ایمان عظیمی

ماجرا از توئیت یکی از خبرنگاران پُرحاشیه حوزه موسیقی آغاز شد. او نوشت که چهار خواننده مشهور و قدیمی در شُرُف بازگشت به ایرانند؛ بهطوریکه هیچگاه شرایط تا برای آمدنشان به کشور هیچوقت تا این حد مهیا نبوده است (نقل به مضمون).
پس از این توییت بود که برخی از خبرگزاریهای و روزنامهها به شائبه بازگشت «نصرالله معین» به ایران دامن زدند. تا اینجای کار، ایرادی به این ماجرا وارد نیست و هرکس میتواند پیشبینی خودش را نسبت به آینده بروز دهد، اما کار جایی بیخ پیدا میکند که اهالی رسانه از سر شگفتزدگی با خبر بازگشت احتمالی فلان خواننده یا بهمان سلبریتی آنهم در این شرایط و اوضاع مواجه میشوند.
کشور در میانه یک جنگ وجودی است، صدمات زیادی به زیرساختها وارد شده و هزاران جان عزیز شهید شدند ولی به یکباره این خبر یا بهتر است بگوییم: «شایعه» بازگشت تعدادی خواننده فراموششده از کشور است که تبدیل به تیتر اصلی تعدادی از رسانهها میشود!
از سطح که به لایههای زیرینتر خبر سرک بکشیم اوضاع وخیمتر هم میشود. گویا در ترافیک اخبار مربوط به جنگ رمضان، تلاشی از سوی برخی افراد در جریان است تا به بهانه تکثر، تریبون مفتوجانی در اختیار مخالفان نظام قرار دهند.
شاید بپرسید که آیا معین هم مگر مخالف است؟ او که در تمام این سالها از اظهارنظر در مورد مسائل جاری ممکلت سرباز زده و کاری نکرده است که باعث شود در صف ترامپیستها و توجیهگران حمله نظامی قرار بگیرد. اما آنها که از حافظه بلندمدت خوبی برخوردارند میدانند که در میانه دفاع مقدس هشتساله او به اجرای برنامه در پایتخت رژیم صهیونی پرداخت و در یک نمونه دیگر، پس از وقایع هجدهم و نوزدهم دی با صراحت به دفاع از پهلوی و شخص «فرح دیبا» برخاست!
حال ما را چه میشود که برای گرفتن یک عکس یادگاری با معین و باقی لسآنجلسیها از سر و کول یکدیگر بالا میرویم. معین البته با یک پُست اینستاگرامی ضمن آرزوی «ایرانی آزاد» شایعه بازگشتش به وطن را رد کرد، ولی فعلوانفعالاتی در پُشت پرده در جریان است تا کشور در میانه جنگ به سمت نُرمال شدن پیش برود.