• محسن عیوضی

الگوی درگیری‌های سال‌های اخیر میان ایران و آمریکا نشان می‌دهد محاسبات غلط و تصمیمات نادرست سیاسی، در کنار سیاست «صبر استراتژیک»، به تدریج هزینه‌های سنگینی ایجاد کرده است. از سال ۱۳۹۸ و ترور شهید حاج قاسم سلیمانی، هر بار آمریکا یا اسرائیل دست به اقدامی زده‌اند، ایران عمدتاً پس از دریافت ضربه وارد میدان شده و پاسخی کنترل‌شده داده است؛ الگویی که اگرچه برای مدیریت مقطعی بحران طراحی شده بود، اما در عمل نتوانست محاسبات دشمن را تغییر دهد.

عملیات عین‌الاسد در پاسخ به ترور شهید سلیمانی، نقطه‌ای تعیین‌کننده بود. این عملیات نشان داد ایران توان پاسخ مستقیم به آمریکا را دارد، اما در سطح راهبردی نتوانست واشنگتن را به بازنگری در سیاست خود وادار کند. برعکس، دشمن این پیام را دریافت که حتی پس از یک اقدام بزرگ و بی‌سابقه، دامنه پاسخ ایران قابل مدیریت است. نتیجه چنین برداشتی، افزایش تدریجی جسارت دشمن و حرکت به سمت طراحی مراحل بعدی فشار و درگیری بود؛ روندی که در روایت مورد اشاره، سرانجام به شهادت رهبر انقلاب در ۹ اسفند ۱۴۰۴ انجامید.
در همان مقطع و شهید سیدحسن نصرالله با نگاهی انتقادی نسبت به کوچک شمردن ترور شهید سلیمانی و پاسخ نامتناسب به آن هشدار داد و چنین رویکردی را مقدمه ضربه به محور مقاومت و کشورهای عضو آن و تحمیل خسارت‌های بزرگ‌تر دانست. شهید نصرالله در این زمینه اظهار داشت:«اگر موضوع ترور حاج قاسم سهل گرفته شود، این آغاز خطر بزرگی است.» امروز، با گذشت حدود هفت سال از ترور شهید سلیمانی و 5 سال از این موضع شهید نصرالله، آن هشدار بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل است؛ زیرا روند تحولات دقیقاً نشان داد که دشمن عقب‌نشینی را از پاسخ محدود برداشت نکرد، بلکه آن را فرصتی برای پیشروی مرحله‌به‌مرحله تلقی کرد. 

اکنون زمان کنار گذاشتن کامل این سیاست فرا رسیده است و دکترین پیش‌دستانه باید جایگزین شود؛ یعنی ایران به جای انتظار برای انتخاب زمان و مکان حمله توسط دشمن، زمینه بازی را خودش تعریف کند و طرف مقابل را وادار سازد برای مواجهه با سناریوی تهران به تکاپو بیفتد.
در چنین شرایطی، بازدارندگی دیگر با تکرار هشدار و انتظار برای اقدام دشمن ساخته نمی‌شود؛ باید هزینه تصمیم دشمن را پیش از آنکه ماشه را بچکاند، در محاسباتش وارد کرد. ایران اگر ابتکار عمل را در دست بگیرد، می‌تواند معادله‌ای بسازد که در آن آمریکا و رژیم صهیونیستی به جای طراحی حمله علیه ایران، ناچار به محاسبه تبعات اقدامات خود باشند.
نمونه نسبی این رویکرد را می‌توان در کنترل و مسدودسازی تنگه هرمز در جنگ ۴۰ روزه دید؛ اقدامی که با اتکا به آتش به اختیار عمل کردن و توان نیروی دریایی سپاه، به اذعان ناظران، یکی از مهم‌ترین گره‌های راهبردی برای دشمن ایجاد کرد.
راه مقابله با نقشه چندمرحله‌ای و چندوجهی محور نتانیاهو و ترامپ، بازگشت به ابتکار عمل و دکترین پیش‌دستانه است؛ همان معادله‌ای که شهید عماد مغنیه بر آن تأکید داشت: «جواب خون، خون است؛ نه ساختمان.»