به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ مسعود پزشکیان، رئیس دولت، در مصاحبه با فاکسنیوز چنان مشتاقانه درباره مذاکره سخن گفت که روند رو به وخامت شاخصهای اقتصادی معکوس شد و بازارها به ثبات نسبی رسیدند.
خدمتی که مقامات دولت پزشکیان به اقتصاد آمریکا و ترامپ کردهاند، شاید خود ترامپ و همکارانش در دولت آمریکا نکرده باشند. هر زمان که شاخصهای اقتصادی در آمریکا در وضعیت بحرانی قرار میگیرند، یک اظهار نظر از طرف مقامات دولت پزشکیان، همچون آبی بر آتش، بازارهای آمریکا را به ساحل آرامش میرساند. حتی ترامپ و دیگر مقامات دولت آمریکا هم بهدلیل لافهای مکرر و بیاعتبار شدن در افکار عمومی، نمیتوانند بهاندازه مقامات دولت پزشکیان با اظهاراتشان شاخصهای اقتصادی آمریکا را آرام کنند؛ اما مقامات دولت پزشکیان موفق شدهاند این خلأ را برای ترامپ پر کنند. گزارش پنجشنبه گذشته رویترز نشان داد که بازده اوراق خزانهداری ۳۰ ساله آمریکا به ۵.۴۸ درصد رسیده است؛ سطحی که از سال ۲۰۰۴ تاکنون مشاهده نشده بود. همزمان، بازده اوراق ۱۰ ساله نیز به ۵.۲۰ درصد رسید. افزایش بازده به معنای کاهش قیمت اوراق است و ادامه این روند نشان میدهد سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت آمریکا بازده بیشتری مطالبه میکنند و در نتیجه هزینه استقراض برای دولت ترامپ بهشکل تصاعدی در حال افزایش است. این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش بازده اوراق دولتی بهتدریج به افزایش هزینه استقراض در کل اقتصاد ختم میشود.
هزینه وام خرید مسکن زیر فشار نرخ بهره
یکی از نخستین بخشهایی که این فشار را مستقیماً احساس میکند، بازار مسکن است. نرخ وام مسکن ثابت ۳۰ ساله آمریکا به ۷.۴۵ درصد رسید که بالاترین رقم در ۳ سال اخیر به شمار میرود. این افزایش نرخ باعث شده قسط ماهانه یک وام مسکن ۵۰۰ هزار دلاری به ۳,۴۷۹ دلار برسد، در حالی که همین وام تنها ۷ ماه پیش، قسط ماهانه ۲,۹۹۵ دلاری داشت. این مقایسه نشان میدهد جنگ آمریکا علیه ایران باعث شده خریداران مسکن اکنون سالانه ۵,۸۱۳ دلار هزینه بهره اضافی پرداخت کنند. افزایش نرخ وام همچنین برخی متقاضیان را به سمت وامهای با نرخ شناور سوق داده است؛ وامهایی که در ابتدا هزینه کمتری دارند، اما در ادامه با تغییر نرخهای بازار، بازتنظیم میشوند. به این ترتیب، افزایش بازده اوراق که در ابتدا در بازار مالی رخ میدهد، در نهایت میتواند خود را در هزینه خرید خانه و تصمیم خانوارها برای مصرف و سرمایهگذاری نشان دهد.
فشار مستقیم بر خانوار آمریکایی
بازار انرژی نیز یکی دیگر از نقاط آسیبپذیر اقتصاد آمریکاست. جنگ علیه ایران موجب اختلال در مسیرهای انتقال نفت و افزایش قیمت انرژی شده است. تنگه هرمز، پیش از جنگ، مسیر عبور حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز بود و اختلال در این مسیر، بازار جهانی انرژی را با شوک عرضه مواجه کرد. قیمت دیزل در آمریکا به بالای ۶.۵ دلار به ازای هر گالن رسیده است. موجودی دیزل آمریکا نیز حدود ۱۳ درصد پایینتر از میانگین پنجساله قرار دارد. فشار قیمت دیزل از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا این سوخت فقط برای خودروهای شخصی مصرف نمیشود، بلکه کامیونها، قطارها، کشتیها، ماشینآلات سنگین و تجهیزات کشاورزی به دیزل وابستهاند. رویترز در گزارشی اعلام کرد که حدود ۸۰ درصد مصرف دیزل آمریکا، معادل حدود سه میلیون بشکه در روز، به حملونقل اختصاص دارد؛ بنابراین افزایش قیمت دیزل میتواند هزینه جابهجایی کالا را در سراسر اقتصاد بالا ببرد و در نهایت به قیمت کالاهای مصرفی منتقل شود. به بیان دیگر، نفت گران تنها به معنای بنزین گرانتر نیست؛ بلکه میتواند هزینه تولید، حملونقل، کشاورزی، خردهفروشی و توزیع کالا را نیز افزایش دهد.
