سیاسی 23 تیر 1405 - 2 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
بیستوپنج روز از یک «توافق:» تفاهمنامه ایران و آمریکا مثله شد، تیم مذاکره کننده اما پیروزی میبیند؛

نوبت پاسخگویی

بیست و پنج روز از امضای الکترونیکی یادداشت تفاهم اسلام‌آباد میان تهران و واشنگتن می‌گذرد و به گفته سخنگوی وزارت خارجه، این توافق عملاً وارد «مرحله بحران» شده است. بقایی روز گذشته در نشست خبری خود گفت آمریکایی‌ها حتی اجازه ندادند مهلت یک‌ماهه بند پنجم درباره تنگه هرمز به پایان برسد و با تحریک کشورهای منطقه، مسیر توافق‌شده را دور زدند. در همین حال، محمدسعید احدیان، مشاور محمدباقر قالیباف، در پیامی که در کانال رسمی رئیس مجلس بازنشر شد، همچنان از تفاهمنامه به‌عنوان دستاورد دفاع کرده و هیچ نشانه‌ای از بازبینی در مواضع تیم مذاکره‌کننده دیده نمی‌شود؛ آن هم در حالی که شمار شهدای حملات اخیر همچنان افزایش می‌یابد.

photo 2026 07 13 22 42 19 1

بیست و پنج روز از لحظه‌ای که رؤسای‌جمهور ایران و آمریکا یادداشت تفاهم خاتمه جنگ را به صورت الکترونیکی امضا کردند می‌گذرد؛ سندی که قرار بود چارچوب عبور از بحران باشد اما در عمل، به گفته سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان، طی همین بازه کوتاه «مثله» شده است.

اسماعیل بقایی دوشنبه ۲۲ تیر، در نشست خبری هفتگی خود با صراحت غیرمعمولی از عبور طرف آمریکایی از تعهداتش سخن گفت و تاکید کرد ایران هرگاه به تفاهمی رسیده با حسن نیت به آن عمل کرده، اما طرف مقابل حتی صبر نکرده تا مهلت یک‌ماهه مقرر در بند پنجم درباره ترتیبات تنگه هرمز سپری شود.

به گفته بقایی، بند پنجم تفاهمنامه تفسیرپذیر نیست و به‌صراحت مدیریت بازگشایی تنگه هرمز را برعهده ایران گذاشته است. او گفت آمریکایی‌ها از همان روزهای نخست به‌جای اجازه دادن به ایران برای انجام این کار، با تحریک و همراه کردن برخی کشورهای منطقه تلاش کردند مسیر هماهنگ‌شده با تهران را دور بزنند و مسیر جایگزینی برای عبور از تنگه ایجاد کنند.

او این اقدام را ناقض تفاهمنامه و عامل بازگشت ناامنی به کشتیرانی منطقه دانست. این در حالی است که پس از اظهارات بقایی و اعتراف به شکست تفاهمنامه، کانال رسمی محمدباقر قالیباف یادداشتی از مشاور او، محمدسعید احدیان، بازنشر کرد که در آن هرگونه انتقاد به رویکرد تیم مذاکره‌کننده و شخص رئیس مجلس رد شد.

در این یادداشت آمده است که تفاهمنامه حتی اگر همین‌جا هم متوقف شود، توانسته صدها میلیون دلار درآمد نفتی، تخلیه محموله‌های اساسی در بنادر و کاهش موقت فشار نظامی را برای ایران به ارمغان بیاورد و هیچ تصمیمی برخلاف نظر رهبری گرفته نشده است. نکته قابل توجه اینجاست که همین یادداشت، خط قرمز روشنی هم ترسیم کرده بود: هیچ مذاکره‌ای تا محقق‌نشدن شروط تفاهمنامه در جریان نیست. حالا که به تایید سخنگوی وزارت خارجه، دقیقاً همان بند کلیدی یعنی بند پنجم نقض شده، پرسش اصلی این است که تیم مذاکره‌کننده و شخص قالیباف، که این تفاهمنامه را دستاوردی برای ایران معرفی کرده بودند و از آن به‌عنوان سند پیروزی جبهه اسلامی یاد می‌کردند در برابر نقض آشکار و رسمی‌شده آن چه پاسخی دارند؟

تا کنون هیچ واکنش تازه‌ای که نشان‌دهنده بازنگری در ارزیابی مثبت تیم مذاکره‌کننده از این توافق باشد از سوی قالیباف یا نزدیکان او منتشر نشده است. همان استدلال‌هایی که پیش از تایید رسمی نقض بند پنجم مطرح می‌شد -بیرون کشیدن امتیاز از آمریکا، بازسازی ظرفیت نظامی، افزایش صادرات نفت- کاهش فشار بر لبنان، همچنان بدون تغییر تکرار می‌شود، بی‌آنکه در ترازوی هزینه‌های واقعی این ۲۵ روز سنجیده شود.

این سکوت در برابر واقعیتی که خود سخنگوی وزارت خارجه آن را «بحران» می‌نامد، دقیقاً همان چیزی است که منتقدان تیم مذاکره‌کننده از ابتدا هشدارش را می‌دادند: اعتماد به تعهد طرفی که در همان روزهای نخست، پیش از پایان مهلت یک‌ماهه، زیر قول خود زده و عهدشکنی از خصوصیات ماهوی و ذاتی آن است. اما درواقع بخشی از هزینه این خوشبینی را باید در آمار وزارت بهداشت جستوجو کرد.

علیرغم برقراری آتش‌بس و امضای تفاهمنامه، حملات هوایی آمریکا به شش شهر کشور در ۱۷ و ۱۸ تیر جان ۱۷ هموطن را گرفت و بیش از صد نفر را مجروح کرد؛ آماری که در روزهای بعد نیز متوقف نشد و در حمله به ماهشهر در ۲۲ تیر -یعنی همان روزی که بقایی از فروپاشی تدریجی توافق سخن گفت- یک شهید و چند مجروح دیگر بر آن افزوده شد. به این ترتیب، در کمتر از چهار هفته از امضای سندی که قرار بود پایان‌بخش جنگ باشد، مجموع شهدای حملاتی که پس از آن رخ داده به نزدیک بیست نفر رسیده است.

اکنون پرسشی که بی‌پاسخ مانده این است: چند شهید دیگر لازم است تا تیم مذاکره‌کننده و کسانی که این تفاهمنامه را پیروزی نامیدند، حاضر شوند آن را با واقعیت میدانی محک بزنند؟ وقتی سخنگوی رسمی وزارت خارجه به صراحت از نقض یک‌طرفه سخن می‌گوید، اصرار بر روایت دستاورد، دیگر نه دفاع از دیپلماسی که نادیده گرفتن هزینه‌ای است که مردم مناطق مورد حمله می‌پردازند. تجربه نشان داده در نبود پاسخگویی روشن از سوی طراحان و مدافعان تفاهمنامه، تکرار الگوی «امضا، نقض، توجیه» بعید نیست همچنان ادامه یابد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + هشت =