نویسنده: محسن پوردادفر
فارنافرز در گزارشی به یک واقعیت اعتراف کرده است که سالهاست جمهوری اسلامی ایران در میدان عمل آن را به واشنگتن فهمانده است. ایران با تحریم و فشار اقتصادی خفهشدنی نیست. این اعتراف زمانی مهمتر میشود که بدانیم آمریکا طی سالهای گذشته بارها از فشار حداکثری، تحریم فلجکننده و حالا حمله اقتصادی سخن گفته، اما هر بار پس از مدتی، به جای فروپاشی ایران، با کشوری مواجه شده که سازوکارهای جدیدی برای دور زدن فشارها پیدا کرده است.
گزارش فارنافرز البته منکر آثار سنگین تحریمها بر اقتصاد ایران نیست. اما مسئله اساسی اینجاست که کاخ سفید دچار یک خطای راهبردی شده است. تصور میکند هرچه شاخصهای اقتصادی بدتر شود، فاصله ایران تا تسلیم نیز کمتر خواهد شد. حال آنکه اقتصاد ایران طی سالها تحریم، به اقتصادی «تحریمزیسته» تبدیل شده است؛ اقتصادی که بنگاهها، خانوارها و حتی ساختارهای حکمرانی آن، شیوه مواجهه با محدودیتهای خارجی را آموختهاند.
یکی از نکات مهم گزارش این است که صنایع غیرنفتی ایران توانستهاند خود را با شرایط تحریم تطبیق دهند. کاهش ارزش پول ملی اگرچه فشار سنگینی بر مردم وارد کرده، اما همزمان در برخی حوزهها موجب افزایش رقابتپذیری کالاهای ایرانی در بازارهای منطقهای شده است. شرکتها نیز با ایجاد ذخایر کالا و مواد اولیه، خود را در برابر اختلالات زنجیره تأمین بیمه کردهاند. صادرات نفت به چین نیز با استفاده از شبکههای پیچیده تجاری و مالی ادامه یافته است.
این یعنی همان تحریمی که قرار بود اقتصاد ایران را از کار بیندازد، در عمل تهران را به سمت اقتصاد مقاوم، مسیرهای تجاری جایگزین و کاهش وابستگی به غرب سوق داده است.
شاید مهمترین جمله گزارش همین باشد که آمریکا برای پیروزی در جنگ اقتصادی باید عملاً با میلیونها خانوار و صدها هزار بنگاه اقتصادی درگیر شود. این همان نقطهای است که محاسبات اتاقهای فکر واشنگتن به بنبست میرسد.
مردم ایران طی دههها فشار خارجی آموختهاند چگونه در شرایط دشوار زندگی و اقتصاد را اداره کنند. این به معنای بیاثر بودن فشار اقتصادی نیست بلکه به این معناست که فشار اقتصادی الزاماً به نتیجه سیاسی موردنظر آمریکا منجر نمیشود.
امروز مسئله اصلی برای واشنگتن این نیست که آیا میتواند به اقتصاد ایران آسیب بزند یا نه. مسئله این است که آیا این آسیب میتواند ایران را به تسلیم وادار کند؟ پاسخ حتی در گزارش رسانهای مانند فارنافرز نیز روشن است.
آمریکا سالهاست نسخه «خفهکردن ایران» را روی میز گذاشته است اما ایران نهتنها زنده مانده، بلکه هر بار بخشی از وابستگیهای خود به نظام سلطه را نیز قطع کرده است.