- نویسنده: پدرام حسینی
با نزدیکشدن به نشست فصلی شورای حکام در هفته آینده، بهطور قطع باید منتظر بازگشت ادبیات آشنای برجامیها و طیف روحانی و ظریف بود؛ همان جماعتی که در سالهای گذشته، قطعنامه شورای امنیت را مترادف با جنگ، انزوای کامل و فروپاشی اقتصادی معرفی میکردند و «اجماع بینالمللی» را همچون هیولایی شکستناپذیر به افکار عمومی نشان میدادند. این راهبرد در انتخابات ۱۳۹۲ و سپس در مسیر تحمیل برجام، یکی از مهمترین ابزارهای سیاسی آنان بود؛ اما امروز، پس از گذشت بیش از یک دهه، پوچی آن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
واقعیتها ، افسانه «قطعنامه مساوی جنگ» را فرو ریخته است. عمده جنگهای بزرگ قرن بیستویکم، از حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ تا جنگ روسیه و اوکراین در ۲۰۲۲ و جنگهای اخیر ایران و آمریکا و اسرائیل، بدون آنکه قطعنامهای از شورای امنیت آغازگر آنها باشد، رخ دادهاند. مهمتر آنکه هیچ قطعنامه شورای امنیتی نیز نتوانسته بهتنهایی مانع ادامه جنگ شود.
تلختر اینکه همان زمان که روحانی و ظریف از «اجماع جهانی» میترساندند، آمریکا بدون مجوز شورای امنیت به ایران حمله کرد. حتی در جریان حملات اخیر، با وجود تلاش ترامپ برای کشاندن کشورهای اروپایی به میدان، هیچ قدرت اروپایی حاضر نشد مستقیماً وارد جنگ شود. همزمان روسیه و چین نیز با مواضع و وتوهای خود در شورای امنیت، عملاً نشان دادند که معادله جهانی علیه ایران یکپارچه نیست.
از سوی دیگر، قطعنامه ۲۲۳۱ نیز نشان داد شورای امنیت تضمینکننده امنیت ایران نیست. آمریکا از برجام خارج شد و تحریمها را بازگرداند، بیآنکه سازوکار شورای امنیت بتواند مانع آن شود؛ و نهایتاً در سال دهم برجام، جنگ به ایران رسید.
مدعیان فهم روابط بینالملل، پس از شکست برجام و آشکارشدن ایرادات حقوقی آن، دوباره از «اجماع جهانی» سخن میگویند. اما واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل با تمام ظرفیت نظامی خود در دو جنگ نتوانستند ایران را به زانو درآورند. اروپا نیز ارتشی فراتر از توان آمریکا ندارد. روسیه و چین هم در این معادله، نه بخشی از اجماع علیه ایران، بلکه بازیگران مستقلی هستند که اهمیت ژئوپلیتیک ایران را میفهمند.
به همین دلایل ترساندن کشور از یک «اجماع جهانی» خیالی، نه تحلیل راهبردی، بلکه بازتولید همان نسخه شکستخوردهای است که سالها با آن سیاست خارجی را گروگان گرفته بودند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمگیری بدون هراس از واژههای پرطمطراق نیاز دارد؛ چراکه آنچه باید از آن ترسید، نه قطعنامه، بلکه بازگشت به سیاستی است که دشمن را بزرگتر از واقعیت و ایران را کوچکتر از ظرفیتهایش نشان میدهد.