فرهنگی 30 تیر 1405 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
درباره سوءتفاهمی به اسم جواد موگویی

مارادونا را بیخیال، غضنفر را بچسبید!

photo 2026 07 20 15 50 09

حتما اگر کمی اهل فوتبال باشید تمثیل غضنفر و مارادونا به گوش‌تان خورده است. می‌گویند روزی جوانان یکی از مناطق حاشیه‌ای تیم فوتبال تشکیل می‌دهند و با تیم مارادونا مسابقه می‌دهند. با سوت داور بازی شروع می‌شود و در همان دقایق ابتدایی، هافبک این تیم به نام غضنفر که در عمرش حتی یک بار هم فوتبال بازی نکرده، توپ را می‌گیرد و پس از تجزیه و تحلیل فاصله خود تا دروازه روبه‌رویی و دروازه پشت سرش، به این نتیجه می‌رسد که چون به دروازه پشت سری، یعنی تیم خودی نزدیک‌تر است با یک شوت جانانه دروازه خودی را باز کند. این دقیقا رویه‌ای است که جواد موگویی به‌ ظاهر مستندساز در گفت‌وگوهایش با سران نظام انجام می‌دهد و برای کشور هزینه درست می‌کند. اما آیا این رویکرد سهوی‌ست یا عمدی در کار است؟ با تحلیل سابقه این فرد می‌توان به پرسش فوق پاسخ داد.

جواد موگویی را مستندساز حوزه سیاسی-اجتماعی با رویکردی انقلابی لقب می‌دهند و راوی این جریان می‌دانند، اما با مروری اجمالی می‌توان این گزاره را به اثبات رساند که رویه تولیدات رسانه‌ای این فرد نه‌ تنها نسبتی دور با چهره‌های نزدیک به دولت اعتدال و گروه‌های اصلاح‌طلب ندارد، بلکه با برخورداری از رتوریکی به‌ ظاهر حزب‌اللهی، همان انگاره‌های همیشگی طبقه متوسط و دوستداران توافق را به‌ نحوی که نه سیخ بسوزد و نه کباب تکرار می‌کند. با این تفاوت که سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر نهادهای حاکمیتی خللی بر سر راهش به‌وجود نمی‌آورند و مسیر را هم برای اشراف وی بر ادراک و ذهنیت طیف مسلمان و معتقد مردم ایران فرش می‌کنند.

او در گفت‌وگویی که ذیل برنامه «ماجرای جنگ ۲» با عباس عراقچی انجام داد، با خنده‌ مستانه، سری افراشته و خیالی راحت، از اطلاعات فوق سری و محرمانه در مورد پناهگاه فرماندهان و مسئولان رده بالای کشور پرده برداشت و در ادامه حرف‌هایش را این‌طور توجیه کرد که دشمن تمام این اطلاعات را در اختیار دارد و حرف‌های او چیزی جز ذکر بدیهیات نیست (نقل به مضمون). سیر اشتباهات از تصمیم برای انجام این گفت‌وگو تا نظارت پسینی بر محتوای منتشر شده در مورد این برنامه غیر قابل چشم‌پوشی است.

چرا باید یک مجری و برنامه‌ساز تا این حد نسبت به مسائل سری کشور اطلاعات داشته باشد؟ چرا این امکان برای دیگران به‌ وجود نمی‌آید و چرا محتوای مورد نظر، پیش از انتشار یک‌بار مورد بررسی دقیق قرار نگرفت تا چنین فاجعه‌ای رقم نخورد؟ و مهم‌تر از آن چرا عباس عراقچی در تکمیل بانک اطلاعاتی موگویی در مورد تونل‌های موجود در تهران به ‌راحتی هر چه ‌تمام‌تر کمکش می‌کند؟ این شکل از رفتار غیرحرفه‌ای و خطرناک رسانه‌ای البته از سوی مستندساز ما مسبوق به سابقه بوده است.

موگویی پس از سقوط بشار اسد، بلندگوی برخی از محفل‌های درون سیستم شد و با نقل دروغین گفته‌هایی که به رهبر شهید انقلاب نسبت داد، عنوان کرد که اسد نیروهای دفاع ملّی را کم کرد و به همین خاطر حضور ما دیگر در سوریه توجیهی نداشت! این حرف‌ فارغ از اینکه دل نیروهای مخلص به اسلام و انقلاب را خالی می‌کرد، این تصور را برای دشمنان به ‌وجود می‌آورد که ما مشکلی برای استارت زدن مرحله آخر عادی‌سازی نداریم.

سوای این، پیش‌تر هم عباس عراقچی در گفت‌وگو با جواد موگویی مسائلی را در باب آتش بس و انتشار محتوای جلسات شورای عالی امنیت ملی طرح کرده بود که بیش از هرچیز امنیت روانی جامعه را هدف قرار می‌داد. پس اگر فردا روزی برنامه این فرد را تعطیل کردند نباید دوباره بیانیه بدهد و زمین و زمان را به‌هم بدوزد. از این‌ها گذشته، انتشار یله و رهای برنامه «ماجرای جنگ» و محتواهایی نظیر «فوتبال 360» را باید در پیوند با یکدیگر مورد بررسی قرار داد، زیرا هر کدام از این تولیدات با هدف به پایان رساندن کم‌دردسر پروژه نرمالیزاسیون به بیرون درز می‌کنند و دیگر نمی‌توان ذیل تمثیل مشهور مارادونا و غضنفر سرسری از کنارشان رد شد.

 

نویسنده: مسعود حنیفی

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − هشت =