با توجه به گذشت چند سال از عملیات هفتم اکتبر و با در نظر گرفتن هزینهها و تبعات سیاسی، نظامی و انسانی که از این عملیات مطرح میشود، آیا دستاوردهای حاصل از طوفان الاقصی، ارزش پیامدها و هزینههای تحمیلشده را داشته است؟
این ارزیابی باید پس از پایان طوفانالاقصی و بررسی تبعات آن انجام شود. امروز ما در جنگ هستیم و طوفانالاقصی تاکنون به پایان نرسیده است. رژیم صهیونیستی علیرغم امضای تفاهم آتشبس، بیش از هزار و ۴۰۰ فلسطینی را از روز تفاهم و امضای آن شهید کرده است که ۳۶۰ کودک در بین این تعداد هستند.
بنابراین، اینکه آیا این اقدام درست بوده یا نادرست، باید ابتدا اجازه دهیم این مسئله به پایان برسد و پس از آن، در چارچوب علمی و سیاسی درباره آن ارزیابی کنیم. اما در حال حاضر باید درباره دستاوردهایی که به دست آوردهایم صحبت کنیم.
نخست اینکه امروز توانستهایم برای جهان ثابت کنیم که ما فلسطینیها و هر انسان آزاده، صاحب حق، صاحب ایمان و عدالت، میتواند با ایمان راسخ و با تکیه بر حقانیت و عدالتِ آرمان خود، در برابر دشمن ایستادگی کند.
جنایتهای رژیم صهیونیستی آن هم با حمایت کامل آمریکا که طی ۷۵ سال ادامه داشته، تا امروز متوقف نشده است. بنابراین، واکنش ما پس از فلج شدن راهحلهای سیاسی، طوفان بود. ببینید، شما نمیتوانید یک جامعه را توهین و تحقیر کنید، نمیتوانید کودکان ما را به قتل برسانید و نمیتوانید خانههای ما را ویران کنید و سپس بگویید که شما قیام نکنید. این داستان پیش از هفتم اکتبر نیز اتفاق افتاده بود. بنابراین، ما به سراغ دفاع از خودمان رفتیم.
موفقیت مجاهدان ما در عبور و نفوذ از دیوارهای الکترونیکی میلیارددلاری اسرائیل و رسیدن به مناطق اشغالی فلسطین و اسارت اسرائیلیها و رها کردن اسیران اسرائیلی که در یک مکان نگهداری میکردیم، از جمله دستاوردهای مهم بود. بهگونهای که حتی آمریکا و کل جهان نتوانستند بدانند ما این اسرا را کجا پنهان کردهایم. در نهایت نیز حتی یک اسیر اسرائیلی را نتوانستند بدون مذاکره و بدون مذاکرات پشت میز، آزاد کنند.
موفقیت دیگر ما، تغییر روایت جهانی است. امروز جهانیان، اسرائیل را یک بار اخلاقی محسوب میکنند. اسرائیل را بهعنوان یک رژیم منفور و مطرود میشناسند. ما دیدیم که در جریان سخنرانی نتانیاهوی مجرم در سازمان ملل، بیش از ۷۷ نماینده از کشورهای مختلف از سالن خارج شدند.
اسرائیل امروز حتی آمریکا را از دست داده و اروپا را نیز از دست داده است. اسرائیل امروز درگیر یک بحران جدی است. شما نمیتوانید بگویید یک ارتش نظامی کلاسیک که با کمکهای مالی، مادی و نظامی آمریکا فعالیت میکند، به سمت کشتار و نسلکشی رفته است. این مسئله نشاندهنده یک بحران جدی است. ژنرالهای هفتم اکتبر که علیه جامعه ما مرتکب جنایت شدند، امروز جایگاه سیاسی و نظامی خود را ندارند و به سطل زباله تاریخ رفتهاند.
حتی امروز با یک چالش جدی انتخاباتی در انتخابات آینده روبهرو هستند. این را میتوان از دستاوردهای ارزشمند طوفان مبارک اکتبر دانست. امروز مسئله فلسطین به اولویت جهانیان تبدیل شده است. مسئلهای که فراموش شده بود، بار دیگر به مسئله فلسطین تبدیل شد و فلسطین امروز مسئله اول است.
حماس امروز تا چه اندازه قدرت کنشگری سیاسی و میدانی دارد؟ آیا حماس میتواند در تحولات آینده غزه و شکلگیری معادلات سیاسی و امنیتی این منطقه نقش فعالی ایفا کند؟
اکنون آمریکاییها و میانجیها با چه کسی صحبت میکنند؟ با حماس. این فینفسه دلیل قدرت عملیاتی، سیاسی و نظامی حماس و نشاندهنده نقش جدی حماس در عرصه سیاسی فلسطین است.
بنابراین، مسئله کنشگری فعال، که به عبارت دیگر تعبیر مهم و توصیف مهم وضعیت کنونی جنبش ماست، یعنی ایستادگی مردم ما و همراهی جامعه ما با حماس و مقاومت فلسطینی، دلیل موفقیت این جنبش و این جریان است.
در نهایت، دشمن نتوانست حماس و مقاومت را مهار کند. دشمن نتوانست جامعه ما را از غزه کوچ دهد و خارج کند و دشمن ما تا به امروز نتوانسته است اهداف جنایتکارانه و اهداف قلدرمآبانه و گستاخانه خود را محقق کند.
در چارچوب علوم سیاسی و نظریات سیاسی، در نبرد میان نیروهای کلاسیک دولتی در مقابل نیروهای مجاهدین، یعنی در جنگ نامتقارن، پیروزی این است که رژیم کلاسیک نتوانسته است به اهداف خود دست پیدا کند.
امروز حماس به یک نبض خیابانی تبدیل شده است. رهبران حماس شهید شدند، اما در میدان و در میان جامعه خود بودند، نه در تونلها فرار کردند و نه خانوادههایشان را رها کردند. پسران و خانوادههای آنان قربانی شدند و خود رهبران حماس نیز به شهادت رسیدند.
بنابراین، از لحاظ آینده غزه، حماس یک عنصر بنیادین و مهم در صحنه سیاسی فلسطین است. ما تاکنون مسئولیت بزرگی بر عهده گرفتهایم و راه ما هنوز به پایان نرسیده است. انشاءالله ادامه خواهیم داد تا آزادی کل فلسطین و تحقق اراده جامعه ما برای پس گرفتن حقوق خود.
تحولات منطقه از هفتم اکتبر به بعد وارد مرحلهای از تقابلهای جدی و اقدامات تهاجمی رژیم صهیونیستی علیه کشورهای مختلف شده است. با توجه به تداوم این روند، آینده این تقابلها را چگونه ارزیابی میکنید و چه عواملی میتواند به توقف اقدامات رژیم صهیونیستی و پایان این روند منجر شود؟
این سوال واقعاً بسیار مهم است چراکه این رژیم گستاخ، منفور و مطرود در سطح جهانی، امروز به دلیل عدم توازن، اشتباهات راهبردی و فلج شدن دکترین رهبرانش ـ که میگویند ما اصلاً فلسطینیها را قبول نمیکنیم و فلسطینیها حق وجود ندارند.
به دلیل موفقیت هفتم اکتبر، میتوان گفت امروز رژیم صهیونیستی با نسلکشی، خونریزی و تعدی علیه مرزهای مستقل کشورهای دیگر فعالیت میکند و دلیل آن فقط و فقط حمایت آشکار آمریکا از این رژیم است. این رژیم اصلاً توانایی، پایان دادن به این جنگ را ندارد و توانایی دستیابی به یک موفقیت واضح را ندارد.
حتی در جنوب لبنان، آنها گفتند که تهدید حزبالله را کنار زدیم اما نگفتند که اکنون که اشغال کردهایم، حضور دائمی خواهیم داشت. در غزه نیز تا به امروز مذاکرات را انجام میدهند، چراکه تاکنون نتوانستهاند ایده مقاومت را مهار کنند و نتوانستهاند اراده مردم ما را بشکنند.
بلکه برعکس، این مظلوم مقتدر فلسطینی، در چهارچوب محدودیتهای گوناگون نظامی، اقتصادی و سیاسی، امروز ثابت کرده است که میتواند این رژیم جنایتکار را شکست دهد.
فلسطین ماناست
ما امروز به یک ایده شکستناپذیر تبدیل شدهایم، چراکه ایمان داریم حق با ماست و آرمان ما، آرمانی عادلانه است. بنابراین، رژیم واقعاً به پایان رسیده و به سمت افول حرکت کرده است و این نوع رفتاری که از خود نشان میدهد، دلیل آن بحران جدی داخلی است. چه شکاف سیاسی و نظامی، چه شکاف سیاسی و امنیتی و چه تهدید وجودی که واقعاً ایجاد شده است. اکنون ایده نابودی اسرائیل در محافل جهانی مطرح شده و آنها در حال کنجکاوی و بررسی این موضوع هستند.