بین الملل 04 شهریور 1405 - 33 دقیقه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
آمریکا شمشیر تحریم را از رو بسته اما برخی در تهران همچنان چشم به تفاهم اسلام‌آباد دارند

اعلام تحریم اعزام میانجی

نویسنده: محسن فرهمند

718325

سفر دوباره عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در مقطعی که بازار نفت در پی تشدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران مستعد التهاب است، نمی‌تواند صرفاً یک رفت‌وآمد دیپلماتیک معمولی تلقی شود. مسئله مهم‌تر، الگویی است که طی ماه‌های اخیر شکل گرفته است: هرگاه تنش‌آفرینی آمریکا قیمت نفت را بالا برده، بلافاصله پای میانجی‌های پاکستانی، عمانی یا قطری به تهران باز شده است؛ گویی واشنگتن همزمان با فشار علیه ایران، مسیر مدیریت بازار انرژی را نیز دنبال می‌کند.

سفر مجدد عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در شرایط فعلی باید با دقتی فراتر از تشریفات دیپلماتیک بررسی شود. این سفر درست در مقطعی انجام شده که دور جدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران می‌تواند بازار نفت را با التهاب و افزایش قیمت روبه‌رو کند. در چنین شرایطی، احتمال طرح دوباره مذاکره ایران و آمریکا، ولو در قالب پیام‌رسانی غیرمستقیم، می‌تواند برای واشنگتن کارکردی فراتر از دیپلماسی داشته باشد: کنترل انتظارات بازار، مهار التهاب قیمت نفت و همزمان آزمودن میزان آمادگی تهران برای عقب‌نشینی.

اگر رفتار ماه‌های پس از جنگ ۳۹ روزه را با یک نگاه زمانی بررسی کنیم، یک هماهنگی معنادار قابل مشاهده است: افزایش تنش‌آفرینی ترامپ علیه ایران، بالا رفتن قیمت نفت، مواضع داخلی که به جای افزایش هزینه برای طرف مقابل، نوعی انفعال و انتظار برای مذاکره ایجاد می‌کند و سپس، پس از صعود قیمت نفت، سفر میانجیگران پاکستانی، عمانی یا قطری به تهران. این الگو لزوماً به معنای وجود یک هماهنگی پنهان اثبات‌شده نیست، اما از منظر تحلیل سیاست و بازار انرژی، به اندازه کافی مهم است که دستگاه دیپلماسی کشور درباره آن توضیح روشن داشته باشد.

آسیب بزرگ‌تر اما به عملکرد خودمان بازمی‌گردد. دیپلماسی و سیاست خارجی غلط در جریان جنگ ۳۹ روزه و سپس ۱۷ روز نبرد بر سر هرمز در سال ۱۴۰۵، به واسطه مواضع نادرست و پرهزینه برخی مسئولان و پس از آن اصرار بر روایت‌هایی که تفاهم اسلام‌آباد را «افتخار» معرفی می‌کردند، این انگاره را در میان بخشی از تحلیلگران بین‌المللی و بازار نفت تقویت کرد که ایران در نهایت به سمت توافقی حداقلی و عقب‌نشینی‌محور حرکت خواهد کرد.

