ایمان عظیمی

با اتمام تعدادی از سریالهای شبکه نمایش خانگی، پخش آثار جدید در دستور کار پلتفرمها قرار گرفته است.
کارگردانی یکی از این سریالها بهعهده «کمال تبریزی»، کارگردان شناختهشده و قدیمی سینما و تلویزیون است. وقتی پروژههای پیشین این فیلمساز را مرور میکنیم جز چند اسم خاص نظیر «مارمولک»، «لیلی با من است»، «شهریار» و «دوران سرکشی» و جز چند اثری که قابل نقد محسوب میشوند، اغلب کارنامه سینمایی و تلویزیونی این فرد، بهخصوص از نیمه دهه هشتاد به این سمت مملو از تولیدات ضعیف و بسیار سطحی است.
برای نمونه فیلم «ما همه با هم هستیم» و سریال «ابله» تنها دونمونه از چندین و چند کار ناموفق تبریزیست و مثالها در این زمینه بسیار است. اما با وجود این، کارگردان «یک تکه نان» مانند یک جوان دهه شصتی و هفتادی سریال ساخته و فیلم تولید میکند و هیچ چیز، حتی ضعف در روایت و کارگردانی -که به دنبال آن عدم رضایت مخاطب هم خواهد آمد- هم باعث نشده تا صاحبان سرمایه و مدیران پلتفرم و طیفی از گردانندگان سینما به تجدیدنظر در همکاری با کمال تبریزی فکر کنند.
کارگردان «مارموز» چندی پیش در گفتوگو با «فریدون جیرانی» از وضعیت وخیم محصولات سینمایی و تلویزیونی ما گلایه کرد و از خجالت کُمدیهای سطح پائین درآمد، اما نکته جالب اینجا بود که فریدون جیرانی او را بهخاطر ساخت همین فیلمها مورد بازخواست ارائه نداد.
سریال بیعاطفه کُمدی نیست، اما از فرط بیمایه بودن طعنه به همین آثار میزند. این اثر ترکیبی از تمام کلیشههای ژانرهای تریلر، پلیسی و جنایی است و از نظر فنی هم فاکتور مهمی همراه خودش ندارد تا نگاه جستوجوگر مخاطب را در پی داشته باشد.
معلوم نیست که برونسپاری وظیفه سرگرم کردن مردم از صداوسیما به پلتفرمها تاکنون چه آورده خاصی داشته است. از اینها گذشته، وقتی جای نفع و عدمالنفع مخاطب در میان است و آنها برای تماشای محتوا بهطور ماهانه هزینه تقبل میکنند چرا باید همان نامها و همان آثار تکراری موجود در سینما و تلویزیون را پیش چشم خویش مشاهده کنند؟ آیا ایران بهجای 90 میلیون، نهصدهزار نفر جمعیت دارد که فیلمسازانش همین تعداد باشند؟