تورم؛ دردسر اصلی ترامپ
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تورم آمریکا همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرالرزرو قرار دارد. از نگاه سیاستگذار پولی، افزایش قیمت انرژی خطرناک است؛ زیرا ممکن است یک شوک موقت عرضه را به افزایش گستردهتر قیمتها تبدیل کند. اگر هزینه سوخت بالا برود، شرکتهای حملونقل کرایه بیشتری طلب میکنند، تولیدکنندگان هزینه مواد اولیه و جابهجایی بیشتری متحمل میشوند و در نهایت بخشی از این هزینهها به مصرفکننده منتقل میشود. به همین دلیل، افزایش قیمت نفت میتواند کار فدرالرزرو برای مهار تورم را دشوارتر کند. فدرالرزرو در نشست سهشنبه ۲۴ شهریور، نرخ بهره سیاستی را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و دامنه آن را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. پس از آن نیز برخی مقامهای بانک مرکزی آمریکا درباره احتمال افزایشهای بیشتر نرخ بهره هشدار دادند. دادههای مربوط به فعالیت اقتصادی نیز نگرانیها را دوچندان کرده است. فدرالرزرو اعلام کرد تولید کارخانهای آمریکا در ماه اوت ۰.۳ درصد کاهش یافته است؛ نخستین افت پس از هفت ماه رشد متوالی. رویترز در روز جمعه ۲۷ شهریور نوشت که افزایش قیمت نفت، نرخهای بهره بالا و تنشهای ژئوپلیتیکی میتوانند در ماههای آینده بر فعالیت صنعتی فشار وارد کنند. در نتیجه، اقتصاد آمریکا با وضعیتی پیچیده مواجه است: از یک سو تورم همچنان بالاست و از سوی دیگر افزایش نرخ بهره میتواند به بخش واقعی تولید و تقاضا آسیب بزند.
چرا سیگنال مذاکره به نفع ترامپ است؟
از ابتدای جنگ، اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز و نگرانی از گسترش درگیری باعث افزایش قیمت نفت و سوخت شد. این افزایش قیمت نیز بهسرعت به تورم، بازده اوراق و انتظارات تورمی پیرامون سیاستهای انقباضی فدرالرزرو سرایت کرد. اما در روزهای اخیر، نشانههای مربوط به احتمال ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا و امکان بازگشایی تنگه هرمز، جهتگیری بخشی از این فشارها را تغییر داده است. اگر احتمال بازگشایی تنگه هرمز قوت بگیرد، فشار بر قیمت نفت و سوخت کاهش پیدا میکند؛ این امر نیز میتواند تب تورم را فرو بنشاند و در نتیجه، بخشی از نگرانیهای بازار درباره تداوم سیاستهای تهاجمی فدرالرزرو در افزایش نرخ بهره را تعدیل کند. در واقع، تحولات دیپلماتیک ایران و آمریکا طی روزهای اخیر دستکم سرعت وخامت برخی شاخصها را مهار کرده است؛ قیمت نفت از اوجهای اخیر عقب نشسته، فشار بر بازار انرژی تا حدی فروکش کرده و بازار اوراق نیز بخشی از التهابات خود را تعدیل کرده است.
آب روی آتش والاستریت
بررسی روند متغیرها طی ۷ ماه جنگ اخیر نشان میدهد بزرگترین شوکهای مثبت به شاخصهای اقتصادی آمریکا زمانی وارد آمده که مقامات دولت پزشکیان، سیگنالهایی مبنی بر آمادگی برای مذاکره و پایان قریبالوقوع جنگ مخابره کردهاند. ترامپ از ابتدای جنگ تاکنون تلاش کرده با کوتاهمدت و موقتی جلوه دادن این نبرد، مانع از فروپاشی شاخصهای اقتصادی شود و هزینههای اقتصادی و سیاسی آن را به حداقل برساند. تداوم جنگ و مقاومت ایران اما سبب شده اعتبار اظهارات ترامپ و اعضای کابینهاش بیش از پیش رنگ ببازد و اثرگذاری سخنان آنان بر آرامسازی بازارها به حداقل برسد؛ با این حال، اظهارات پیاپی مقامات دولت ایران و بهویژه شخص مسعود پزشکیان، به بزرگترین دستاویزی تبدیل شده که ترامپ برای مدیریت روانی بازارها به آن تکیه میکند.