در پی انتشار اخبار و گزارش‌هایی مبنی بر تصرف تپه راهبردی علی‌الطاهر در جنوب لبنان و ادعای نتانیاهو، نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی، درباره تسلط بر این منطقه و از میان رفتن تهدید علیه این رژیم، پرسش‌های مهمی درباره ابعاد واقعی این تحولات، میزان اهمیت راهبردی تپه علی‌الطاهر و پیامدهای آن برای مقاومت مطرح شده است. در همین راستا، گفت‌وگویی با «الله کرم مشتاقی»، کارشناس مسائل منطقه غرب آسیا، انجام داده‌ایم که به شرح زیر است:

سوال: وضعیت لبنان درحال حاضر به شکل است؟ آیا تپه علی الطاهر به قول رژیم جنایتکار صهیونیست تصاحب شده است؟

در بررسی وضعیت لبنان باید دو موضوع را به‌صورت عمده در نظر داشته باشیم. یکی اینکه حوادث را به شکل نقطه‌ای نبینیم. تفسیر حوادث به شکل نقطه‌ای، خواست نتانیاهو و مطلوب رسانه‌های ضد جریان مقاومت است. نگاه نقطه‌ای موجب این می‌شود که اگر یکی از فرماندهان ما به شهادت رسید، یا یک نقطه از محور مقاومت دچار ضربه شد، یا مورد اشغال دشمن قرار گرفت، ما خودمان را در بن‌بست ببینیم.

اتفاقاً نتانیاهو و دشمنان مقاومت تلاش دارند پیروزی‌های خود را بر اساس نگاه نقطه‌ای به طرفداران خود بفروشند و با تحلیل نقطه‌ای، یک جنگ رسانه‌ای و شناختی را علیه مقاومت ایجاد کنند. در حالی که نگاه صحیح به تحولات محور مقاومت و به‌صورت خاص، در حال حاضر لبنان، نگاه پروسه‌ای و کلان است.

مسئله دوم اینکه تحلیل وضعیت لبنان باید با توجه به سه ضلع درهم‌تنیده باشد. هر کدام از این اضلاع، اگر به‌صورت جداگانه مورد رصد قرار بگیرد، ما دچار اشتباه و اختلال در فرایند تحلیل می‌شویم.

آن سه ضلع عبارت‌اند از: ضلع نظامی ـ امنیتی، ضلع رسانه‌ای ـ اجتماعی و ضلع سیاسی.

آنچه در تپه علی‌الطاهر و استان نبطیه در جنوب لبنان در حال وقوع است، اگرچه ذیل ضلع امنیتی و نظامی اتفاق می‌افتد، اما پیوست‌های رسانه‌ای، اجتماعی و سیاسی آن و پیوندهای سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای آن را نباید از نظر دور بداریم.

نتانیاهو عجله دارد در اعلان پیروزی‌های وهمی، اعلان پیروزی‌های بزرگ به تصور خودش؛ چنان‌که بعد از یک ماه و نیم حجم سنگین آتش بر این منطقه کوچک، الان می‌آیند و اشراف امنیتی بر این تپه را جشن می‌گیرند و سعی می‌کنند آن را یک دستاورد بسیار بزرگ تلقی کنند.

نتانیاهو در مصاحبه‌اش گفته ما به تپه‌ای اشراف پیدا کردیم که در زیرش چندین دستشویی، محل استراحت، آشپزخانه و اتاق فرماندهی و نگهداری سلاح وجود داشته است. یعنی رژیمی که خودش را ارتش برتر و شکست‌ناپذیر منطقه می‌دانسته، در مواجهه با یک گروه مقاومت به این کار می‌کند که به یک جایی دسترسی و اشراف عملیاتی پیدا کرده که در زیرش مثلاً تعدادی حمام و اتاق فرماندهی بوده است.

در حالی که واقعیت این است که اولاً هنوز اشراف و در واقع اشغال کامل صورت نگرفته است. نمی‌خواهم از اهمیت این منطقه بکاهم و وجب‌به‌وجب محور مقاومت، حتی بیابان‌های لم‌یزرع و دشت‌هایی که در ظاهر بی‌اهمیت هستند، برای ما و برای همه اضلاع مقاومت بسیار اهمیت دارند.

چه رژیم صهیونیستی بر این تپه اشراف کامل و اشغال کامل صورت بگیرد و چه ما به‌صورت کامل این تپه را تحت سیطره خودمان دربیاوریم، نبرد ما با رژیم صهیونیستی و محور ظلم همچنان ادامه دارد.

البته اشغال کامل علی‌الطاهر می‌تواند خطراتی را برای مقاومت، به‌خصوص در جبهه دره بقاع، ایجاد کند؛ اما ناامید نباید بود.

سوال: وضعیت نیروهای حزب الله لبنان به چه شکل است؟ آیا توان مبارزه با نیروهای رژیم صهیونیستی را دارند و تا چه حد موفق بوده‌اند؟

انعطاف تاکتیکی و رزمی حزب‌الله لبنان و استفاده به‌موقع از ابزارهای مدرن و متناسب با جنگ‌های نامتقارن، یکی از شاهکارهای مدیریتی جنگ اخیر در محور مقاومت بوده است؛ چه در لبنان، چه در یمن و چه در ایران و عراق. به‌صورت خاص، در لبنان شاهد این انعطاف هستیم و به نظر می‌رسد فرماندهان مقاومت از قبل برای چنین روزهایی آمادگی داشته‌اند.

