- نویسنده: محسن فرهمند
سازمان همکاری شانگهای در دو دهه گذشته به یکی از مهمترین نهادهای چندجانبه در حال شکلگیری در برابر ساختارهای تحت سلطه غرب تبدیل شده است؛ سازمانی که چین، روسیه، هند و کشورهای مهم آسیایی را در کنار یکدیگر قرار داده و در متن تغییر نظم بینالملل، وزن قابل توجهی پیدا کرده است.
در چنین بستری، ایران میتوانست از این تریبون برای تشریح جنایت آمریکا در جنگ تحمیلی اخیر، تبیین ضرورت کاهش وابستگی اقتصاد کشورهای عضو به دلار، گسترش همکاریهای امنیتی و اقتصادی و فعالسازی ظرفیتهای ترانزیتی شرق استفاده کند. اما برجستهترین پیام رئیسجمهور، نه درباره ظرفیتهای شرق، بلکه درباره بازگشت احتمالی به تعهدات با واشنگتن بود. مسعود پزشکیان در اجلاس شانگهای در بیشکک قرقزیستان گفت: «به صراحت میگویم به محض اینکه آمریکا به تعهدات خود در قبال یادداشت تفاهم بازگردد، ایران نیز فوراً متقابلاً عمل خواهد کرد.»
در شرایطی که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار و پیچیده با آمریکا و رژیم صهیونیستی است و یکی از کلیدی ترین مسیرهای پیروزی ارتباط با کشورهای غیر غربی است، برجسته کردن آمادگی برای بازگشت متقابل به تفاهم با آمریکا، پیام متفاوتی به افکار عمومی و کشورهای عضو شانگهای مخابره میکند.
نمایش علاقه تهران به بازگشت به تفاهم فریب واشنگتن که هنوز پزشکیان و قالیباف فریب بودن آن را قبول نکردند، آن هم در قلب یکی از مهمترین مجامع غیرغربی جهان، میتواند اعتبار سیاسی ایران را تضعیف و بخشی از دستاوردهای راهبردی جنگ را کمرنگ کند.
**حذف چین از دیدار با پزشکیان!
پزشکیان در سفر به بیشکک میتوانست از حضور در کنار سران چین و روسیه برای تعمیق روابط راهبردی استفاده کند؛ بهویژه چین که یکی از اصلیترین شرکای اقتصادی ایران و از مهمترین ستونهای مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا برعلیه ایران است.
در شرایطی که واشنگتن تلاش میکند با تحریم و فشار اقتصادی مسیرهای تنفس اقتصاد ایران را محدود کند، توسعه روابط با پکن و مسکو یک ضرورت راهبردی است. چین و روسیه میتوانند بخش مهمی از ظرفیتهای اقتصادی، تجاری، مالی و ترانزیتی مورد نیاز ایران را فعال کنند و اثرگذاری تحریمهای غرب را کاهش دهند.
با این حال، پزشکیان تنها به یک احوال پرسی با شیجینپینگ بسنده کرد و هیچ دیدار و گفت وگوی از قبل برنامهریزی شده با بزرگترین قدرت اقتصادی جهان در دستور کار دولت غربگرا قرار نداشت.
**تجربه تلخ دولت روحانی
این نخستین بار نیست که فرصتهای شرقی سیاست خارجی تحت تأثیر نگاه غربمحور قرار میگیرد. در دولت روحانی، بخش بزرگی از ظرفیت سیاست خارجی کشور صرف این تصور شد که گشایش اقتصادی و روابط ایران با جهان، ابتدا باید از مسیر توافق با غرب عبور کند. سال ۲۰۱۵ و همزمان با امضای برجام، بسیاری تصور میکردند این توافق درهای همکاری جهانی را به روی ایران باز خواهد کرد؛ اما هم روحانی و ظریف به چین و روسیه بی اعتنا بودند و هم تهران در همان مقطع همچنان پشت درهای سازمان همکاری شانگهای باقی ماند.
ایران یک بار در سال ۲۰۰۶ و بار دیگر در سال ۲۰۱۵ درخواست عضویت رسمی در شانگهای را مطرح کرده بود که به نتیجه نرسید این وضعیت نشان میدهد دستگاه دیپلماسی در سالهایی که بخش عمده تمرکز خود را بر تنشزدایی با غرب گذاشته بود، از ظرفیت کشورهای آسیایی فاصله گرفته بود.
**پایان بهانهها در دولت شهید رئیسی
ظریف در سال پایانی دولت دوازدهم در نامهای به مسئولان نظام، FATF را یکی از موانع عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای معرفی کرده بود. برخی رسانهها و کارشناسان نزدیک به دولت وقت نیز عضویت دائم ایران در شانگهای بدون پذیرش FATF و رفع تحریمها را «خیال خام» میدانستند. اما تحولات بعدی خلاف این ادعا را ثابت کرد.
با روی کار آمدن دولت شهید رئیسی، جهتگیری سیاست خارجی تغییر کرد و روابط با چین و روسیه در جایگاه بالاتری قرار گرفت. نتیجه این تغییر رویکرد، تنها در افزایش مناسبات دوجانبه خلاصه نشد؛ بلکه مسیر عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای نیز هموار شد.
همزمان با آغاز فعالیت دولت سیزدهم، تاجیکستان، اعلام کرد کشورش موضع خود را تغییر داده و در صورت اتفاق نظر اعضا، از عضویت دائم ایران حمایت خواهد کرد. رئیس مجلس تاجیکستان نیز با سفر به تهران و دیدار با آیتالله رئیسی، از رئیسجمهور ایران برای شرکت در اجلاس شانگهای دعوت کرد. پس از آن، اقدامات فنی و حقوقی عضویت ایران دنبال شد و با تصویب ۴۹ سند، روند عضویت به نتیجه رسید. ایران پس از حدود ۱۸ سال از آغاز نخستین تلاشها، سرانجام به عضویت رسمی این سازمان درآمد.
این تحول محصول یک واقعیت روشن بود: وقتی نگاه سیاست خارجی از غرب فاصله گرفت، شرق نیز درهای خود را به روی ایران بازتر کرد.
آمریکا بهخوبی میداند اتصال اقتصادی ایران به چین و روسیه، توسعه همکاریهای منطقهای و کاهش وابستگی به دلار، قدرت اثرگذاری تحریمهایش را کاهش میدهد. بنابراین طبیعی است که واشنگتن برای بازگرداندن ایران به مدار مذاکره و وابستگی سیاسی تلاش کند. غیرطبیعی آن است که دولت ایران در حساس ترین شرایط، درست در میانه یکی از مهمترین مجامع شرقی جهان، داوطلبانه همان پیامی را مخابره کند که آمریکا برای شنیدن آن تلاش میکند.