده که یک وجه آن، امکان‌پذیریِ توسعه‌یافتگی از طریق خرید توسعه از بازارهای جهانی است؛ یعنی توسعه اقتصادی را کالایی فرض کرده‌اند که می‌توان از خارجی‌ها خرید. این یک اشتباه بسیار بزرگ است؛ چرا که توسعه اقتصادی فرآیندی پیچیده است و به سبک تفکر خاص، استفاده از ظرفیت‌های علمی، فنی، نیروی انسانی داخلی و سازماندهی‌های ویژه نیاز دارد.

پروفسور درخشان ادامه داد: این تفکر غلط، هم قبل از انقلاب و هم پس از آن حاکم بوده است؛ به نحوی که رئیس‌جمهور فعلی صراحتاً گفت: “من بدون داشتن رابطه با خارج نمی‌دانم چطور باید این مملکت را اداره کنم.” رابطه با خارج مانعی ندارد، اما رابطه باید برای رسیدن به استقلال اقتصادی باشد، نه تشدید وابستگی. وی تصریح کرد: بنابراین مثلثی شکل گرفته که در آن، صدور نفت خام لازمه کسب دلار برای خرید توسعه است و برای صادرات هم باید با دنیا هماهنگ باشیم تا تحریم نشویم؛ این مثلث باید شکسته شود. پس از ۸ سال جنگ تحمیلی که زمان مناسبی برای رشد و توسعه واقعی بود، دولت سازندگی آمد و این الگو را اجرا کرد و دولت‌های بعدی نیز همین مسیر را ادامه دادند. این ریشه اصلی قضیه است.

پروفسور درخشان گفت: آقای احمدی‌نژاد با روحیه‌ای انقلابی وارد شد، اما در حوزه اقتصاد در همان الگوی قدیمی ماند، زیرا متوجه نشد تا زمانی که اصلاحات ساختاری اتفاق نیفتد و کشور به‌ویژه در بخش تولید روی پای خود نایستد، مبارزه در ابعاد سیاسی با تنگنا مواجه می‌شود. وی افزود: آن زمان مرتب می‌گفتم بزرگ‌ترین مانع ما در پیشرفت، ساختار اقتصادیِ به‌ارث‌رسیده از گذشته است، نه ابعاد سیاست‌های کلی نظام که مقام معظم رهبری بیان می‌فرمودند. در دوره دولت آقای احمدی‌نژاد حدود ۷۰۰ میلیارد دلار صادرات نفت داشتیم که رقم بسیار بالایی بود، اما نتیجه آن سیاست‌های غلط اقتصادی این شد که در دوره دوم دولت او، به دلیل واردات کور و حساب‌نشده، ده‌ها و صدها واحد تولیدی بزرگ و کوچک از بین رفتند و بیکاری شروع به رشد کرد.

سراب سریال برجام و خسارت محض

این استاد اقتصاد دانشگاه بیان کرد: وضع اقتصاد کشور به بیماری طولانی و مزمنی تبدیل شده است. بیماری‌های اقتصادی نوعاً مانند سرطان هستند و دوره پنهان دارند؛ وقتی علائم بحران ظاهر می‌شود، مبارزه با آن‌ها و رفع آثار سوءشان زمان‌بر خواهد بود. درخشان خاطرنشان کرد: هم‌اکنون مجلس شورای اسلامی حرف‌های انقلابی و خوبی زده و آماده به کار است، اما دولت به نظر می‌رسد هنوز در رویاهای خود به سر می‌برد و دست از “سریال برجام” برنداشته است. به جای اقدامات انقلابی در برابر تحریم‌های آمریکا، هفت سال مردم را سرگرم دیدن این سریال کرده‌اند. حتی پس از جنایات آمریکا و به شهادت رساندن سردار دل‌ها، حاج قاسم سلیمانی، و دانشمند بزرگ کشورمان شهید فخری‌زاده، مردم متوجه ماهیت قضایا شدند، اما دولت هنوز می‌گوید صبر کنید که قسمت‌های خوب این سریال در راه است. وی تأکید کرد: امروز مردم فهمیده‌اند اصلاً نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد؛ همان کلامی که رهبر انقلاب همان ابتدا فرمودند که به مذاکرات خوش‌بین نیستند، زیرا ایشان آمریکا را بهتر از هر کسی می‌شناسند. اما دولت رفت و نتیجه‌اش یک خسارت محض شد. عنوان “تدبیر و امید” اصطلاح قشنگی بود، اما تدبیرشان در هفت سال صرف شکل دادن به برجام شد و امیدشان هم این بود که دوباره به نقطه اول بازگردند.

