|
نویسنده: احسان میرباقری یکی از مهمترین تبعات جنگ اخیر آمریکا و ایران برای کشورهای عربی، آشکار شدن این واقعیت بود که میزبانی از نیروها و پایگاههای آمریکایی، بهمعنای قرار گرفتن در حاشیه امن نیست بلکه میتواند یک کشور را مستقیماً وارد دایره پاسخ متقابل کند. در جریان جنگ، پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه به بخشی از آرایش نظامی واشنگتن تبدیل شدند و در نتیجه، کشورهای میزبان نیز عملاً بخشی از هزینه جنگ را پرداخت کردند. نمونه روشن آن قطر بود. کشوری که میزبانی پایگاه العدید را بر عهده دارد و در جریان درگیریها، تأسیسات و زیرساختهایش نیز از تبعات جنگ در امان نماند. حمله به منطقه صنعتی راسلفان قطر، که یکی از مهمترین مراکز انرژی این کشور است، نشان داد فاصله میان «پایگاه آمریکایی» و «منافع کشور میزبان» در زمان جنگ بسیار شکننده است. دولت قطر نیز پس از حمله به راسلفان اعلام کرد این حمله خسارت قابلتوجهی به تأسیسات وارد کرده است. در واقع، کشوری که تصور میکند با قرار دادن پایگاه آمریکایی در خاک خود امنیت بیشتری خریداری کرده، ممکن است در نخستین دور رویارویی واشنگتن با یک قدرت منطقهای، خود به یکی از میدانهای پرداخت هزینه تبدیل شود. راسلفان؛ جایی که محاسبه تغییر کرد تجربه قطر از این جهت اهمیت دارد که نشان میدهد کشورهای عربی منطقه الزاماً حاضر نیستند تا هر زمان که واشنگتن بخواهد، هزینه سیاستهای آمریکا را بپردازند. قطر پس از هدف قرار گرفتن راسلفان، بیش از گذشته بر دیپلماسی و کاهش تنش تأکید کرد و در مقاطع مختلف تلاش کرد میان طرفهای درگیر میانجیگری کند. حتی گزارشهایی از تلاشهای محرمانه دوحه برای دور نگه داشتن تأسیسات گازی خود از دامنه حملات منتشر شد؛ هرچند قطر این گزارشها را رد کرده است. این رفتار را باید بخشی از یک محاسبه واقعگرایانه دانست. کشورهای عربی اگرچه ممکن است متحد واشنگتن باشند، اما حاضر نیستند لزوماً اقتصاد، انرژی و امنیت خود را قربانی ماجراجویی نظامی آمریکا کنند. اما همه پایتختهای عربی یک مسیر را انتخاب نکردهاند. در میان کشورهای عربی، عربستان سعودی همچنان نشانههای روشنی از ادامه مسیر امنیتی خود در کنار آمریکا نشان میدهد. ریاض از یک سو درگیر تبعات مستقیم جنگ و تهدیدات ناشی از درگیری در منطقه است و از سوی دیگر، همچنان به تقویت توان نظامی خود با اتکا به آمریکا ادامه میدهد. خبرگزاری رویترز روز چهارم سپتامبر گزارش داد وزارت خارجه آمریکا فروش احتمالی مهمات JDAM-ER به عربستان به ارزش حدود ۵ میلیارد دلار را تأیید کرده است. علاوه بر آن، واشنگتن مجوز فروش احتمالی موتورهای AGT-1500 به ارزش حدود ۷۵۰ میلیون دلار را نیز صادر کرده است. پیمانکار اصلی قرارداد نخست بوئینگ و پیمانکار قرارداد موتورها هانیول اعلام شدهاند. این قرارداد صرفاً یک معامله تسلیحاتی نیست بلکه از منظر سیاسی نیز پیام روشنی دارد: عربستان هنوز تصمیم نگرفته از مدار امنیتی و نظامی آمریکا خارج شود. این در حالی است که ریاض همچنان در پرونده یمن نیز درگیر سیاستی است که عملاً در امتداد راهبرد آمریکا قرار میگیرد. از حمایت مالی و نظامی از نیروهای ضدانصارالله گرفته تا تلاش برای سازماندهی مجدد گروههای همسو در جنوب یمن. رویترز گزارش داده عربستان در سال جاری نزدیک به ۳ میلیارد دلار برای حقوق نیروها و کارمندان یمنی و بیش از ۴ میلیارد دلار برای مجموع هزینههای حقوق، توسعه و انرژی در یمن در نظر گرفته است. لذا جنگ اخیر تنها میدان آزمونی برای توان نظامی آمریکا و ایران نبود، بلکه آزمونی برای میزان استقلال راهبردی کشورهای عربی نیز بود؛ آزمونی که نتایج آن یکسان نبود. برخی کشورها پس از لمس مستقیم هزینههای میزبانی از آمریکا، به سمت فاصله گرفتن از ماجراجوییهای واشنگتن حرکت کردند، اما برخی دیگر همچنان امنیت و سیاست منطقهای خود را به اراده آمریکا گره زدهاند. قرارداد جدید ریاض نیز نشان میدهد عربستان هنوز پیامدهای پرهزینه این وابستگی را بهعنوان یک هشدار راهبردی جدی نگرفته و همچنان حاضر است برای حفظ این مسیر، میلیاردها دلار هزینه کند. |
مشتری مجنون واشنگتن
جنگ آمریکا و ایران یک واقعیت مهم را برای کشورهای عربی میزبان نیروهای آمریکایی آشکار کرد؛ واشنگتن میتواند از خاک و پایگاههای این کشورها برای جنگ استفاده کند، اما هزینه پاسخ ایران لزوماً بر دوش آمریکا باقی نمیماند. از قطر و راسلفان گرفته تا دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، زیرساختهای اقتصادی و امنیتی منطقه در معرض تبعات جنگ قرار گرفتند. با این حال، ریاض همچنان ترجیح داده هزینه همراهی با واشنگتن را بپردازد.