در ماههای اخیر، یکی از پدیدههای قابل تأمل در فضای رسانهای غرب، انتشار سلسله گزارشهایی در نیویورکتایمز به قلم فرناز فصیحی است؛ گزارشهایی که بخش قابل توجهی از آنها نه بر پایه اسناد روشن و قابل راستیآزمایی، بلکه بر نقلقولهای بینام، ادعاهای مبهم و روایتهایی استوار شدهاند که در بسیاری موارد امکان سنجش مستقل آنها وجود ندارد. وجه مشترک این مجموعه گزارشها نیز حمله به چهرهها و نهادهایی است که در برابر روایت مطلوب جریان حسن روحانی، محمدجواد ظریف و برجامیهای مسلط بر دولت پزشکیان قرار میگیرند. از منظر حرفهای روزنامهنگاری، نگاهی به دروغ نویسی های فصیحی و رونن برگمن، خبرنگاری که به رپرتاژهای همسو با روایت اسرائیل شهرت دارد، این مسئله مهم را برجسته میکند که وقتی ادعاهای سنگین امنیتی و سیاسی بدون سند روشن، روایت مستقل، فکت قابل اثبات و استدلال منسجم منتشر میشوند، مرز میان «گزارش خبری» و «گزارشات به سفارش سفارش دهندگان خاص» بهشدت باریک میشود. فصیحی طی این گزارشها، از طرح ادعای جاسوسی محمود احمدینژاد تا انتشار ادعای حصر خانگی او پیش رفته است؛ ادعایی که حضور وی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام، کذب بودن آن را نشان داد. در ادامه نیز ادعاهایی کذب درباره جراحات شدید رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای مطرح شد. اما تازهترین گزارش، بیش از همه محل تأمل است. فصیحی در گزارشی جدید مدعی شده است که مسعود پزشکیان پس از حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز خشمگین شده و این اقدام را «بیپروایانه و غیرمسئولانه» خوانده است. بر اساس همین روایت، رئیسجمهور با احمد وحیدی فرمانده کل سپاه تماس گرفته و او نیز مدعی شده نه مجوزی صادر کرده و نه شورای عالی امنیت ملی از عملیات مطلع بوده است. این ادعاها، با وجود وزن سیاسی سنگین، در گزارش به اتکای «چند مقام ایرانی» و بدون ارائه سند مشخص و حتی فکت و استدلال خاصی مطرح شدهاند. در این میان، نزدیکی سیاسی و رسانهای فصیحی سابقا اصلاح طلب به محافل نایاک و ظریف در آمریکا، بهعنوان یک قرینه، میتواند این پرسش را تقویت کند که آیا این گزارشها صرفاً محصول روزنامهنگاری اند یا بخشی از جنگ رسانه ای خائنانه غربگرایان هستند. تکرار حمله به مهم ترین رقبای روحانی، مقامات نظامی و حتی جایگاه رهبری، این ظن را تقویت میکند. گزارش تازه نیز دقیقاً همین مسیر را دنبال میکند: توافقی که از ابتدا فاقد تضمینهای معتبر بود، اکنون در روایت نیویورکتایمز بهگونهای بازسازی میشود که گویی قربانی آنچه «تندروهای ایران» میخوانند شده است. روایتی که میکوشد شکست یک توافق ناکارآمد را از دوش طراحان آن بردارد و هزینه آن را بر گردن دیگران بیندازد. |
رپرتاژی از دل نیویورک برای روحانی و ظریف
در ماههای اخیر، یکی از پدیدههای قابل تأمل در فضای رسانهای غرب، انتشار سلسله گزارشهایی در نیویورکتایمز به قلم فرناز فصیحی است؛ گزارشهایی که بخش قابل توجهی از آنها نه بر پایه اسناد روشن و قابل راستیآزمایی، بلکه بر نقلقولهای بینام، ادعاهای مبهم و روایتهایی استوار شدهاند. وجه مشترک این مجموعه گزارشها نیز حمله به چهرهها و نهادهایی است که در برابر روایت مطلوب جریان حسن روحانی، محمدجواد ظریف و برجامیهای مسلط بر دولت پزشکیان قرار میگیرند.