ایمان عظیمی

نهم اسفند ۱۴۰۴ آزمون دیگری برای ملت ایران بهمنظور نزدیک شدن به «قله» رقم خورد. آنها که سلاح داشتند و عضوی نیروهای نظامی و انتظامی بودند با حضور در صحنه نبرد دین خویش را ادا کردند و آنها که شهروند عادی بودند هر یک به سبکوسیاق خود پُشت جبههها را نگه داشتند و به عظمت قدرت نرم کشور افزودند.
رسانه در این ایام با گرفتن آرایش آفندی بهخوبی توانستند نقاط ضعف پیشینشان را مرتفع کنند و سنگ صبور ملت در روزهای پُراسترس و پُرفشار دفاع مقدس باشند. در همین راستا، برنامههای تلویزیونی نظیر «به وقت ایران» و «زمانه» به جایگاهی فراتر از یک برنامه گفتوگومحور دست یافتند.
اگر برنامه اول در تلاش برای تببین و تحلیل مواضع ایران در صحنه نبرد بود، برنامه دوم با مدنظر قرار دادن روایتهای مردمی از این میزانسن سعی در حفظ آرامش روان و روح مردم و بالا بردن انگیزه بهمنظور پشتیبانی از نیروهای مسلح داشت.
لحن آرام و متین اجرای «امین سلیمی» و «محسن آزادی» در طول این برنامه را باید در همین راستا قلمداد کرد. در واقع آرامش و طیبخاطر این دو در لحظات ملتهب جنگ و تهدیدهایی که در این زمینه وجود دارد نعمتی برای مخاطبان تلویزیونی بود.
از اینها گذشته، زمانه چه میگوید که حرفش بیش از گذشته خریدار دارد؟ تا قبل از به صدا در آمدن شیپور جنگ توسط شیاطین رذل آمریکایی-صهیونی، تعداد دنبالکنندگان و بینندگان برنامه تبیینی زمانه در تلوبیون از اعداد دورقمی فراتر نمیرفت، اما زدودن غبار از چهره خشن جنگ و بیان معصومیت مردم، بهویژه خانواده شهدای میناب و دست گذاشتن بر روی ترندهای فضای مجازی باعث شد تا تعداد مخاطبان در تلویزیون از چندهزار ویو هم فراتر رود.
هارمونی میدان و رسانه میتواند توان بالقوه بسیاری از برنامهها را برای دیده شدن به مرحله بالفعل برساند. رویهای که هم برنامهای مانند «به وقت ایران» با آن مواجهه شد و هم «زمانه» بهشکل دیگری تجربهاش کرد. به بیان دیگر وقتی مردم در متن روایت قرار میگیرند و مرجعیت رسانهای از دست رسانههای معاند خارج میشود، نتیجه در اقبال عمومی از محتوای مورد نظر به چشم میآید.