ساختار رزمی و فرماندهی مقاومت به‌گونه‌ای طراحی شده که دشمن نتواند با به شهادت رساندن تعدادی از فرماندهان، خلل جدی و طولانی‌مدت در روند رزم ایجاد کند و یا با قطع ارتباط میان مناطق مختلف، جبهه را دچار سردرگمی کند.

بر این اساس، حتی اگر جبهه‌های استان نبطیه از سایر مناطق جدا شوند و حتی اگر پیوند نظامی، رزمی و لجستیکی جنوب رودخانه لیتانی با شمال آن قطع شود، مقاومت برای ادامه نبرد و مبارزه طولانی‌مدت، سازوکار و دستورالعمل‌های لازم را در اختیار دارد.

بنابراین، در حال حاضر سخن از فلج شدن حزب‌الله، ناتوانی حزب‌الله در مبارزه و به بن‌بست رسیدن حزب‌الله، اصلاً کاملاً مردود است.

سوال: تفاهم نامه‌ اسلام آباد که همچنان از آن صحبت می‌شود و به عنوان کمک کننده به لبنان تلقی می‌شود، آیا کمکی به حزب الله کرده است؟

این توافق تا برهه‌ای برای مقاومت و مردم لبنان و حتی هیئت حاکمه لبنان دستاوردهایی را به همراه داشت، اما این واقعیت را نباید از نظر دور بداریم که محور مقاومت هیچ‌گاه پیروزی‌های کلان، طولانی‌مدت و مستمرش را برخاسته از تفاهمات و توافقات ندانسته است و نباید به یک تفاهم و توافق بیش از یک میزان معین امید ببندیم و انتظار داشته باشیم.

در حال حاضر، این توافق اسلام‌آباد در حد جنگ کاغذی، بین توافق اسلام‌آباد و الاتفاق الاطاری که در واشنگتن رخ داد، قابل اهمیت است؛ فقط روی کاغذ. یعنی هیچ امید میدانی ما نباید به این داشته باشیم.

من معتقدم حتی آنجاهایی که رژیم صهیونیستی به واسطه قدرت‌نمایی ایران عقب رفته، نه به واسطه این تفاهم ، بلکه به واسطه جدیت اعلان نیروهای نظامی در تعیین خطوط قرمز بوده است.

سوال: ایران چه اقدامی باید در خصوص وضعیت امروز لبنان انجام دهد؟

ایران در سه لایه سیاسی، نظامی ـ امنیتی و رسانه‌ای ـ اجتماعی، در حال حاضر می‌تواند به جریان مقاومت و حتی به کل لبنان کمک بکند.

از بُعد سیاسی، ایران باید به عربستان سعودی فشار بیاورد. طرف ما در حال حاضر دولت وابسته و ناتوان لبنان نیست؛ اصلاً قابل مذاکره نیست. این دولت طرف ما در حال حاضر عربستان سعودی است. ارتباطات و تماس‌ها مکرراً باید انجام بشود؛ یعنی وزیر خارجه ما، حتی اگر نمی‌تواند، سایر وزرا، حتی سازمان‌ها و سازمان‌های امدادی، در لبنان حضور پیدا بکنند.

از بُعد نظامی و امنیتی، من پیشنهاداتی به ذهنم می‌رسد، اما اساساً شاید پیشنهاد نظامی یا امنیتی از یک تحلیلگر خیلی وجهه‌ای نداشته باشد. اما ما می‌توانیم وسعت تهدیدمان را، از جنوب بیروت فراتر ببریم و در مرحله اول، شمال رودخانه اولی، در مرحله دوم، شمال رودخانه زهرانی و در مرحله سوم، شمال رودخانه لیتانی، که تپه علی‌الطاهر و نبطیه هم جزوش هست، فراتر ببریم و حتی در گام نهایی، همه لبنان را به‌عنوان خط قرمز خودمان اعلام بکنیم.

و پیشنهاد دیگر اینکه ایران، خلیج فارس و دریای سرخ را وارد معامله لبنان بکند؛ یعنی گره بزند تحولات لبنان را با آنچه در خلیج فارس و دریای سرخ دارد رخ می‌دهد. یمنی‌ها بسیار مشتاق هستند برای پیوند با تحولات لبنان و آنچه که حزب‌الله با آن درگیر است.

اما از لحاظ رسانه‌ای و اجتماعی، من معتقدم که مسئله لبنان باید در رسانه‌ها پررنگ‌تر بشود. در خیابان‌ها و در میادین، پرچم‌های حزب‌الله ظهور و نمود بیشتری داشته باشد و پویشی مثل «ایران همدل» برای لبنان یک شور اجتماعی به وجود آورد که موجب ترس دشمن و امید مردم در لبنان شد، مجدداً رخ بدهد.