• نویسنده: محسن فرهمند

روزهای اخیر اظهار نظر پرحاشیه ترین نزدیکان رئیس جمهور شدت بیشتری به خود گرفته. در همین چارچوب، ابتدا جعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در اظهارنظری جنجالی گفته بود: «من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا رهبر ما را شهید می‌کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم؛ قرار نیست همه ما شهید شویم.» این سخن، فارغ از موضع سیاسی گوینده که بدون هیچ سابقه اجرایی و فقط به دلیل رفاقت با پزشکیان به پست معاونت رئیس جمهور رسیده، یک مسئله اساسی را ایجاد می کند که قائم پناه بر اساس کدام مأموریت و تخصص باید درباره یکی از ارکان راهبرد امنیت ملی کشور چنین نسخه‌ای ارائه کند؟ ماجرا به همین‌جا ختم نشد.
یوسف پزشکیان، فرزند پرحاشیه رئیس‌جمهور، نیز وارد میدان شد؛ فردی که منصب سیاسی رسمی ندارد، اما درباره یکی از حساس‌ترین مسائل کشور چنان سخن می‌گوید که گویی عضو تصمیم‌گیر در حوزه امنیت ملی است. او در دفاع از جعفر قائم‌پناه گفته است: «این همه فضاسازی و حمله به دکتر قائم‌پناه نشان‌دهنده سطح پایین توسعه‌یافتگی ماست... غنی‌سازی نه اصول دین ماست، نه ناموس ماست و نه حیات ما به آن وابسته است.» وی سپس غنی‌سازی را تابع محاسبه هزینه و فایده دانسته و گفته است اگر منافع کشور در غنی‌سازی باشد باید ادامه پیدا کند و اگر نباشد باید متوقف شود.
اظهارات فرزند رئیس‌جمهور در شرایطی است که او هیچ تخصصی درباره غنی‌سازی، توان موشکی، بازدارندگی و راهبرد هسته‌ای کشور ندارد به همین جهت مواضعی اتخاذ می‌کند که در نهایت نسخه تضعیف ایران را می‌پیچد و کشور را بی‌دفاع می‌کند.او دانسته یا نادانسته در مسیری قدم بر می‌دارد که راه را برای دشمن هموار می‌کند و تصویری ضعیف و مستاصل از ایران به آمریکا مخابره می‌کند.

