شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، نشانههای فرسودگی ماشین جنگی واشنگتن دیگر صرفاً در محافل تحلیلی یا رسانههای منتقد دولت ترامپ مطرح نمیشود، بلکه به متن گزارشهای اطلاعاتی و ارزیابیهای محرمانه پنتاگون راه یافته است. از یکسو گزارشهای منتشرشده درباره ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا از افزایش اعتمادبهنفس ایران و شناخت دقیقتر تهران از تواناییهای خود و محدودیتهای قدرت آمریکا حکایت دارد و از سوی دیگر واشنگتنپست از هشدار صریح فرماندهان ارشد ارتش آمریکا درباره ناتوانی در ادامه جنگ خبر داده است. در چنین شرایطی، آنچه زمانی نقطه قوت آمریکا تصور میشد، اکنون به پاشنه آشیل آن تبدیل شده و برای ایران فرصتی کمنظیر جهت نمایش قدرت و افزایش فشار بر دشمن فراهم آورده است. |
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی که منتشر کرد، پرده از ارزیابی محرمانهای برداشت که بر اساس آن شماری از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا به پیت هگست، وزیر جنگ این کشور، هشدار دادهاند ادامه عملیات گسترده علیه ایران پایدار نیست و میتواند توانایی ارتش آمریکا برای مقابله با تهدیدهای دیگر، حتی تهدیدهای متوجه خاک این کشور، را تضعیف کند. اهمیت این گزارش در آن است که هشدار مذکور نه از سوی یک تحلیلگر دانشگاهی یا مخالف سیاسی ترامپ، بلکه از سوی عالیترین سطوح فرماندهی نظامی آمریکا مطرح شده است. فرماندهان نیروی زمینی، دریایی و هوایی و همچنین فرماندهان مناطق عملیاتی اروپا، اقیانوس آرام و آمریکای جنوبی نسبت به ادامه اختصاص نیرو و تجهیزات به جنگ ایران ابراز نگرانی کردهاند. در یکی از تکاندهندهترین بخشهای این ارزیابی، دریادار داریل کودل، رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا، اعلام کرده است که تنها حدود یکچهارم ناوشکنهای نیروی دریایی آمریکا آماده استقرار هستند. ادامه محاصره بنادر ایران و فشار عملیاتی برای باز نگه داشتن تنگه هرمز، چرخه تعمیر و نگهداری ناوگان آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است. این یعنی آمریکا نه با یک جنگ کوتاه و کمهزینه، بلکه با جنگی مواجه شده که دارد ستون فقرات قدرت نظامی آن را فرسوده میکند. **ناوگان فرسوده و زرادخانهای که دیگر بیانتها نیستواشنگتنپست گزارش داده است که نیروی دریایی آمریکا برای ماهها مجبور بوده دهها شناور را در منطقه نگه دارد و مأموریت برخی نیروها و کشتیها نیز برای ماهها تمدید شده است. همین مسئله فشار سنگینی بر چرخه تعمیر و نگهداری ناوگان وارد کرده و به گفته مقامهای مطلع، ادامه این روند میتواند آمادگی ناوگان را در صورت بروز جنگهای دیگر به خطر بیندازد. ماجرا فقط به ناوشکنها محدود نمیشود. جنگ ایران ذخایر موشکهای پدافندی پاتریوت، رهگیرهای تاد و موشکهای تاماهاوک آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است. حدود ۲۵ درصد از ناوگان پهپادهای ریپر آمریکا نیز از دست رفته و پایگاههای آمریکایی در منطقه متحمل میلیاردها دلار خسارت شدهاند. حتی فرماندهی اقیانوس آرام آمریکا نسبت به انتقال مستمر ناوها و تجهیزات خود به خاورمیانه اعتراض کرده است. اقدامی که توان آمریکا برای مواجهه با چین را نیز تضعیف کرده است. به بیان روشنتر، جنگ علیه ایران برای آمریکا فقط یک پرونده منطقهای نیست؛ جنگی است که دارد ظرفیت آمریکا برای جنگیدن در نقاط دیگر جهان را نیز میبلعد. **اعتمادبهنفس