ایمان عظیمی

سینمای ایران پیش شروع جنگ رمضان از وضعیت خوبی برخوردار نبود. همین مسئله باعث شد تا تعدادی از سینماداران و بازوی پخش حوزه هنری عنوان کنند که اگر شرایط به همین منوال پیش برود مجبور به تعطیلی سالنها و تعدیل نیروی انسانی در این زمینهاند. وقوع جنگ تحمیلی سوم اما ضربه دیگری بر پیکر نحیف سالنداری بود.
فروش پائین پُرمخاطبترین اثر سینمایی اکران 1405 نیز خود موید این نکته است که برای کشاندن مردم به سینما باید بهطور ویژه و اورژانسی وارد عمل شد. شاید بگویید که در حال حاضر صحبت از سینما حرف گزافی بیش نیست، اما مگر امنیت شغلی افراد شاغل در این زمینه مانند باقی کارها بیاهمیت است؟
فارغ از این مسئله، امنیت روانی مردم در قبول روایت ایران را هم نباید دست کم گرفت. برای نمونه اگر تجربه ساخت فیلم نیمشب فارغ از انتقاداتی که به فیلمنامه آن وارد است را فاکتور بگیریم، نمیتوانیم میانداریاش در فقدان ایده و روایت را مدنظر قرار ندهیم و بهسادگی از کنار آن بگذریم.
به همین خاطر است که با وجود افت فاحش فروش در سینماها، فیلمی که در مورد جنگ دوازدهروزه است حتی بیشتر از کُمدیفارسیها مخاطب دارد. اکنون اما سینما باید با روایت میدان مردم را به سالنها بکشاند و اهمیت کمتری برای آثار موهنی نظیر «آنتیک» -که اکنون در حال اکران است قائل شود. برای مثال نمایش دوباره آثاری نظیر «کانیمانگا»، «اخراجیهای ۱»، «برزرخیها»، «عملیات کرکوک»، «افق» و حتی «آژانس شیشهای» و «بوی پیراهن یوسف» علیرغم پخش از تلویزیون و سرویسهای آنلاین میتواند پای طیف جدیتر و حتی آنها که شیفته نوستالژی هستند را به سینما باز کنند.
از سوی دیگر، افزایش روزهای نیمبها از یکروز به دو یا حتی سهروز بهعنوان رویکردی تشویقی برای مردم میتواند بهخوبی عمل کند. یادمان نرود که ارتش تروریستی آمریکا و سگ زنجیریاش اسرائیل در هدف قرار دادن اماکن مختلف هیچ محدودیتی ندارد و پایگاههای نظامی، اماکن مسکونی و سینما و مدرسه و بیمارستان را با هم مورد هدف قرار میدهد، پس تامین معاش اهالی هنر هفتم -که لزوما سلبریتی هم نیستند- اهمیت بسزایی دارد.