به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ تنش تجاری میان دو همسایه آمریکای شمالی دیگر صرفاً به افزایش تعرفهها محدود نیست. آمریکا اعلام کرده است که از ۲۹ سپتامبر واردات طیف گستردهای از محصولات کانادایی، را ممنوع خواهد کرد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که کانادا از سهشنبه ۱۷ شهریور تعرفههای تلافیجویانه خود را بر حدود ۲۰ میلیارد دلار از کالاهای آمریکایی به اجرا گذاشت. تعرفههای کانادا بسته به نوع کالا بین ۱۵ تا ۵۰ درصد تعیین شده و محصولاتی مانند فولاد، مبلمان، پوشاک، لوازم الکترونیکی و تجهیزات صنعتی مختلف را هدف قرار داده است. به این ترتیب، روندی که با تهدیدهای تعرفهای آغاز شده بود، اکنون به وضع محدودیتهای مستقیم بر واردات رسیده است؛ اقدامی که نشان میدهد اختلاف واشنگتن و اتاوا از یک چانهزنی معمول تجاری فراتر رفته و به آزمونی برای آینده روابط اقتصادی دو کشور تبدیل شده است.
کارنی: هر توافقی را نمیپذیریم
نقطه عطف این بحران، شکست مذاکرات تجاری دو کشور در اواخر اوت بود. کانادا در شرایطی از ادامه مذاکرات کنار کشید که به گفته مارک کارنی نخستوزیر کانادا، واشنگتن در آخرین مراحل گفتوگوها خواستههایی را مطرح کرده بود که فراتر از چارچوب یک توافق تجاری معمول بود. کارنی تأکید کرد که کانادا حاضر نیست برای دسترسی به بازار آمریکا، امتیازاتی را بپذیرد که استقلال اقتصادی و سیاسی این کشور را محدود کند. او رویکرد واشنگتن را اعمال فشار و باجخواهی اقتصادی توصیف کرده و گفته است آمریکا تلاش میکند از قدرت اقتصادی خود برای امتیازگیری از کانادا بهره ببرد. گزارشها نشان میدهد یکی از مهمترین نقاط اختلاف، درخواستهای واشنگتن درباره نحوه تعامل کانادا با سایر کشورها و تضمینهای موردنظر آمریکا در زمینه تعرفهها بوده است. کارنی در واکنش به فشارهای آمریکا از میز مذاکره عقب ننشست، بلکه اعلام کرد کانادا حاضر نیست هر توافقی را صرفاً برای پایاندادن به تعرفهها بپذیرد. او همچنین تأکید کرد که کانادا همچنان آماده دستیابی به توافق با آمریکاست، اما این توافق باید پایدار، معتبر و متقابل باشد؛ بهگونهای که واشنگتن نتواند پس از امضا، بهصورت یکجانبه سطح تعرفهها را تغییر دهد.
اهمیت موضع کارنی در این است که کانادا با وجود وابستگی شدید تجاری به آمریکا، تصمیم گرفته هزینه مقاومت را بپذیرد. بیش از دوسوم صادرات کانادا راهی بازار آمریکا میشود و جایگزینکردن چنین بازاری در کوتاهمدت آسان نیست. به همین دلیل، رویارویی با واشنگتن برای اقتصاد کانادا بدون هزینه نخواهد بود. اما راهبرد اتاوا این است که هزینه کوتاهمدت مقاومت را برای جلوگیری از هزینههای بلندمدت وابستگی به یک شریک تجاری غیرقابلپیشبینی به جان بخرد. کارنی از همین منظر در تلاش است مسیر اقتصاد کانادا را تغییر دهد: کاهش آسیبپذیری در برابر آمریکا، توسعه بازارهای جدید و گسترش روابط تجاری با اروپا و آسیا. او پیش از تشدید اخیر بحران نیز هشدار داده بود که قدرتهای بزرگ نباید از وابستگی اقتصادی بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کنند؛ اکنون کانادا به یکی از نخستین آزمونهای جدی این رویکرد تبدیل شده است.
حمایت افکار عمومی کانادا از موضع دولت
یکی از مهمترین برگهای برنده کارنی، حمایت بخش درخور توجهی از جامعه کانادا از موضع سرسختانه دولت در برابر ترامپ است. فشارهای ترامپ، اظهارات او درباره تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم آمریکا و افزایش پیدرپی تعرفهها، در عمل به تقویت احساسات ملی در کانادا انجامیده است. در ماههای اخیر، پویشهای تحریم کالاهای آمریکایی و کاهش سفر به این کشور نیز در میان شهروندان کانادایی گسترش یافته است. حتی احزاب و سیاستمداران مخالف دولت نیز در بخشهایی از این بحران، همراستا با اتاوا موضعگیری کردهاند. در واقع، کارنی توانسته است اختلافات داخلی را تا حدی ذیل یک مطالبه مشترک گردهم آورد: کانادا نباید در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا تسلیم شود. نظرسنجیهای اخیر نیز بازتابدهنده همین فضای سیاسی است. بر اساس نظرسنجی مؤسسه «آنگوس رید» در اوایل سپتامبر، میزان رضایت از عملکرد کارنی به ۶۲ درصد رسیده است که رشدی ۱۱ درصدی را نسبت به مردادماه نشان میدهد. این پشتوانه مردمی برای دولت کارنی اهمیت حیاتی دارد، زیرا تداوم مقاومت در برابر آمریکا ناگزیر هزینههایی را برای مصرفکنندگان و کسبوکارهای کانادایی در پی خواهد داشت.
