• نویسنده: پدرام حسینی

خبر سفر مسعود پزشکیان و هیأت همراه به نیویورک برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، در شرایطی منتشر شده که آمریکا محدودیت‌های هیأت ایرانی را به‌شدت افزایش داده است. اما نگرانی اصلی فقط محدودیت‌های آمریکایی‌ها نیست؛ نگرانی بزرگ‌تر، تکرار مواضع نسنجیده‌ای است که در اجلاس بریکس در دهلی‌نو و اجلاس شانگهای در بیشکک مطرح شد؛ مواضعی که این سؤال را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که آیا برای سخنان رئیس‌جمهور در یکی از مهم‌ترین تریبون‌های بین‌المللی، کنترل و هماهنگی لازم وجود دارد یا قرار است بار دیگر واشنگتن از یک موضع رسمی پزشکیان علیه منافع ایران بهره‌برداری کند؟

اگر قرار نیست بر مواضع نسنجیده پزشکیان که تحت تأثیر اصلاح طلبان، برجامی ها و افرادی همچون قائم‌پناه، یوسف پزشکیان، الیاس حضرتی و طباطبایی قرار دارد، کنترل جدی وجود داشته باشد، اساساً این سفر چه ضرورتی دارد؟ ملت ایران نمی‌خواهد نیویورک به تکرار دهلی‌نو و بیشکک تبدیل شود. قرار نیست رئیس‌جمهور در مهم‌ترین تریبون جهانی، با بیان مواضعی که قابلیت سوءاستفاده سیاسی دارد، بار دیگر برای ترامپ خوراک تبلیغاتی فراهم کند.

این نگرانی وقتی جدی‌تر می‌شود که نفت در کانال بالای ۱۰۰ دلار قرار دارد و در شرایطی که به واسطه فتوحات انصارالله یمن و کنترل تنگه باب‌المندب، ایران و محور مقاومت دست بالاتری در نبرد با آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان منطقه‌ای آنان دارند. کمتر از دو ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، قیمت بالای نفت و انرژی به یکی از نقاط فشار اصلی دولت ترامپ و جناح جنگ‌طلب حامی او تبدیل شده است.

پزشکیان در اجلاس شانگهای، با ابراز تمایل برای بازگشت به توافق با آمریکا، موضعی را مطرح کرد که محل سؤال جدی است؛ توافقی که ترامپ صراحتاً آن را «کاغذپاره» خوانده است. از سوی دیگر، بی‌برنامگی در استفاده از ظرفیت این اجلاس برای تعمیق روابط با چین و روسیه، این سؤال را ایجاد کرد که آیا در دفتر رئیس‌جمهور، اهمیت چنین تریبون‌هایی به‌درستی درک شده است یا خیر.

این وضعیت یادآور هشدار رهبری شهید در سال ۱۳۸۹ در خصوص دولت اصلاحات و در دیدار با هیأت دولت دهم است؛ آنجا که فرمودند: «امروز وقتی رئیس‌جمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می‌رود، من نگرانی ندارم اما قبلاً نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور می‌خواهند چه بگویند؟». اکنون به نظر می‌رسد همان نگرانی قدیمی بار دیگر در حال تکرار است. نگرانی از اینکه تریبون خارجی، به جای نمایش اقتدار و استفاده از ظرفیت‌های جمهوری اسلامی، به محل طرح مواضعی تبدیل شود که طرف مقابل بتواند از آنها بهره‌برداری کند.