به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ در طول هفتههای گذشته، مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم در چند نوبت صراحتاً از ناترازی ارزی و کمبود منابع سخن گفت. رئیسجمهور با بیان اینکه «دخل و خروجمان به هم نمیخورد؛ باید ارز را کنترل کنیم و کالاهای غیرضروری را وارد نکنیم»، پیامی نگرانکننده به فعالان اقتصادی داد. پزشکیان تاکید کرد: اگر جلوی تقاضای ارز را نگیریم، قیمت دلار بالا میرود... در نتیجه نرخ ارز میتواند به ارقامی بسیار بالاتر از ارقام فعلی برسد.» او در گفتوگوی تلویزیونی خود نیز ریشه افزایش نرخ ارز را در فاصله میان عرضه و تقاضا عنوان کرد. این موضعگیریهای انفعالی که عملاً تایید گرانی دلار از تریبون دولت تلقی میشد، موتور انتظارات تورمی را روشن کرد. اما سوال اساسی اینجاست که اگر کشور با کمبود ارز مواجه است، منابع لازم برای واردات اقلام غیرضروری از کجا تامین میشود؟
جهش واردات خودرو در روزهای «بیپولی»!
گزارشهای گمرک نشان میدهد واردات خودرو رشدی شگفتانگیز را تجربه کرده است. طبق آمار، در پنجماهه نخست امسال، حدود ۲۵ هزار دستگاه خودرو به ارزش ۶۹۳ میلیون دلار وارد کشور شده است. این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته، تنها ۱۹ هزار دستگاه خودرو به ارزش ۴۱۶ میلیون دلار وارد شده بود. به بیانی سادهتر، ارزش واردات خودرو رشدی معادل ۶۶ درصد (افزایش ۲۷۷ میلیون دلاری) را ثبت کرده است. همچنین در حالی که ثبتسفارش مواد اولیه خطوط تولید و حتی گوشیهای همراه با سدهای ارزی متوقف مانده، عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، اعلام کرد: «ارز مورد نیاز تولید و واردات خودرو تامین شده است تا روند واردات با وقفهای روبرو نشود و ثبت سفارش خودروهای وارداتی همچنان ادامه دارد.» چطور ممکن است طبق گفته رئیس دولت، کشور با کسری شدید ارزی روبروست اما صدها میلیون دلار صرف واردات کالای مصرفی همچون خودرو میشود.
دلیلی ندارد بگوییم ارز نداریم
در همین حال سخنان حجتالاسلام غلامرضا مصباحیمقدم، عضو شورای فقهی بانک مرکزی، روز گذشته در همایش بانکداری اسلامی خط بطلانی کشید بر پروژه مظلومنمایی و توجیه گرانی دلار با بهانه «عدم فروش نفت و نبود منابع.» مصباحیمقدم گفت: حجم تجارت ایران در سال گذشته ۱۱۰ میلیارد دلار بوده که ۵۱ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی و ۵۸ میلیارد دلار واردات بوده است. صادرات نفتی هم حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار بوده؛ بنابراین در بخش صادرات غیرنفتی ۷ میلیارد دلار کسری تراز داریم، اما با احتساب درآمدهای حاصل از صادرات نفت، حدود ۲۷ میلیارد دلار مازاد تراز تجاری در کشور داریم؛ بنابراین دلیلی ندارد که عنوان شود کمبود ارز داریم و نرخ ارز مرتب افزایش پیدا کند. عضو شورای فقهی بانک مرکزی با انتقاد از گرهزدن مشکلات به کمبود ذاتی منابع، ریشه واقعی بحران را ناکارآمدی بوروکراتیک و سازوکار معیوب پیمانسپاری دانست و افزود: مشکل این است که ارز صادرکنندگان به موقع به دست بانک مرکزی نمیرسد و بین ۴ تا ۶ ماه طول میکشد؛ بنابراین واردکنندگانی که نیاز به ارز برای مواد اولیه و ماشینآلات دارند، ناچار سراغ بازار غیررسمی میروند؛ بازاری که در تامین مالی قاچاق فعال است. اگر ارز به موقع برگردد، هیچ مشکلی در تامین ارزی نخواهیم داشت. در بازدید از شهرکهای صنعتی میبینیم خطوط تولید بهخاطر نبود مواد اولیه خوابیدهاند، در حالی که مازاد ارزی واقعی داریم. این سخنان نشان میدهد نفت کشور به فروش رسیده، درآمدهای آن وصول شده و مازاد تجاری قابلتوجهی در دست است، اما بیتدبیری در مدیریت بازگشت ارز و توزیع اولویتها، بازار را به کام دلالان کشانده است.