ترامپ از فشار افکار عمومی در امان نیست
پیامدهای سیاسی این جنگ تجاری در آمریکا وضعیتی کاملاً معکوس دارد. ترامپ در شرایطی وارد این رویارویی شده که انتخابات میاندورهای کنگره در آبانماه پیشرو است. برخلاف تصور اولیه مبنی بر اینکه تعرفهها میتوانند به ابزاری برای نمایش اقتدار دولت تبدیل شوند، افکار عمومی آمریکا لزوماً با این سیاست همراهی نمیکند. بر اساس نظرسنجی مشترک خبرگزاری رویترز و مؤسسه ایپسوس، تنها ۲۰ درصد از شهروندان آمریکایی از وضع تعرفه بر کالاهای کانادایی حمایت میکنند. نظرسنجی دیگری نیز نشان داده است که ۵۷ درصد آمریکاییها با تعرفههای جدید علیه همسایه شمالی خود مخالفاند. این مسئله برای جمهوریخواهان اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه تعرفهها مستقیماً بر بهای تمامشده کالاها، هزینههای تولید و پویایی اقتصادی ایالتهای تعیینکننده در انتخابات اثر میگذارند. ایالتهایی نظیر میشیگان و اوهایو روابط تجاری عمیق و وابستهای با کانادا دارند؛ بنابراین تداوم جنگ تجاری میتواند تولیدکنندگان و مصرفکنندگان آمریکایی را بهشدت تحت فشار قرار دهد و این موضوع در آستانه انتخابات، به پاشنه آشیل سیاسی ترامپ بدل خواهد شد. از این منظر، تشدید فشار بر کانادا لزوماً به معنای یک پیروزی سیاسی برای ترامپ نیست. چنانچه افزایش تعرفهها به تورم قیمتی، اختلال در زنجیره تأمین و آسیب به بخش تولید در آمریکا بینجامد، هزینه آن پیش از آنکه متوجه اتاوا شود، گریبانگیر رأیدهندگان آمریکایی خواهد شد.
مناقشهای که میتواند فرسایشی شود
شواهد نشان میدهد هر دو طرف ابزارهایی برای اعمال فشار بر یکدیگر دارند. آمریکا از اقتصادی بسیار بزرگتر برخوردار است و مقصد اصلی صادرات کانادا به شمار میرود؛ در نتیجه واشنگتن از اهرمهای اقتصادی قدرتمندی بهرهمند است. با این حال، کانادا نیز تأمینکننده راهبردی کالاهای اساسی و مواد اولیه برای صنایع آمریکاست و زنجیرههای تولید دو کشور طی دههها بهشدت درهمتنیده شدهاند. به همین سبب، ادامه این رویارویی تعرفهای، بهجای تسلیم زودهنگام یک طرف، به افزایش متقابل هزینهها در دو سوی مرز خواهد انجامید. از سوی دیگر، کانادا مصمم است از این بحران بهمثابه فرصتی برای کاستن از وابستگی خود به آمریکا استفاده کند. کارنی بر این باور است که کشورش توانمندی لازم را برای بازآرایی ساختار اقتصادی خود دارد و هزینه این گذار، هر اندازه هم که سنگین باشد، از پذیرش وابستگی دائمی به بازاری که روابط اقتصادی را به اهرم فشار سیاسی تبدیل میکند، کمتر خواهد بود.
درس بزرگ کانادا
اگرچه کانادا از منظر حجم اقتصادی طرف کوچکتر این مناقشه به شمار میآید، اما در عرصه سیاسی هیچ نشانهای از عقبنشینی در مواضع اتاوا دیده نمیشود. حمایت گسترده داخلی به کارنی این امکان را داده تا هزینه ایستادگی را بپذیرد و همزمان بهدنبال بازارهای جایگزین بینالمللی باشد. در سوی مقابل، دونالد ترامپ بهخوبی آگاه است که اگر تعرفهها به افزایش هزینههای معیشتی و زیان تولیدکنندگان داخلی منجر شود، این سیاست درست در برههای که جمهوریخواهان در پی تثبیت موقعیت خود در کنگره هستند، به چالشی بزرگ در کارزار انتخاباتی تبدیل خواهد شد. بدین ترتیب، جنگ تجاری کنونی میان واشنگتن و اتاوا از یک مناقشه صرف بر سر تعرفهها فراتر رفته و به آزمونی تمامعیار برای تابآوری کانادا در برابر فشارهای یک ابرقدرت اقتصادی بدل شده است.