محمدحسین مهدویان برای فیلم «حکومت خون» پروانه ساخت گرفت؛ خبری که در سالهای اخیر بسیار تکراری شده است، اما وقتی آن را کنار کارنامه سالهای اخیر این فیلمساز میگذاریم، یک سؤال جدیتر شکل میگیرد: آیا مهدویان بیش از آنکه به کیفیت آثارش فکر کند، گرفتار شتاب در تولید نشده است؟
مهدویان فیلمسازی بود که با چند اثر ابتداییاش توانست نشان دهد سینمای ایران با فیلمسازی مواجه است که هم زبان تصویری مشخصی دارد و هم میتواند سوژههای حساس و تاریخی را به اثری تماشایی تبدیل کند.
اما هرچه از آن فیلمهای نخست فاصله گرفتهایم، به نظر میرسد کیفیت آثار نیز آرامآرام از آن نقطه فاصله گرفته است. مسئله الزاماً فقدان ایده نیست؛ مسئله اینجاست که ایدهها دیگر فرصت کافی برای تبدیل شدن به یک اثر پخته و ماندگار را پیدا نمیکنند.
به نظر میرسد مهدویان در سالهای اخیر گرفتار نوعی پرکاری شده است؛ پرکاریای که به جای آنکه به گسترش کارنامه یک فیلمساز منجر شود، در مواردی نتیجه معکوس داده و کیفیت را قربانی کمیت کرده است.
فیلمسازی که زمانی برای ساخت هر اثرش انتظار ایجاد میکرد، حالا آنقدر سریع از یک پروژه به پروژه دیگر میرود که مخاطب فرصت نمیکند حتی درباره اثر قبلی تصمیم بگیرد که با چه چیزی مواجه بوده است و خود او نیز فرصت پرداختن به کیفیت اثر را پیدا نمیکند. اینکه یک کارگردان توانایی ساخت فیلمهای متعدد را دارد، به خودی خود امتیاز نیست.
سینما کارخانه تولید محتوا نیست که تعداد محصول بیشتر، الزاماً به معنای موفقیت بیشتر باشد. فیلمساز باید گاهی از پروژه فاصله بگیرد، ایده را پرورش دهد، فیلمنامه را بسازد و بعد پشت دوربین برود.
وگرنه نتیجه میشود مجموعهای از آثاری که شاید هر کدام به تنهایی قابل دفاع باشند، اما در کنار فیلمهای ابتدایی کارگردان، نزول تدریجی کیفیت را آشکار میکنند.
بنابراین باید گفت آقای مهدویان! «حکومت خون» هم اگر قرار است ساخته شود، بد نیست پیش از آن کمی به خودتان استراحت بدهید. شاید یک فاصله کوتاه از این حجم تولید، همان چیزی باشد که سینمای شما برای بازگشت به کیفیت فیلمهای نخست به آن نیاز دارد.