ایران؛ نگرانی تازه واشنگتندر همین شرایط، گزارشهای اطلاعاتی آمریکا از تغییر محاسبات ایران حکایت دارد. گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی میگویند تهران اکنون درک بسیار بهتری از تواناییهای خود و محدودیتهای قدرت آمریکا پیدا کرده و برای ادامه درگیری در یک بازه طولانیتر آمادگی بیشتری دارد. این تحول برای واشنگتن بسیار مهم است زیرا محاسبه اولیه آمریکا بر این فرض بنا شده بود که فشار نظامی و اقتصادی میتواند ایران را در مدت کوتاهی وادار به عقبنشینی کند. اما اکنون مسئله معکوس شده است. ایران در حال مشاهده هزینههای جنگ برای آمریکاست و آمریکا نگران است که ادامه درگیری، فرسایش بیشتری به توان نظامی و اقتصادیاش تحمیل کند. بنابراین افزایش اعتمادبهنفس ایران صرفاً یک برداشت تبلیغاتی نیست بلکه بخشی از نگرانی دستگاه امنیتی و نظامی آمریکاست. **فرصتی برای نمایش قدرت ایراندر چنین شرایطی، مسئله مهم برای ایران فقط ادامه مقاومت نیست بلکه استفاده هوشمندانه از ضعف آشکارشده دشمن است. تضعیف آمریکا و آشکار شدن نقاط ضعف کنونی آن، موجب افزایش اعتمادبهنفس ایران شده و میتواند فرصت مناسبی برای مانور نظامی و نمایش ظرفیتهای قدرت ایران در برابر آمریکا فراهم کند. اگر آمریکا در اوج جنگ مجبور شده درباره کمبود ناوشکن، فرسودگی ناوگان، کاهش ذخایر موشکی و طولانی شدن مأموریت نیروهایش هشدار دریافت کند، این وضعیت باید در محاسبات راهبردی تهران مورد توجه قرار گیرد. این همان نقطهای است که باید تفاوت میان قدرت تبلیغاتی و قدرت واقعی را دید. آمریکایی که زمانی با اتکا به ناوهای هواپیمابر و زرادخانه عظیم خود برای دیگران خطونشان میکشید، امروز فرماندهانش درباره توان ادامه یک جنگ واحد هشدار میدهند. **مراقب فرصت تنفس دادن به آمریکا باشیماما درست در همین نقطه یک خطر جدی نیز وجود دارد. خطری که اتفاقاً ممکن است در پوشش مذاکره و دیپلماسی مجدد خود را نشان دهد و مجددا هزینه ایجاد کند. اگر واشنگتن به این جمعبندی رسیده باشد که ادامه فشار نظامی با هزینههای فزاینده برای ارتش آمریکا همراه است، بعید نیست بار دیگر پیشنهاد مذاکره، آتشبس یا توافقی برای باز شدن تنگه هرمز را روی میز بگذارد. نه لزوماً از موضع قدرت، بلکه برای خرید زمان، بازسازی توان نظامی و ایجاد یک فرصت تنفس برای ماشین جنگی فرسوده آمریکا. اینجاست که باید نسبت به یک خطای محاسباتی خطرناک هشدار داد. اینکه عدهای همچنان دل به تفاهمنامه اسلامآباد بسته باشند و تصور کنند آمریکا در مقابل باز شدن هرمز قرار است همه امتیازات مورد انتظار، از رفع تحریمها گرفته تا آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران و حتی سرمایهگذاری برای بازسازی مناطق آسیبدیده را یکجا تقدیم کند. سؤال اساسی این است که اگر قرار بود آمریکا با مذاکره و امتیازدهی واقعی مشکل را حل کند، چرا دو تجربه قبلی مذاکره و همین تفاهمنامه نتوانست مانع بازگشت فشار و حمله شود؟ کسانی که هنوز تصور میکنند واشنگتن در چنین شرایطی ناگهان دست از فشار برمیدارد، تحریمها را لغو میکند، پولهای ایران را آزاد میسازد و هزینه بازسازی خسارتهای جنگ را میپردازد، باید یکبار دیگر به تجربه حملات آمریکا و سرنوشت توافقها و تفاهمهای گذشته نگاه کنند. بنابراین هنر ایران در این مرحله فقط ایستادگی نیست بلکه هنر اصلی، استفاده از این برتری نسبی، بدون تبدیل آن به فرصت نجات برای دشمن است. |
فرصت طلایی ایران