چرخش ۱۸۰ درجهای همتی و اعتراف به وفور منابع
یکی از شگفتانگیزترین پردههای این سناریو، تغییر مواضع عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی است. همتی که تا دیروز همگام با تیم اقتصادی دولت بر طبل کمبود منابع میکوبید، در پاسخ به جنگ روانی آمریکا، ناگهان پرده از واقعیت درآمدهای نفتی و ارزی برداشت و به فراوانی ذخایر اعتراف کرد. در پی اظهارات تهاجمی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا که مدعی شده بود ایران منزوی شده و منابعش قطع است، همتی در واکنشی تند گفت: «ارز داریم، خیلی هم زیاد داریم. آمریکاییها هر روز میگویند هر هفته یک تحریم اعلام میکنیم، خب بکنند! ما هم داریم کار خودمان را انجام میدهیم؛ سیستم اقتصادی کشور که بیکار ننشسته است.» رئیسکل بانک مرکزی افزود: «خطاب به رئیسجمهور آمریکا میگویم که ایران ارز دارد و بهقدر کافی هم دارد. ذخایر مسدودنشده، منابع پایدار و درآمدهای نفتی و غیرنفتی متعددی در دسترس بانک مرکزی قرار دارد. از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۱۸ میلیارد دلار ارز برای کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه پرداخت شده است. هفته گذشته تخصیص ۵۰۰ میلیون دلار به بازار عملیاتی شد و اکنون نیز بهشکل رسمی اعلام میکنم که بانک مرکزی آمادگی دارد تا سقف ۲ میلیارد دلار ارز را برای مدیریت بازار تزریق کند.»
ناکارآمدی مدیریتی پشت نقاب تحریم
اعترافات رئیس بانک مرکزی دولت چهاردهم و ارقام رسمی اعلامشده از مازاد تجاری ۲۷ میلیارد دلاری و جهش ۶۶ درصدی واردات خودرو، فرضیه «خزانه خالی» و «فقدان ارز» را بهطور کامل باطل کرد. دلار نه به دلیل نبود نفت و درآمد ارزی، بلکه به دلیل ضعف فاحش در حکمرانی ارزی، ارسال سیگنالهای انفعالی به فعالان بازار و تاخیر در بازگرداندن ارزهای صادراتی به کانال ۲۱۴ هزار تومان رسیده است.
بخش مهمی از قیمت دلار محصول انتظارات است. وقتی فعال اقتصادی تصور کند منابع ارزی در آینده محدودتر خواهد شد، خرید ارز امروز برای او به یک تصمیم دفاعی تبدیل میشود. همین رفتار میتواند فشار تقاضا را بیشتر کند.
دولت چهاردهم نمیتواند همزمان از «بیپولی» بگوید و مجوز رشد واردات خودرو را صادر کند؛ از «ناتوانی در کنترل بازار» ناله کند و بعد از وجود ذخایر انبوه نفتی و غیرنفتی و توانایی تزریق ۲ میلیارد دلاری سخن بگوید. تا زمانی که آشفتگی در کلام و رفتار مدیران اقتصادی حاکم باشد و سیاستگذار به جای روانسازی چرخه تجاری، خود عامل ترویج هراس در بازار شود، پرواز دلار مهار نخواهد شد و تاوان این سوءمدیریت مستقیماً از جیب و معیشت مردم پرداخت میشود.
هزینه تصمیمهای ارزی بر دوش مردم
جمعی از نمایندگان مجلس در نامهای به سران قوا درباره عملکرد عبدالناصر همتی در بانک مرکزی و وضعیت بازار ارز نوشتند: افزایش نرخ ارز فقط یک تغییر عددی روی تابلوهای صرافیها نیست. وقتی نرخ ارز افزایش مییابد، اثر آن خیلی زود به قیمت کالاها و خدمات منتقل میشود. در چنین شرایطی، طبیعی است که مردم برای حفظ ارزش پسانداز خود به خرید طلا و ارز روی بیاورند. نمیتوان نوسانات شدید و تکرارشونده بازار ارز را صرفاً ناشی از عوامل خارجی، فضای روانی بازار یا فعالیت سوداگران دانست. مردم نباید هزینه تصمیمهای نادرست، تأخیر در انجام اصلاحات یا نبود هماهنگی میان دستگاههای اقتصادی را بپردازند.