بین الملل 02 شهریور 1405 - 34 دقیقه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
کانادا هم زیر بار زیاده‌خواهی‌های ترامپ نرفت

درس کانادا برای دلباختگان تفاهم‌نامه

نویسنده: احسان میرباقری

photo ۲۰۲۶ ۰۸ ۲۳ ۱۷ ۰۷ ۳۱

شکست مذاکرات تجاری آمریکا و کانادا و تصمیم اتاوا برای مقابله «دلار به دلار» با تعرفه‌های واشنگتن، یک واقعیت مهم را دوباره به رخ کشید. مذاکره با آمریکا تا زمانی که طرف مقابل حاضر به پرداخت همه منافع و دستاوردهای خود نباشد، هیچگاه به نتیجه نخواهد رسید. کانادا بدون آنکه تجربه سال‌ها مذاکره با آمریکا را داشته باشد، فهمید توافقی که حاکمیت و منافع ملی را گروگان بگیرد، توافق نیست. اما در ایران هنوز کسانی هستند که تجربه برجام، مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه، مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه و حتی سرنوشت تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را به اندازه کافی جدی نگرفته‌اند و به مذاکرات دل بسته‌اند.

مذاکرات فشرده آمریکا و کانادا که قرار بود از اعمال تعرفه‌های جدید جلوگیری کند، به بن‌بست رسید. آن هم در شرایطی که تنها ساعاتی پیش از فروپاشی مذاکرات، دونالد ترامپ مدعی شده بود توافق میان دو کشور «بسیار نزدیک» است. اما کمتر از چند ساعت بعد، ورق برگشت و واشنگتن تعرفه‌های جدید را اجرایی کرد.

به گزارش نیویورک‌تایمز، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، مذاکرات را به دلیل طرح شروط جدید آمریکا متوقف کرد. شروطی که از نگاه او «ناعادلانه، غیراقتصادی و تردیدبرانگیز» درباره قابلیت اعتماد به هر توافق آینده بود. آمریکا تعرفه‌های ۵۰ درصدی را بر بخشی از کالاهای کانادایی اعمال کرد و کانادا نیز از اجرای تعرفه‌های تلافی‌جویانه «دلار در برابر دلار» از هشتم سپتامبر خبر داد.

این ماجرا فقط یک اختلاف تجاری میان دو کشور همسایه نیست بلکه نشانه‌ای روشن از تغییری است که در نگاه حتی نزدیک‌ترین متحدان واشنگتن نسبت به مذاکره با دولت ترامپ ایجاد شده است.

کارنی صریح‌تر از همیشه اعلام کرد: «ما نمی‌توانیم آنچه را آنها ارائه کرده‌اند بپذیریم و آنچه را خواسته‌اند نخواهیم داد.» نخست‌وزیر کانادا همچنین گفت آمریکا تغییر کرده و حتی امضای واشنگتن را نیز نمی‌توان تضمینی دائمی دانست؛ به تعبیر او، «گاهی امضای آمریکا با مداد نوشته می‌شود.»

آمریکا مذاکره می‌کند یا امتیاز می‌گیرد؟

جزئیات مذاکرات نشان می‌دهد اختلافات تنها بر سر چند درصد تعرفه نبوده است. واشنگتن خواهان عقب‌نشینی کانادا از برخی سیاست‌های حمایت از صنایع داخلی، تولیدات فرهنگی، محتوای فرانسوی‌زبان و حتی برخی الزامات مربوط به برچسب‌گذاری محصولات بود. در مقابل، کانادا بر منافع بخش‌های مختلف اقتصادی خود، از خودرو و فولاد و آلومینیوم گرفته تا چوب و صنایع فرهنگی، تأکید داشت.

نماینده تجاری آمریکا مدعی شده بود واشنگتن حتی پیشنهاد کاهش برخی تعرفه‌ها بر فولاد، آلومینیوم و خودرو و حذف تعرفه جدید چوب کانادا را داده است. اما در نهایت، دو طرف نتوانستند به توافق برسند و تعرفه‌های جدید اجرایی شد.

این همان نقطه‌ای است که باید اصل ماجرا را دید. ترامپ مذاکره را به‌عنوان ابزاری برای معامله برابر نمی‌خواهد، بلکه آن را به اهرمی برای گرفتن امتیاز بیشتر تبدیل کرده است. فهرست تعرفه‌های جدید آمریکا نیز بیش از ۵۰۰ قلم کالا را شامل می‌شود.