پیشنهاد آمریکایی برای ایران
در همین راستا، العربیه انگلیسی مدعی شد آمریکا پیشنهادی را از طریق عاصم منیر به تهران منتقل کرده است؛ پیشنهادی که بر اساس گزارش این رسانه، شامل لغو محاصره و تحریم‌ها در ازای بازگشایی تنگه هرمز و توقف حملات گروه‌های مرتبط با ایران بوده است. العربیه همچنین مدعی شده منیر خواستار ازسرگیری اجرای تفاهمی شده که در ماه ژوئن با آمریکا شکل گرفته بود و گفته شده دو طرف در اختلال اجرای تفاهمات قبلی مسئول بوده‌اند. این ادعاها، فارغ از صحت نهایی آنها، دقیقاً نشان می‌دهد چرا سفرهای اینچنینی نباید بدون موضع‌گیری شفاف و قاطع تهران باقی بماند.
امروز مهم‌ترین آسیب کشور آن است که در آمریکا، ترامپ و اسکات بنست وزیر خزانه داری پرحاشیه و اوباش او، در حال آماده‌سازی فاز شدیدتر جنگ اقتصادی و تحریمی هستند، اما در داخل هنوز برخی مسئولان ارشد کشور، از جمله پزشکیان، قالیباف و عراقچی، در چارچوب ذهنی تفاهم اسلام‌آباد و منطق همان تفاهم حرکت می‌کنند. بسیاری از ناظران نیز معتقدند واشنگتن در مقطع فعلی تا انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶، فشار اقتصادی را در اولویت قرار خواهد داد و پس از آن، گزینه نظامی می‌تواند دوباره روی میز قرار گیرد.
اکسیوس نیز گزارش داده است که مقامات آمریکایی انتظار دارند تحریم‌های گسترده‌تر ثانویه، دست‌کم تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، محور اصلی سیاست واشنگتن در قبال ایران باشد و پس از آن، گزینه آغاز مجدد یک کارزار نظامی ممکن است دوباره مطرح شود. اگر این ارزیابی درست باشد، پاسخ عقلانی، انتظار برای «تفاهم» نیست؛ بلکه افزایش هزینه محاسباتی دشمن است.
اتکا به صبر استراتژیک و تکرار الگوی برجامی، یعنی پرهیز از پاسخ مؤثر و امید بستن به توافق با ترامپ، دقیقاً همان مسیری است که می‌تواند خطر را تشدید کند. مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، نیز اخیراً توافق با ترامپ را دشوار توصیف کرده و گفته است آمریکا کم می‌دهد و زیاد می‌خواهد و توافق را با مداد امضا می‌کند. وقتی حتی متحدان غربی آمریکا چنین تصویری ارائه می‌کنند، چرا باید همچنان راهبرد کشور بر اعتماد به وعده‌های واشنگتن بنا شود؟

درس تاریخی ایران
تجربه تلخ سال‌های گذشته نیز هشدار روشنی است. بر مبنای همین سیاست غلط صبر و احتیاط، از دی ۱۳۹۸ و شهادت سردار سلیمانی تا اسفند ۱۴۰۴ و شهادت رهبر شهید کشور پیش رفت.. حتی شبکه ۱۲ اسرائیل نیز پس از ترور رهبر شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای مدعی شد اگر می‌دانستند تبعات این اقدام تا این اندازه محدود خواهد بود، زودتر آن را انجام می‌دادند. این گزاره، فارغ از لاف در غربت و فرار رو به جلو صهیونیست‌ها، باید برای هر تصمیم‌گیرنده‌ای یک هشدار راهبردی باشد: دشمن وقتی هزینه اقدام علیه ایران را پایین ببیند، دامنه اقداماتش را افزایش می‌دهد.
بنابراین، سفرهای مشکوک و میانجیگرانه، از جمله سفر عاصم منیر و حتی رفت‌وآمد مقاماتی از قطر که در ماجرای اسارت خلبانان ایرانی هنوز حسن‌نیت عملی و قابل اتکایی نشان نداده‌اند، نباید به فرصتی برای انتقال پیشنهادهای یک‌طرفه آمریکا تبدیل شود. اگر این سفرها انجام می‌شود، حداقل انتظار آن است که مقامات ایرانی در دیدارها و کنفرانس‌های خبری، صریح و بدون ابهام هر پیشنهاد ظالمانه آمریکا را رد کنند.
دیپلماسی اگر قرار است ابزار تأمین منافع ملی باشد، نباید به کانال انتقال فشار دشمن تبدیل شود. ایران امروز بیش از هر چیز به تغییر محاسبه واشنگتن نیاز دارد؛ نه به تکرار چرخه‌ای که در آن آمریکا فشار می‌آورد، بازار نفت تکان می‌خورد، میانجی وارد تهران می‌شود و در نهایت این ایران است که باید درباره عقب‌نشینی خود توضیح بدهد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − هشت =