• نویسنده: محسن پوردادفر

ماجرا از آنجا مهم‌تر می‌شود که عبدالقادر المرتضی، رئیس کمیته ملی امور اسرا در صنعا، با کنایه‌ای معنادار درباره نیروهای مهاجم به اطراف الجوف گفت: «پیشتازان ارتش مزدوران رژیم سعودی که به اطراف الجوف حمله کردند، اکنون به صنعاء رسیده‌اند؛ البته این‌بار در مهمانی ما و به‌عنوان اسیر!»

بر اساس بیانیه نیروهای مسلح یمن، پس از حملات سعودی به مأرب، البیضاء، الحدیده، تعز و الجوف، پاسخ یمن با عملیاتی گسترده علیه اهدافی در جنوب عربستان همراه شد. ابها، نجران، جیزان و خمیس‌مشیط در این عملیات هدف موشک‌های بالستیک و پهپادها قرار گرفتند.

این یعنی معادله‌ای که ریاض سال‌ها تلاش کرده بود آن را یک‌طرفه نگه دارد، دوباره در حال بازتولید شدن است. اگر قرار باشد خاک یمن زیر آتش باشد، زیرساخت‌های سعودی نیز نمی‌توانند خود را خارج از میدان جنگ تصور کنند.

گزارش‌های منتشرشده درباره آتش‌سوزی در پالایشگاه جازان و آسیب به تأسیسات ذخیره‌سازی انرژی و همچنین هدف قرار گرفتن خمیس‌مشیط، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، پالایشگاه جازان پس از حملات دچار آتش‌سوزی و توقف فعالیت شده و منابع نیز از آسیب به بخشی از زیرساخت‌های انرژی خبر داده‌اند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، مسئله برای عربستان صرفاً امنیتی نخواهد بود بلکه پای اقتصاد، سرمایه‌گذاری و اعتبار پروژه‌های پرهزینه ریاض نیز به میان خواهد آمد.

نکته اساسی در این نبرد، تفاوت ساختار اجتماعی و جغرافیایی یمن با دیگر صحنه‌های منطقه است. انصارالله برخلاف تصویری که رسانه‌های مخالف ارائه می‌کنند، با یک شبکه اجتماعی و قبایلی پیچیده روبه‌روست و تغییر خطوط تماس در یک یا چند محور را نمی‌توان به‌سرعت فروپاشی این ساختار تعبیر کرد.

از سوی دیگر، ورود مستقیم‌تر عربستان به جنگ می‌تواند همانند شمشیری دولبه عمل کند. هرچه ریاض بیشتر وارد میدان شود، اهداف بیشتری برای پاسخ یمن در اختیار صنعا قرار می‌گیرد.

هشدار حزام الاسد به سرمایه‌گذاران سعودی نیز دقیقاً از همین زاویه قابل فهم است. اگر میدان جنگ در تأسیسات نفتی، مناطق صنعتی و زیرساخت‌های حیاتی عربستان گسترش یابد، دیگر سخن گفتن از سرمایه‌گذاری امن در ریاض چندان ساده نخواهد بود.

جنگی که قرار بود یمن را به زانو درآورد، هنوز برای عربستان تمام نشده است.