بانک‌های خصوصی؛ بلای جان اقتصاد ایران

درخشان در پاسخ به این پرسش که چرا نتوانستیم اقتصاد را از درون قوی کنیم، گفت: مشکلات اقتصاد ملی نه تنها حل نشده، بلکه به صورت فزاینده رو به رشد است. دلیل آن است که دولت تدبیر و امید، تمام تدبیرش را به ایجاد رابطه با آمریکا معطوف کرد و به کلی از مسائل اقتصاد ملی غافل شد. وی خاطرنشان کرد: در دولت اول مرحوم هاشمی رفسنجانی بعد از جنگ، صندوق بین‌المللی پول آمد و سیاست‌های تعدیل اقتصادی را دیکته کرد و تمام بدبختی‌های اقتصاد ما از تبعیت از برنامه‌های آن صندوق آغاز شد. دولت سازندگی و اصلاحات، بزرگ‌ترین فرصت تاریخی ساخت اقتصاد ملی را سوزاندند؛ آن‌ها روحیه مردم، سبک زندگی و فرهنگ خوداتکایی را از بین بردند و اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی را به محور اقتصاد تبدیل کردند.

اقتصاد مقاومتی؛ شعاری که پشت در دولت ماند

این اقتصاددان تأکید کرد: دولت فعلی نتوانست رهنمودهای رهبر معظم انقلاب درباره اقتصاد مقاومتی را پیاده کند، چرا که اصلاً به مسائل داخلی نپرداخت. به بودجه‌ها و برنامه‌های عمرانی نگاه کنید؛ در هیچ کجای آن‌ها هدف، حل ریشه‌ای مشکلات ساختاری اقتصاد کشور نبوده است. درخشان در ادامه تصریح کرد: مدام نگویید نقدینگی! این نقدینگی وارد بانک‌ها می‌شود. با صراحت می‌گویم بانک‌های خصوصی بزرگ‌ترین بلا برای اقتصاد ملی بوده، هست و خواهد بود. به نمایندگان مجلس می‌گویم به مرکز پژوهش‌های مجلس دستور دهند گزارشی کامل از عملکرد بانک‌های خصوصی و شرکت‌های بیمه از زمان تأسیس تاکنون ارائه دهند تا مشخص شود این‌ها چه خدمتی به اقتصاد کرده‌اند. وی گفت: توصیه دوم به نمایندگان این است که بازار سکه باید به کلی جمع‌آوری شود. در هیچ کشوری بازاری برای خرید و فروش سکه به این شکل وجود ندارد. عثمانی‌ها سکه زدند، رضاخان هم تقلید کرد و بعد از انقلاب هم کاسبان لیبرالیسم بازار سکه راه انداختند.

وقتی ذخایر طلا در جنگ اقتصادی، به حراج رفت

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی می‌گوید: چرا در زمان ریاست آقای سیف بر بانک مرکزی، ۶۴ تن طلا تبدیل به سکه شد تا مثلاً قیمت را کنترل کنند؟ کجای دنیا کشوری که در حال جنگ اقتصادی است، ذخایر طلای خود را به حراج می‌گذارد تا به جیب سکه‌فروش‌ها برود؟ با این ۶۴ تن طلا می‌شد صنعت خودرو، هواپیمایی، کشتی‌سازی و ده‌ها کارخانه پتروشیمی را احیا کرد، اما آن را به سکه‌فروشان دادند.