• نویسنده: محسن پوردادفر

این خط لوله بیش از هزار کیلومتر طول دارد و نفت را از میدان‌های شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ می‌رساند. ظرفیت آن تا حدود هفت میلیون بشکه در روز می‌رسد. از این میزان، حدود پنج میلیون بشکه برای صادرات و دو میلیون بشکه برای مصرف پالایشگاه‌های داخلی در نظر گرفته شده بود. عربستان این مسیر را دقیقاً برای روز مبادا ساخته بود تا وابستگی صادرات نفت خود به تنگه هرمز را کاهش دهد. پس از اختلال در خلیج فارس و سپس بسته شدن باب‌المندب، همین خط لوله بود که بخشی از نفت سعودی را از طریق دریای سرخ و پس از بسته شدن باب المندب توسط یمن، از طریق کانال سوئز به بازارهای جهانی می‌رساند.

حالا این مسیر جایگزین نیز از مدار خارج شده است. حذف حدود پنج میلیون بشکه نفت از بازار، خبری است که می‌تواند قیمت‌ها را به‌شدت بالا ببرد. اما مقامات سعودی بلافاصله از تلاش برای راه‌اندازی مجدد آن سخن گفته‌اند. این اقدام، بیش از هر چیز، نشانه‌ای از تلاش ریاض برای خوش‌رقصی در برابر آمریکا و جلوگیری از افزایش افسارگسیخته قیمت نفت است. افزایش قیمتی که می‌تواند هزینه‌های سیاسی سنگینی برای کاخ سفید به همراه داشته باشد.

پس از این حمله، عربستان انگشت اتهام را به سوی عراق نشانه رفت و اعلام کرد پهپادها از خاک این کشور پرتاب شده‌اند. دولت غرب‌زده عراق نیز در اقدامی فوری یکی از فرماندهان خود را برکنار کرد و دو گذرگاه مرزی با ایران را تا اطلاع ثانوی بست. این خوش‌رقصی برای عربستان و آمریکا، هیچ آورده‌ای برای بغداد نخواهد داشت.

عراق باید نظم جدید منطقه‌ای را درک کند. تنگه هرمز اکنون در اختیار ایران است. ایران در ماه‌های گذشته برای صادرات نفت عراق تسهیلات ویژه‌ای قائل شد و اجازه عبور بیشتری نسبت به بسیاری از کشتی‌های دیگر به این کشور داد. در مقابل، عربستان که برای مقابله با یمن دست به دامان ترامپ شده بود، تنها ماند. باب‌المندب را از دست داد و در آخر هم مجبور است در برابر انصارالله یمن کوتاه بیاید.

دولت جدید عراق اگر گمان می‌کند با برکناری یک فرمانده و بستن مرزها می‌تواند رضایت شیوخ خلیج فارس و واشنگتن را جلب کند، سخت در اشتباه است. این اقدامات نه تنها امنیت بغداد را تضمین نمی‌کند، بلکه آن را در برابر واقعیت‌های جدید منطقه آسیب‌پذیرتر می‌سازد.