 عبرت حسن نیت‌های دولت پزشکیان و پاسخ دشمن

ساکنان پاستور تلاش دارند تا جنگ را نتیجه عدم معامله بر سر مساله غنی‌سازی نشان دهند. این درحالی است که ایران همواره در پرونده هسته‌ای اهل حسن‌نیت بوده است. یک‌بار تعلیق کامل فعالیت‌های هسته‌ای در سعدآباد و بروکسل در بازه 82 تا تیر 84 تجربه شد و نتیجه آن، نه پایان فشار، که صدور 7 قطعنامه شورای حکام و نهایتا ارسال پرونده ایران به شورای امنیت در بهمن 84 بود. سال‌ها بعد نیز برجام با محدودیت‌های گسترده بر برنامه هسته‌ای ایران اجرا شد؛ اما حاصل آن برای ایران، استمرار فشار، تحریم، مکانیسم ماشه و در نهایت رسیدن به نقطه جنگ بود. حتی در دوره اخیر یعنی از فروردین 1404، نیز مسیر دیپلماسی و امتیازدهی بارها آزموده شد اما آمریکا حتی مماشات جویی دولت پزشکیان را هم پذیرا نبود.
اظهارات ولادیمیر پوتین در کنفرانس خبری روز 8 می 2026 همین مساله را نشان می‌دهد. رئیس‌جمهور روسیه تصریح کرده که پیش از 9 اسفند 1404،« ایران با رقیق‌سازی و انتقال اورانیوم با غنای ۶۰ درصد موافقت کرده بود، اما این آمریکا بود که مخالفت کرد و خواستار انتقال آن صرفاً به خاک آمریکا شد.» یعنی حتی یک عقب‌نشینی قابل توجه نیز نتوانست رضایت واشنگتن را تأمین کند
سعید لیلاز به نقل از شهید علی لاریجانی درباره مذاکرات میان دو جنگ نیز نشان می‌دهد عقب نشینی ایران کارساز نبوده است. لیلاز گفته است «از مهر 1404 طرف ایرانی چندین بار پیشنهادهای خود را تعدیل کرد، اما هر بار طرف آمریکایی خواسته‌های بیشتری مطرح کرد تا نهایتاً این جمع‌بندی شکل گرفت که واشنگتن دنبال مصالحه نیست و احتمال جنگ بالاست».
ارزیابی جاناتان پاول، مشاور امنیت ملی دولت بریتانیا نیز نشان می‌دهد دولت پزشکیان آماده عقب نشینی در حوزه هسته‌ای بوده اما با درب بسته واشنگتن روبه رو شده است. ؛ بر اساس این اظهارات، «پیشنهادهای ایران در آخرین دور مذاکرات آن‌قدر قابل توجه بوده که از نگاه این مقام بریتانیایی می‌توانست از وقوع جنگ جلوگیری کند». اگر این سه فکت کنار یکدیگر قرار گیرند، یک سؤال بسیار جدی شکل می‌گیرد: آیا واقعاً مسئله آمریکا با ایران «غنی‌سازی» بود یا غنی‌سازی صرفاً یکی از بهانه‌های فشار بود و آمریکای ترامپ دیوانه به دنبال جنگی برای اسرائیل بود.

مساله تسلیم ایران است نه هسته‎ای

حتی فراتر از اینها، ایران طی بیش از دو دهه نشان داده که اگر اراده می‌کرد، می‌توانست مسیر دیگری در قبال سلاح هسته‌ای انتخاب کند؛ اما چنین نکرد و بر عدم حرکت به سمت ساخت سلاح تأکید داشت.


مسئله قائم‌پناه و یوسف پزشکیان از این جهت مهم است که جامعه ایران تجربه تلخی از تبدیل نسبت خانوادگی و نزدیکی سیاسی به قدرت دارد. تجربه حواشی مربوط به فرزندان و خانواده مرحوم رفسنجانی و برادر روحانی ، نشان داد که «نزدیکی به قدرت» اگر بدون شفافیت و پاسخگویی باشد، می‌تواند به مسئله‌ای برای اعتماد عمومی تبدیل شود.


اکنون دست چپ و راست رئیس‌جمهور در حرکتی مشکوک و قابل تامل به نسخه پیچی برای راهبردی‌ترین مسائل کشور می‌پردازند. آنها در حالی پایان برنامه هسته‌ای یا غنی‌سازی را تئوریزه می‌کنند که خود احتمالا بهتر از دیگران می‌دانند که مذاکرات دولت پزشکیان همه در جهت مماشات برای مساله هسته‌ای بوده اما دشمن تنها به تسلیم و بلعیدن ایران فکر می‌کند.


آدرس‌های غلط دولتی‌ها

بهانه هسته‌ای بسیار نخ‌نما شده است. پیش از جنگ با ایران 18 نهاد اطلاعاتی و امنیتی آمریکا اذعان کردند که ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. بسیاری از منتقدان رئیس‌جمهور آمریکا در واشنگتن نیز معتقدند اگر ترامپ به دنبال دورکردن ایران از سلاح اتمی بود بهترین راه بازگشت به برجام و تحمیل دوباره محدودیت‌های هسته‌ای ایران است. ترامپ حاضر به توافق با ایران نیست چون او مساله‌ای فراتر از هسته‌ای در ذهن داشته و دارد. ساده‌لوحان داخلی در برابر فهم همین منطق ساده مقاومت می‌کنند.