فرهنگی 01 اردیبهشت 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
چرا مهدی رسولی و محمود کریمی در بین نامزدهای جایزه هنر انقلاب اسلامی نبودند؟

جای خالی مهدی رسولی!

محمد قربانی

photo 2026 04 20 14 08 36

در آزمون وطن‌پرستی که بسیاری از چهره‌های هنری و سلبریتی‌ها در آن لغزیدند، محسن چاوشی با دو قطعه «علاج» و «حسبی‌الله» توانست تصویری متفاوت از مسئولیت‌پذیری هنرمندانه ارائه دهد. او بی‌آنکه اسیر مصلحت‌سنجی‌های مرسوم یا هراس از واکنش‌های مجازی شود، کار درست را انجام داد و ترجیح داد با همه تفاوت‌ها و انتقاداتش، طرف مردم و ایران و انقلاب بایستد. همین رویکرد باعث شد تا نام او به‌عنوان گزینه‌ اصلی برای عنوان هنرمند سال انقلاب اسلامی مطرح شود. عنوانی که هرچند شایستگی‌اش برای چاوشی محل تردید نبود، اما جای خالی یکی دو نفر در بین نامزدهای جایزه سال هنرمند انقلاب اسلامی حس شد.

موفقیت چاوشی در این مقطع را باید فراتر از یک انتخاب موسیقایی یا انتشار چند قطعه دانست؛ این موفقیت به نوعی ترمیم جایگاه خدشه‌دارشده هنرمند در بزنگاه‌های اجتماعی بود. او با انتشار «علاج» و «حسبی‌الله» نشان داد که می‌توان بدون محاسبات مرسوم و بدون توجه به سود و زیان‌های احتمالی، موضعی روشن اتخاذ کرد. در فضایی که بسیاری از چهره‌ها ترجیح دادند سکوت کنند یا مسیرهای محافظه‌کارانه را در پیش بگیرند و گاه تصمیم گرفتند در کنار دشمن بایستند، این انتخاب معنا و ارزش ویژه‌ای پیدا کرد.

با این حال فهرست نامزدهای هنر انقلاب اسلامی می‌توانست گسترده‌تر باشد و آثار هنری دیگری را نیز دربربگیرد. از جمله آثاری که شایستگی حضور در این فهرست را داشتند، قطعه «بزن که خوب می‌زنی» از مهدی رسولی و «ای ایران» از محمود کریمی بود. این آثار ن ه‌تنها از نظر شعر، ملودی و اجرا قابل توجه بودند، بلکه توانستند با مخاطبان گسترده‌ای ارتباط برقرار کنند و بازتابی مردمی داشته باشند. سوگ، حماسه، امید و درهم‌تنیدگی ایران و انقلاب اسلامی در این دو اثر برجسته بود و چه رسالتی بالاتر از این برای هنر انقلاب اسلامی؟

اهمیت اقبال عمومی در این میان، موضوعی است که بارها در تاریخ ادبیات و هنر ایران مورد تأکید قرار گرفته است. برای نمونه، هوشنگ ابتهاج در گفت‌وگویی درباره جایگاه محمدحسین شهریار با خبرنگار بی‌بی‌سی که می‌خواهد به انتقام مواضع سیاسی استاد شهریار، نام‌گذاری روز شعر و ادب فارسی به نام ایشان را زیر سوال ببرد، پاسخ می‌دهد که شعر شهریار هم در عزا خوانده می‌شد و هم در عروسی. چنین حضوری در زندگی روزمره مردم، نشان‌دهنده پیوند عمیق اثر هنری با جامعه است. پیوندی که صرفاً با معیارهای فنی یا نخبگانی سنجیده نمی‌شود. به شکل مشابه دو قطعه یادشده از کریمی و رسولی -به ویژه اثر مهدی رسولی- علاوه بر دارا بودن ارزش‌های هنری، در این روزها ورد زبان مردم کوچک و خیابان هستند.

انقلاب اسلامی، به‌ واسطه ماهیت مردمی خود، نیازمند چنین آثاری است. آثاری که نه‌تنها از کیفیت هنری برخوردار باشند، بلکه بتوانند در حافظه جمعی جامعه نیز جای بگیرند. چیزی که در قریب به اتفاق آثار هنری نهادها و ارگان‌ها در سال‌های اخیر -به ویژه آثار سینمایی- مغفول واقع سده است.

در نهایت، بحث بر سر انتخاب «هنرمند سال» شاید بیش از آنکه به یک نام مشخص محدود شود، به بازتعریف معیارها و انتظارات از هنرمند در شرایط اجتماعی بازمی‌گردد. در این میان، تجربه اخیر نشان داد که مخاطبان، بیش از هر زمان دیگری به صداقت، شجاعت و پیوند واقعی هنرمند با جامعه اهمیت می‌دهند. عناصری که می‌توانند مسیر داوری‌ها و انتخاب‌ها را نیز تحت تأثیر قرار دهند و دایره هنر انقلاب اسلامی را بازتر کنند.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =