محسن پوردادفر


ترامپ باز هم نشان داد برای تحقق اهداف ژئوپلیتیک آمریکا لازم نیست حتماً پرچم این کشور بر فراز یک سرزمین برافراشته شود؛ گاهی کافی است کلید امنیت، پایگاه و سرمایه‌گذاری راهبردی آن سرزمین را در دست بگیرید. او ۱۸ سپتامبر اعلام کرد آمریکا با دانمارک و گرینلند به توافقی رسیده که به واشنگتن «کنترل دائمی بر امنیت و تمامی نیازهای دیگر» گرینلند می‌دهد. ترامپ مدعی شده این توافق «عمر نامحدود» دارد، برای آمریکا هزینه‌ای نخواهد داشت و واشنگتن برای همیشه توانایی انجام اقدامات ضروری در گرینلند را حفظ خواهد کرد.


طبق روایت ترامپ، از این پس هیچ رقیب یا دشمنی نمی‌تواند بدون تأیید کتبی آمریکا در گرینلند پایگاه ایجاد کند، حضور نظامی داشته باشد یا سرمایه‌گذاری حساس انجام دهد. آمریکا نیز قرار است در توسعه تأسیسات با مردم گرینلند همکاری کند.


اگر تعبیر ترامپ از «کنترل دائمی» واقعاً به معنای واگذاری اختیار گسترده و بلندمدت امنیتی باشد، حتی بدون انتقال رسمی حاکمیت، یک پرسش بزرگ پیش روی دانمارک و اروپا قرار می‌گیرد که آیا ممکن است کشوری همچنان از نظر حقوقی صاحب سرزمین باشد، اما در مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت راهبردی آن، اختیار عملش به قدرتی بیرونی گره بخورد؟


اگر مفاد اعلام‌شده عملیاتی شود، وزن ژئوپلیتیک آمریکا در گرینلند به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.


و این همان نقطه‌ای است که تصویر اروپا بیش از هر چیز دیگری قابل تأمل می‌شود. اروپا سال‌ها از «استقلال راهبردی» سخن گفته، اما در پرونده‌ای که مستقیماً به قلمرو یکی از اعضای خود و امنیت قطب شمال مربوط است، واشنگتن در حال تثبیت جای پای نظامی خود است؛ آن هم در منطقه‌ای که ناتو رسماً اهمیت فزاینده آن را برای امنیت جمعی خود اعلام کرده است. برای هزارمین بار، واقعیت سخت قدرت در برابر شعارهای پایتخت های قاره سبز ایستاده است که اروپا اگرچه در قطب شمال حضور نظامی خود را افزایش داده، اما همزمان شاهد گسترش نقش آمریکا در گرینلند است. حتی فنلاند و دیگر متحدان اروپایی نیز در قالب رزمایش‌های ناتو در حال تقویت حضور در این منطقه‌اند.


و اکنون یک واقعیت تاریخی همچنان پابرجاست: آمریکا در آلمان و ژاپن دهه‌ها حضور نظامی داشته و مسئله اصلی واشنگتن با کشورها، بیش از آنکه به شعار وابسته باشد، به منافع و معادلات قدرت مربوط است. در گرینلند نیز مسئله اصلی، موقعیت استثنایی این جزیره در رقابت فزاینده بر سر قطب شمال است؛ رقابتی که در آن روسیه، چین و آمریکا هرکدام به دنبال تثبیت موقعیت خود هستند.
اما یک مانع همچنان سر جای خود است: مردم گرینلند. آنها بارها با ایده واگذاری جزیره به آمریکا مخالفت کرده‌اند و رهبران گرینلند نیز بر حق تعیین سرنوشت مردم این سرزمین تأکید کرده‌اند. بنابراین، ماجرا آزمونی است برای اینکه آیا قرن بیست‌ویکم شاهد بازگشت استعمار در لباس «امنیت»، «سرمایه‌گذاری» و «رقابت قطبی» خواهد بود یا نه.