فرهنگی 01 اردیبهشت 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

عارضه کوتوله پروری و عواقب آن!

سعید قاسمی

امیرحسین قیاسی2

از وجوه غریب و تأمل‌برانگیز جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگ، آن است که هر عنصر کم‌مایه و فاقد قدر و منزلت، به‌واسطه سیاست‌های همین ساختار و با حداقل استعداد، به‌یک‌باره به چهره‌ای شناخته‌شده بدل می‌شود و سپس با وقاحتی کم‌نظیر، به نردبانی که از آن صعود کرده لگد می‌زند.

اواسط دهه نود بود که برنامه‌های موسوم به «استعداد‌یابی» در ایران رواج یافتند و پدیده‌هایی را به جامعه عرضه کردند که پیش‌تر در فرهنگ عامه «دلقک» نامیده می‌شدند، اما به تقلید از غرب، عنوان پرطمطراق «استندآپ کمدین» بر آنان نهاده شد.

این تغییر نام البته صرفاً یک بازی زبانی نبود؛ بلکه تلاشی هوشمندانه برای آرایش و بزک ابتدایی‌ترین و سطحی‌ترین اشکال سرگرمی و عرضه آن در ساخت «هنر» بود. حاصل چه بود؟ نسلی از چهره‌های یک‌شبه که نه واجد هنر بودند، نه برخوردار از خرد و عمق، و نه حتی واجد حداقلی از فهم نسبت به مسئولیتی که با دیده‌شدن به دست می‌آید. همان‌ها که با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم همین ساختار به چشم آمدند، به‌سرعت گذشته خود را از یاد بردند و در مقام منتقد و طلبکار، ژست روشنفکرانه به خود گرفتند.

امیرحسین قیاسی، نمونه‌ای تمام‌عیار از همین فرآیند است؛ محصول همان موج استندآپ‌سازی و چهره‌پروری که اکنون با ادبیاتی معترضانه اعلام می‌کند تا زمان وصل‌شدن اینترنت، فعالیتی نخواهد داشت. انگار نه انگار که تمام این دیده‌شدن، تمامی آن عواید مالی قابل‌توجه، از دل همین تریبون و همین بستر حاصل شده است. این تناقض از کجا نشأت می‌گیرد؟ از همان خلأ درونی، از همان صعود بی‌زحمت و بی‌ریشه؛ و این سرگذشت محتوم انسان‌های کوچکی است که بی‌دلیل بزرگ شده‌اند.

در شرایطی که کشور با مسائل امنیتی جدی و وضعیت جنگی مواجه است، اعمال محدودیت‌ها امری بدیهی است؛ اما واکنش یک چهره در چنین موقعیتی چه باید باشد؟ قهر شیادانه؟ سکوتی نمایشی؟ یا بهره‌گیری از همان ظرفیت حداقلی برای اثرگذاری؟ اینجاست که تمایز میان فرد مسئول و چهره‌ای توخالی و بادکنکی آشکار می‌شود.

اگر دغدغه مردم حقیقتا وجود دارد، چرا این «عدم فعالیت» به فیگوری تبلیغاتی فروکاسته می‌شود؟ چرا به‌جای این اعتراض‌های سطحی و فریبکارانه، توجه مخاطب، هرچند محدود، معطوف به حمایت از کسب‌وکارهای خرد نمی‌شود؟ چرا تبلیغ رایگان برای آنان که زیر فشار همین شرایط در حال آسیب‌دیدن‌اند، در اولویت قرار نمی‌گیرد؟ پاسخ روشن است: ژست، همواره ساده‌تر از کنش است و هزینه‌اش نیز تقریباً هیچ.

با این‌حال، مسئله صرفاً فرد نیست؛ مسئله، سازوکاری است که این چرخه را پیوسته بازتولید می‌کند: چهره‌سازی‌های بی‌پشتوانه، شهرت‌های زودگذر و … . بدیهی است که پس از عبور از وضعیت جنگی و رفع مخاطرات امنیتی، بازاندیشی در این ساختار ضرورتی و اجتناب‌ناپذیر است تا دیگر هر عنصر کم‌مایه‌ و بی‌مایه‌ای به‌ راحتی به شهرت نرسد.

photo 2026 04 20 22 24 45

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × سه =