نویسنده: محسن فرهمند
حسین مرعشی، برادر زن مرحوم رفسنجانی، که از معروف ترین الیگارش های ایرانی و از چهرههای شناختهشده حزب کارگزاران به شمار می آید، در اظهاراتی مدعی شده است: «چینیها خیلی روشن به ما گفتهاند که تنگه هرمز را باز میکنید، عوارض نمیگیرید، با عربستان سعودی و آمریکا مسائل خود را حل میکنید، بعد قالیباف به چین میآید.»
این ادعا در شرایطی مطرح شده که دفتر نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین، در واکنش به انتشار مطالبی درباره مشروط شدن سفر نماینده ویژه ایران و توسعه روابط تهران و پکن، صریحاً اعلام کرده است که «انتساب چنین شروطی به طرف چینی و ادعای مشروط شدن سفر و توسعه روابط دو کشور به این موارد، فاقد صحت است.» این دفتر همچنین تأکید کرده «مخالفت قاطع و صریح چین با تحریمهای یکجانبه آمریکا، نشانه رویکرد حمایتی پکن در قبال جمهوری اسلامی است و روابط دو کشور بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک و مشارکت جامع راهبردی دنبال میشود.»
پکن چه گفته و مرعشی چه میگوید؟
اظهارات مرعشی زمانی عجیبتر میشود که رفتار واقعی چین در ماههای گذشته را کنار این ادعا قرار دهیم. اسکات بنست روز گذشته اذعان داشت که چین از پیوستن به بیانیه گروه ۲۰ درباره محکومیت کنترل قانونی ایران بر تنگه هرمز خودداری کرده است؛ بیانیهای که خواستار کشتیرانی آزاد و ایمن در تنگه هرمز بود.
رفتار چین در شورای امنیت نیز قابل توجه است. طی ماههای سپریشده از آغاز جنگ تحمیلی سوم، پکن با وتوی قطعنامههای ضدایرانی و ایستادگی در برابر تلاشهای بحرین و برخی کشورهای عربی برای فشار بیشتر علیه ایران در شواری امنیت، عملاً اجازه نداده است شورای امنیت به ابزار دیگری برای تشدید فشار بر تهران تبدیل شود؛ آن هم در شرایطی که حملات علیه ایران از خاک و آسمان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس انجام شده بود.
اینها البته به معنای همسانی کامل منافع ایران و چین نیست؛ اما میان «اختلاف منافع» و «شرط گذاشتن چین برای تسلیم ایران در برابر آمریکا» فاصلهای بسیار بزرگ وجود دارد.
دشمنی با شرق برای باز کردن در غرب
این اولین بار نیست که جریان کارگزاران و بخشهایی از طیف برجامی، مشکلات رابطه ایران با شرق را به رابطه با آمریکا گره میزنند. پیشتر نیز محمدجواد ظریف در پایان دولت روحانی، مانع عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای را مسئله FATF عنوان کرده بود؛ حال آنکه در ماههای ابتدایی دولت شهید رئیسی، بلوک شانگهای با درک تغییر رویکرد سیاست خارجی و فاصله گرفتن از نگاه یکجانبه به غرب، عضویت رسمی ایران را تایید کرد و سپس مسیر عضویت در بریکس نیز طی شد.
بخش مهمی از بنبست روابط ایران با قدرتهای غیرغربی، نه ناشی از امتناع آنها از همکاری، بلکه ناشی از رویکردی بود که همه راهها را به واشنگتن ختم میکرد. حتی ظریف در آخرین گزارش برجام به کمیسیون امنیت ملی مجلس، بهصراحت از این گلایه کرده بود که «اگر در ایران درباره کار متوازن با شرق و غرب اجماع وجود داشت و کشور با خوشبینی به ورود شرکتهای غربی، دوستان شرقی خود را دلسرد نمیکرد، آنها در دوران سختی سرخورده نمیشدند. »
چین حتی در فشار اقتصادی آمریکا کنار نکشید
با وجود انفعال عمدی دولت پزشکیان در توسعه روابط با چین که ناشی از حضور و نفوذ عناصر غربگرا و برجامی در ساختار تصمیمگیری است، پکن در ماههای پس از جنگ با ادامه خرید نفت ایران و سپس پس از اعلام جنگ اقتصادی جدید آمریکا، موضع روشنی درباره عدم تبعیت از تحریمهای یکجانبه واشنگتن اتخاذ کرد.
منطق چین نیز روشن است. ایران در موقعیتی قرار گرفته که کریدورهای بزرگ ارتباطی چین، از کمربند و جاده تا مسیرهای مرتبط با شمال ـ جنوب، به ثبات و امنیت آن نیاز دارند. ضربه راهبردی آمریکا به ایران میتواند مستقیماً منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی چین را نیز تهدید کند. در چنین شرایطی، تصویرسازی از چین بهعنوان کشوری که منتظر اجازه آمریکا برای رابطه با ایران است، نه با واقعیتهای میدانی سازگار است و نه با منطق منافع پکن.
«بیهودهگویی» علیه منافع ملی
مجیدرضا حریری، عضو اتاق بازرگانی ایران و چین، نیز در واکنش به این مباحث در توئیتی نوشت: «روابط ایران و چین همیشه متعادل و رو به توسعه است و هیچگاه چین در امور داخلی و روابط ایران با دیگر کشورها دخالت ندارد. مباحث جناحی نباید منافع ملی را مخدوش کند و بیهودهگویی در این مورد باعث زیان ملی است.»
سیدامیر سیاح، فعال سیاسی و مشاور سابق قالیباف، نیز در توئیتی با لحنی تندتر نوشت: «از اینطرف با سمپاشی در روابط ایران-چین، به غرب علامت جاننثاری میدهند از آنطرف، هرسال صدهامیلیون دلار خودروی چینی وارد و سرهم میکند و چندبرابر قیمت به مردم میاندازد! برای این شارلاتان، چین کاسبی دوسر بُرد است.»
الیگارشی سیاسی و هزینهای که ملت میپردازد
در روسیه، یکی از درسهای مهم سالهای جنگ اوکراین، برخورد سختتر پوتین و مدیران اقتصادی روسیه با الیگارشها و شبکههای مالی و بانکی آنان بود؛ روندی که در تقویت اعتبار روبل و افزایش تابآوری اقتصادی روسیه مؤثر علی رغم جنگی طولانی و بزرگ تاثیرگذار بود.
ایران نیز نیازمند مقابله جدی با هر شبکهای است که منافع جناحی را بر منافع ملی مقدم میکند. ثروت عظیم باند مشهور به باند کرمانیها در اقتصاد ایران همواره مورد سوال جدی و ابهام ملت ایران قرار داشته است؛ وقت آن است قوه قضائیه با ورود به پرونده این دروغسازی علیه منافع ملی پیوست اقتصادی این جریان را هم بررسی و بازخواست کند.
ادعای عجیب در میانه جنگ روایتها
در شرایطی که چین در برابر فشارهای آمریکا علیه ایران مواضعی حمایتی اتخاذ کرده، از پیوستن به بیانیه ضدایرانی گروه ۲۰ درباره تنگه هرمز خودداری کرده و در شورای امنیت نیز در برابر تلاشها برای فشار بیشتر بر تهران ایستاده است، طرح ادعاهای دروغ از سوی مرعشی درباره اینکه پکن رابطه با ایران را به حل اختلاف تهران و واشنگتن مشروط کرده، عملاً چیزی جز خوش خدمتی از سوی الیگارشها برای آمریکا و مخدوش کردن منافع ملی نیست.