- نویسنده: سعید مصباح
در ماجرای نوید محمدزاده، خودِ بازیگر موضوع اصلی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، کنش و سپس واکنشهایی است که به یک موضع شکل گرفت. اینکه یک هنرمند بهخاطر دفاع از فلسطین با فشار یا حذف مواجه شود، در جامعهای که حمایت از فلسطین بخشی از گفتمان رسمی آن است، یک تناقض جدی ایجاد میکند؛ تناقضی که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
اینجا یک پرسش مهمتر هم وجود دارد: آیا در چنین اتفاقاتی، صرفاً با یک تصمیم داخلی و سلیقهای مواجهیم یا باید ردپای نفوذ و اثرگذاری جریانهای حامی اسرائیل را نیز بررسی کرد؟ طرح این پرسش به معنای مطالبه بررسی دقیق و شفاف است. وقتی نتیجه یک رفتار، عملاً به تضعیف صدای حامی فلسطین، آنهم در جمهوری اسلامی ایران منجر میشود، طبیعی است که سازوکار پشت آن نیز باید مورد پرسش قرار گیرد.
خطر بزرگتر اما جایی است که رسانه، به جای پاسداری از فردیت، به ابزار حذف فردیت تبدیل شود و در چنین شرایطی علاوه بر سکوت مطالبه پیگیری این موضوع را تخطئه کند.
اگر در غرب، نفوذ لابی اسرائیل میتواند برای امثال ساراندون هزینه ایجاد کند، این اتفاق قابل نقد است؛ اما اگر در ایران، دفاع از فلسطین بهانهای برای کنار گذاشتن یک هنرمند شود، زنگ خطر جدیتری به صدا درمیآید. زیرا در اینجا علاوه بر مسئله آزادی بیان، پای احتمال نفوذ نیز در میان است؛ احتمالی که نه باید سادهلوحانه انکار شود و نه بیدلیل قطعی تلقی شود، بلکه باید دقیق و شفاف بررسی شود.
دفاع از فلسطین همواره در تاریخ پس از انقلاب ایران یک ارزش تلقی میشده اما ظاهراً با چهرش ذهنیت هنرمندان غربی و ایجاد تنفر نسبت به اسرائیل، در ایران چرخش معکوسی شکل گرفته است که نیازمند ورود فوری و جدی نهادهای ذیربط است.