- نویسنده: مسعود حنیفی
چندی پیش، هیئتمدیره انجمن صنفی شرکتهای نمایش ویدئویی آنلاین در نامهای به رئیسجمهور از وی تلویحا خواستند که زیر پای ساترا، بهعنوان نهاد تنظیمگر را خالی کند و به تعبیر گزارشی که روزنامه «سازندگی» روز دوشنبه، ۲۳ شهریور منتشر کرد «به داد آنها» برسد. اما سوالی که در ابتدای امر پیش میآید، این است که چرا ویاُدیها، وزارت ارشاد و بازوهای رسانهای آنها تمام امکانات خود را برای مقابله با ساترا بسیج کردهاند و هر روز بهمنظور چنگ و دندان نشان دادن در برابر این نهاد تنظیمگر دست به اقدام جدیدی میزنند و تمام حرفشان هم این است که صداوسیما در مقام یکی از پایگاههای اصلی تولید محتوا نباید دست به کنترل و نظارت بر رفتار پلتفرمها بزند و این یک نقض غرض اساسی است. ظاهر حرف با نگاه سادهسازانه گردانندگان شبکه نمایش خانگی کاملا صحیح بهنظر میرسد، اما وقتی وارد جزئیات ماجرا میشویم، استدلال سست هیئت مدیره انجمن صنفی شرکتهای نمایش ویدئویی آنلاین بیش از هرچیز جلوهگری میکند. ساترا آخرین سد موجود در مقابل ویاُدیها برای خارج کردن ساحت فرهنگ از کنترل جمهوری اسلامی است و دامن زدن به حاکمیت دوگانه در این زمینه است.
در نامهای که پلتفرمها با امضاء محمدجواد شکوریمقدم، علی سرتیپی، محمدحسین میرطاووسی، سعید رسولاُف و محمد صراف به رئیسجمهور نوشتند، در ظاهر به نحوه اعمال محدودیت و ممیزی انتقاد کردند، نه اصل نظارت، اما وقتی بند-بند این نامه را مورد بررسی قرار میدهیم برایمان بهروشنی مشخص میشود، که اتفاقا مخالفت هیئت مدیره انجمن بر سر هر شکلی از نظارت است و آنها بههیچوجه قائل به حکمرانی نظام اسلامی بر وادی فرهنگ، هنر و صنعت سرگرمی نیستند و اینطور فکر میکنند که چون زمینه را برای فعالیت گلخانهای بعضی از سلبریتیها و تکنسینهای حوزه نمایش فراهم کردهاند، پس قانون باید الزام کاملی به بایدها و نبایدهای این جماعت باشد. آنها درحالی از اعمال نظارت ساترا شکایت دارند که تقریبا تمام تولیداتشان بالاخره در مدار قرار گرفته و پخش شدهاند و حتی اخبار منتشرشده درخصوص توقیف موردی آثار پس از مدت زمان کوتاهی رفع شده است. از سوی دیگر، هنگامیکه وارد تارنمای فیلمنت، فیلیمو، نماوا و... میشویم و محتوای موردنظرمان را انتخاب میکنیم با کوهی از آثار مبتذل، سخیف و ضد ایرانی و اسلامی مواجه میشویم که نوبر است. این یعنی، دستاندرکاران شبکه نمایش خانگی برخلاف ادعای مطروحهشان در نامه، اهل گفتوگو و تعامل حرفهای با ساترا نیستند که خود، جلوی ترویج ابتذال توسط برنامهسازانشان را بگیرند. به همین دلیل است که وجود هر قسم از نظارت -از پسینی و پیشینی گرفته را- درک نکرده و برنمیتابند، زیرا اگر بخواهند طبق قانون عمل کنند، دیگر بود و نبودشان برای جامعه هدف هیچ موضوعیتی ندارد. اساسا سریالها و رئالیتیشوهای موجود در شبکه نمایش خانگی به این خاطر برای بخشی از جامعه جذاب است که آنها پا را از خطوط قرمزی اخلاقی و اسلامی فراتر گذارند، درحالیکه اگر مدیریت شوند خبر چندانی از خرید اشتراک توسط طیف پرسروصدای مخاطبان نیست. اما آیا این همه ماجراست؟ قطعا خیر. انتشار مجموعهها و سریالهایی نظیر «تاسیان»، «کلاغ»، «اجل معلق» و... با وجود رد کردن خطوط قرمز حاکمیتی در وضعیتی صورت میگیرد که سازوکاری به اسم ساترا عهدهدار نظارت بر این قسم محتواهاست؛ حال شرایطی را تصور کنید که این نهاد از چرخه نظارت خارج شود. در مواجهه با این اتفاق دو نگاه شکل میگیرد. نخست آنکه وزارت ارشاد، نظارت را هم به سیاهه مسئولیتهایش اضافه کند و دوم آنکه، پلتفرمها وظیفه خودتنظیمگری را به دوش بکشند. پاسخ هر کدام از این پیشفرضها با وجود اختلاف در جزئیات، یک اثر یکسان و مهم دارد که ان حذف نهاد رهبری از اشراف، کنترل و مدیریت میزانسن فرهنگ است و بهنوعی افکار امثال حسن روحانی در اجرای سند 2030، برجام 2 و کامل کردن چرخه مذاکرات اسلامآباد را در عرصه فرهنگ دربر دارد. در واقع گزارش مفصل روزنامه سازندگی بهعنوان یکی از بلندگوهای جریان غربگرا در همین راستا تلقی میشود و آنها قصد دارند با طرح دوباره پرونده ساترا و پلتفرمها و همینطور طرح دعوایشان در میان افکار عمومی، دوباره سلبریتیها و شهرهها را به میدان بیاورند و از ظرفیت آنها بهمنظور دستاوردسازی برای دولت وفاق بهره ببرند؛ حتی نگارش نامه سرگشاده به رئیسجمهور و مخاطب قرار دادن مسئولی که در این زمینه هیچکاره است، با هدف ولنگاری فرهنگی و کسب سود از راه دیگریسازی با ساختار حکمرانی انجام میشود و هیچ کارکرد منطقی و موجهی جز این ندارد.