به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ برخی تحلیلها نقش چین را در این میان پررنگ میدانند و معتقدند این کشور با کاهش واردات و استفاده از ذخایر نفتی خود، بخشی از فشار بازار را مهار کرده و مانع جهش بیشتر قیمت نفت شده است. رابین بروکس، اقتصاددان ارشد اندیشکده بروکینگز این روایت را رد میکند و بر این باور است که کاهش واردات چین را نباید اقدامی عامدانه برای مهار قیمت جهانی نفت دانست. بروکس در یادداشتی با عنوان «چین قیمت جهانی نفت را محدود نکرد» نوشت: «دو روایت درباره جلوگیری از جهش شدید قیمت نفت شکل گرفته است؛ نخست، احتمال مداخله آمریکا در بازارهای آتی نفت و دوم، نقش چین در کاهش واردات و برداشت از ذخایر نفتی.» او میافزاید که کاهش واردات نفت این کشور بیشتر نتیجه اختلال در عرضه و محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای انتقال نفت بوده است. چین در این شرایط، مانند سایر کشورهای آسیایی، با مشکل دسترسی به نفت مواجه شد و استفاده از ذخایر داخلی نیز واکنشی طبیعی به این وضعیت بود، نه اقدامی با هدف تثبیت قیمت جهانی نفت.
یکی از مهمترین استدلالهای بروکس برای رد نقش چین بهعنوان «تثبیتکننده بازار نفت»، مقایسه رفتار وارداتی این کشور با ژاپن است. بر اساس دادههایی که او بررسی کرده، واردات نفت چین در ماه آوریل حدود ۲۴ درصد نسبت به میانگین سال ۲۰۲۵ کاهش یافته، در حالی که این رقم برای ژاپن حدود ۵۷ درصد بوده است. بروکس معتقد است اگر چین قصد داشت با کاهش خرید نفت و استفاده از ذخایر خود قیمت جهانی را پایین نگه دارد، انتظار میرفت افت واردات این کشور نسبت به سطح معمول بسیار شدیدتر باشد. از این منظر، رفتار چین تفاوت بنیادینی با سایر مصرفکنندگان آسیایی نداشته است و نمیتوان کاهش واردات این کشور را بهتنهایی نشانه دخالت پکن در بازار جهانی نفت دانست. اما پرسش مهمتر این است که اگر چین عامل اصلی مهار بازار نبوده، چرا نفت به ۲۰۰ دلار نرسید؟ پاسخ بروکس به این پرسش به سازوکار عرضه و تقاضا بازمیگردد. او تأکید میکند که بازار برای ایجاد تعادل پس از یک شوک عرضه، الزاماً به قیمتهای بسیار بالایی مانند ۲۰۰ دلار نیاز ندارد؛ بلکه افزایش قیمت نفت تا محدوده حدود ۱۲۵ دلار میتواند برای ایجاد کاهش لازم در تقاضا کافی باشد. به بیان دیگر، زمانی که عرضه نفت کاهش مییابد، افزایش قیمت خود موجب تغییر رفتار مصرفکنندگان، کاهش مصرف و تعدیل تقاضا میشود. در چنین شرایطی، بازار بخشی از شوک عرضه را از طریق سازوکار قیمت جذب میکند و به همین دلیل، ممکن است قیمت نفت حتی با وجود یک اختلال بزرگ در عرضه، به بالاترین سناریوهای پیشبینیشده نرسد.
البته رد این گزاره که چین «عامدانه» قیمت نفت را مهار کرده است، به معنای کماهمیت بودن این کشور برای بازار جهانی نیست. چین بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است و ذخایر نفتی درخور توجهی دارد؛ بنابراین هرگونه تغییر در واردات، مصرف یا ذخیرهسازی این کشور میتواند اثر مستقیمی بر توازن بازار جهانی بگذارد. در نهایت، نرسیدن نفت به ۲۰۰ دلار را میتوان حاصل مجموعهای از عوامل دانست؛ از تعدیل تقاضا در اثر افزایش قیمت و استفاده از ذخایر گرفته تا تغییر مسیر تجارت نفت و واکنش سایر تولیدکنندگان و مصرفکنندگان. به این ترتیب، پرسش اصلی بازار نفت دیگر این نیست که چه میزان عرضه از بازار حذف شده است، بلکه باید دید چین و سایر مصرفکنندگان تا چه اندازه میتوانند این شوک را از طریق ذخایر، کاهش مصرف و تغییر مسیر تأمین نفت مهار کنند.