اظهارات اخیر حسن روحانی، رئیسجمهور نامحبوب و بدسابقه کشورمان پیرامون تنگه هرمز و پایان دادن شرافتمندانه به جنگ، در حالی مطرح شد که رئیسجمهور جنایتکار آمریکا اخیراً این آبراه استراتژیک کشورمان را «تنگه ترامپ» نامیده و طی حملات اخیر خود برای چندمین بار با نقض تفاهمنامه موهوم اسلامآباد، از نیت شوم و فریبآمیز آمریکا پرده برداشته است.
روز دوشنبه ۹ شهریور، حسن روحانی، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم، درباره تنگه هرمز گفته است:
«تنگه هرمز هم باید تنگه نبرد نباشد، ما که نمیخواهیم تنگه نبرد درست کنیم و همش در حال نبرد باشیم. تنگه هرمز باید تنگه آسایش ما باشد. تنگه هرمز باید تنگه پررونق باشد، اگر رونق نداشته باشد و کشتی تردد نکند، میخواهیم چه کار کنیم؟ تنگه بیکشتی به چه درد میخورد؟ میخواهیم تنگهای باشد که رونق داشته باشد، تردد باشد، ما هم میخواهیم از تجارت بینالملل حمایت کنیم. ما که نمیخواهیم تجارت جهانی را بیرونق کنیم.»
وی همچنین در بخشی دیگر از اظهارات خود با بیان اینکه جنگ باید عزتمندانه پایان بپذیرد، مدعی شد:
«ما باید طبق نظر اکثریت قاطع مردم جنگ را عزتمندانه پایان بدهیم تا بتوانیم کشور را بسازیم، تا بتوانیم صدمات وارده را جبران کنیم، تا سرمایهگذار بتواند سرمایهگذاری کند، تا به آینده امیدوار شود، تا جوان ما به آینده کشور خودش امیدوار شود. یک اقلیت که حالا بوق و بلندگو در دست آنهاست و دارند سروصدا میکنند، اینها غیر از اکثریت جامعه ما هستند. اکثریت را ما میتوانیم به راحتی تشخیص بدهیم.»
اظهارات حسن روحانی در حالی مطرح میشود که دونالد ترامپ اخیراً با گستاخی تنگه هرمز را «تنگه ترامپ» خوانده و کاخ سفید نیز با انتشار نقشهای از خلیج فارس، تصویر او را در این آبراه راهبردی به نمایش گذاشته است
محبوبیت ۷ درصدی روحانی
همچنین قابل ذکر است که روحانی در حالی از «اکثریت جامعه» سخن میگوید که از سال ۹۷ و آغاز بحرانهای اقتصادی، شکاف میان دولت و ملت عمیقتر شد، امید به آینده تضعیف گردید و محبوبیت او به ۷ درصد سقوط کرد.
ناکارآمدی دولتهای یازدهم و دوازدهم در عرصه اقتصاد و ضربهای که به اعتماد عمومی وارد آورد، سبب شد پس از دوران او تاکنون مشارکت انتخاباتی کشور از ۵۰ درصد فراتر نرود.
روحانی در بخشی دیگر از اظهارات خود ادعا کرده است:«به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرتهای بزرگ بیست سال دیگر بجنگیم. اگر مردم قبول کردند برویم ادامه بدهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری نشان دادند، نمیخواهیم بپذیریم؟»
به نظر میرسد این اظهارات در واقع همان نسخه «بدهیم و برویم» است که جریان سیاسی وفاق طی هفتههای اخیر با روکش اصلاحطلبی و کلیدواژههایی چون «صلح شرافتمندانه» در پی تئوریزه کردن آن برآمده؛ نسخهای که پیشتر در مقاطعی از دولتهای یازدهم و دوازدهم در برجام و پسابرجام نیز بهروشنی دیده شد.
روحانی و محاکمهای که به سرانجام نرسید
با این حال و با وجود اینکه تاکنون چندین کارزار گسترده از سوی عموم جامعه به جهت محاکمه روحانی پیگیری شده بود، بحث محاکمه وی نیز در هالهای از ابهام باقی مانده است.
این سؤال از حسن روحانی که با تکیه بر ترفند نخنمای رفراندوم تلاش دارد تا به دوقطبیها در کشور دامن بزند مطرح است که چرا مشخص نمیکند منظورش از «راه دیگر» چیست؟
او خود تجربه سیاه برجام را در کارنامه دارد که با وجود همه عقبنشینیها باز هم آمریکاییها به وعدههای خود عمل نکردند. افزون بر این، عبرت تفاهمنامه ۱۴ بندی نیز پیش روی او است که به اذعان معاون وزیر امور خارجه کشورمان، همه بندهای آن توسط آمریکا متلاشی شده است.
کشور طی یک دهه اخیر دو بار «مسیر دیگر» مدنظر روحانی را در دولت او و اخیراً در دولت مورد حمایت او پیموده است و جز جنگ و ترور و تضعیف جبهه مقاومت عایدی نداشته است.
روحانی امروز پاسخگوی این کارنامه سیاه باشد، نه مدعی.
اخیراً حسین کچوئیان، جامعهشناس برجسته، طی مصاحبهای گفته بود حسن روحانی با اعضای دولت خود مدام جلسه میگذارد تا به آمریکا بگوید «ما هستیم!» بر این مبنا، سخنان اخیر روحانی را باید تدارک تازهای برای تحمیل جنگ بر ملت ایران ارزیابی کرد.