کانادا نیز در مقابل، گزینه‌های متعددی روی میز دارد؛ از فولاد و لبنیات و لوازم خانگی گرفته تا تجهیزات کشاورزی، کاغذ، خمیر چوب و محصولات الکترونیکی. حتی پیشنهاد اعمال فشار بر صادرات نفت، گاز، برق و مواد معدنی حیاتی نیز مطرح شده است. موضوعی که برای واشنگتن بسیار حساس خواهد بود، چراکه انرژی بزرگ‌ترین صادرات کانادا به آمریکاست.

کارنی: آمریکا دیگر تضمین‌کننده ثبات نیست

واقعیت این است که اختلاف واشنگتن و اتاوا از ماه‌ها قبل آغاز شده بود. ترامپ بارها کانادا را تحقیر کرده، از تبدیل آن به ایالت پنجاه‌ویکم سخن گفته و حتی تهدید کرده بود برای رسیدن به خواسته‌هایش «درد اقتصادی» بر کانادا تحمیل خواهد کرد.

رئیس دولت منیتوبا، دونالد ترامپ را فردی «بی‌ثبات، غیرمسئول و غیرقابل اعتماد» توصیف کرده و هشدار داده است که نمی‌توان با چنین فردی به توافقی مطمئن دست یافت. زیرا حتی در صورت امضای توافق نیز تضمینی برای پایبندی آمریکا وجود ندارد.

درس کانادا برای غرب‌گرایان ایرانی

اما بخش مهم‌تر ماجرا برای ایران است. کانادا بدون تجربه مستقیم برجام و بدون تحمل تجربه سال‌ها مذاکره با آمریکا، اکنون به این جمع‌بندی رسیده است که اگر واشنگتن بخواهد توافق را به ابزاری برای تحمیل خواسته‌های یک‌طرفه تبدیل کند، نباید صرفاً به امید امضای یک سند پای میز مذاکره نشست.

در ایران اما عده‌ای همچنان گرفتار همان تصور قدیمی هستند. تصور اینکه اگر متن توافق زیبا باشد، اگر وعده‌ها جذاب باشد و اگر طرف آمریکایی چند بار از «توافق نزدیک» سخن بگوید، می‌توان به نتیجه‌ای پایدار رسید.

برجام چه شد؟ توافقی که قرار بود گشایش اقتصادی ایجاد کند، با خروج آمریکا و زیر پا گذاشتن تعهدات واشنگتن عملاً به سندی بی‌اثر تبدیل شد. مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه چه درسی داشت؟ مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه چه تضمینی ایجاد کرد؟ حتی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز در نهایت نتوانست آن چیزی را که روی کاغذ وعده داده بود، در میدان عمل محقق کند.

ترامپ نیز نهایتاً همان توافق را پاره کرد و رفت. با این حال هنوز عده‌ای در داخل به جای درس گرفتن از این تجربه‌ها، چشم به متن توافق دوخته‌اند و به امید اجرای 14 بند تفاهم‌نامه هستند.

مذاکره بدون قدرت، نام دیگری دارد

مذاکره زمانی معنا دارد که دو طرف احساس کنند طرف مقابل توان تحمیل هزینه دارد. اگر یک طرف فقط امتیاز بدهد و طرف دیگر هر روز مطالبه جدیدی مطرح کند، اسم این روند معامله نیست؛ اسم آن باج‌گیری است.

فرید زکریا نیز در تحلیلی درباره کاهش اعتبار آمریکا هشدار داده که دولت‌ها به این نتیجه می‌رسند سازش با واشنگتن الزاماً امنیت ایجاد نمی‌کند؛ روندی که او آن را نشانه‌ای از افول یک ابرقدرت دانسته است.

آمریکای امروز، آمریکایی است که حتی نزدیک‌ترین همسایه و متحدش را با تعرفه تهدید می‌کند. قراردادی را که هنوز درباره آن سخن از توافق می‌گوید، چند ساعت بعد با شروط تازه به بن‌بست می‌کشاند و از طرف مقابل انتظار دارد هر بار برای جلوگیری از بحران، امتیاز جدیدی بدهد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 4 =