فرهنگی 02 اردیبهشت 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
بنیان‌گذاران اینترنشنال خواب‌‌های جدید برای ایران دیده‌اند؟

پاسخ نرم اعراب خلیج‌فارس پس از ضربه سخت ایران

سعید قاسمی

السفاره

اعراب خلیج‌ فارس بعد از آنکه ایران در پاسخ به تجاوز محور آمریکایی-صهیونی طی یک اقدام درست و قانونی پایگاه‌های آمریکایی را در خاکشان هدف گرفت، چندان بی‌تفاوت از کنار ماجرا عبور نکردند؛ اگرچه فعلاً خبری از واکنش سخت نیست و به دلیل قدرت ایران بعید است که باشد، اما آنچه به میدان آمده، همان ابزارهای آشنای جنگ نرم است. از سریال‌سازی تا تولیدات موسیقایی، همه در خدمت بازنمایی روایتی خاص از این تنش قرار گرفته‌اند. این جنس از واکنش‌ها البته نه تازه است و نه بی‌ریشه؛ بلکه ادامه همان خطی‌ست که سال‌هاست در بزنگاه‌های سیاسی و نظامی علیه ایران دنبال می‌شود. حالا هم به نظر می‌رسد در این مرحله، قرار است قدرت نرم به رخ کشیده شود تا بعدتر، بسته به شرایط، ابعاد دیگری از این تقابل فعال شود.

اگر کسی گمان می‌کرد که پاسخ اعراب خلیج فارس به اقدام نظامی اخیر ایران لزوماً در همان زمین سخت و پرهزینه نظامی داده می‌شود، احتمالاً مختصات این بازی چندلایه را درست نفهمیده است. ماجرا از آن جنس تقابل‌هایی‌ست که خیلی زود از میدان نظامی به عرصه روایت و تصویر کشیده می‌شود؛ جایی که هزینه کمتر است اما اثرگذاری‌اش در بلندمدت دست‌کمی از موشک و پهپاد ندارد.

به همین دلیل، تولید سریال «سفارت ۸۷» توسط سعودی‌ها و انتشار ترانه‌ای از یک قاری مشهور کویتی که با بی‌ادبی از ایران یاد می‌کند را باید نه به‌عنوان اتفاقاتی پراکنده، بلکه قطعاتی از یک پازل بزرگ‌تر دید.

این‌ها همان «افاضات نرم»‌اند که قرار است ذهن مخاطب عربی را جهت بدهند و تصویری خاص از ایران بسازند؛ تصویری که طبیعتاً نسبتی با واقعیت پیچیده میدان ندارد و بیشتر در خدمت اهداف سیاسی طراحانش تعریف می‌شود. به بیان دیگر، همان‌طور که آمریکایی‌ها سال‌هاست از هالیوود به‌عنوان آپاراتوس ایدئولوژیک خود بهره می‌برند، برخی کشورهای عربی هم حالا با جیب پر تری به سراغ ابزارهای فرهنگی رفته‌اند.

البته این قصه، قصه امروز و دیروز نیست. از پیش از انقلاب اسلامی تاکنون، هرگاه ایران در حوزه‌ای دست بالا را پیدا کرده یا دست‌کم معادلات را به‌هم زده، موجی از «سمپاشی» رسانه‌ای در جهان عرب به راه افتاده است. گاهی در قالب تحلیل‌های به‌ظاهر بی‌طرف، گاهی در هیئت سریال و فیلم و گاهی هم در پوشش ترانه و موسیقی. فراموش نکنید که رسانه‌های عربی در برخی بزنگاه‌ها ایران را با اسرائیل مقایسه می‌کردند که حتی صدای برخی از بینندگان خودشان را هم درمی‌آورد.با این‌حال تفاوت امروز شاید در سرعت انتشار و گستره مخاطبان باشد، نه در اصل رویکردی که سال‌هاست دنبال می‌شود.

اما آیا این میدان یک‌طرفه است؟ قطعاً نه. همان‌طور که آن‌ها از ظرفیت‌های فرهنگی خود برای اثرگذاری استفاده می‌کنند، ایران هم می‌تواند و باید به این عرصه ورود جدی‌تری داشته باشد.

مسئله اینجاست که ما هنوز به آن درک راهبردی از «جنگ روایت‌ها» نرسیده‌ایم که طرف مقابل، سال‌هاست روی آن سرمایه‌گذاری کرده است. تولیدات فرهنگی ما، چه در سینما و چه در موسیقی، کمتر به‌سمت چنین سوژه‌هایی رفته و اگر هم رفته، اغلب فاقد آن انسجام و اثرگذاری لازم بوده است. در حالی‌که همین میدان به‌ظاهر نرم، می‌تواند در شکل‌دهی به افکار عمومی منطقه نقشی تعیین‌کننده ایفا کند.

در انتها باید گفت واکنش‌هایی از جنس «سفارت ۸۷» و آن ترانه کویتی، شاید در نگاه اول کم‌اهمیت به نظر برسند، اما در واقع بخشی از یک نبرد طولانی‌مدت‌اند؛ عربستان بن سلمان با خرج میلیون‌ها دلار شبکه اینترنشنال را روی آنتن برد که نمی‌توان از تاثیرات مخرب آن بر برخی از مردم کشورمان غافل بود. مطمئنا آنها پس از تحقیر شدن توسط ایران جبهه نبرد دیگری جدای از میدان باز خواهند کرد. نبردی که اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند زمین بازی را به‌نفع طرف مقابل تغییر دهد، بی‌آنکه حتی صدای شلیک گلوله‌ای به گوش برسد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × دو =