پس از روزهای پرتنش و پرابهامی که زمزمه آغاز دوباره مذاکرات میان ایران و آمریکا، هفت ماه بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه، بار دیگر به صدر اخبار بازگشت. در حالی که گمانهزنیها از برگزاری مذاکرات در ترکیه حکایت داشت، ایران با شروطی روشن، مسیر را به عمان منتقل کرد؛ مسیری که نهتنها جغرافیا، بلکه چارچوب، پیام و منطق مذاکرات را بازتعریف میکند.

بازگشت دوباره بحث مذاکرات، آن هم در فضای پساجنگ ۱۲ روزه، بهخودیخود حامل پیامهای متعدد است. ایران اینبار، برخلاف خواست و طراحی اولیه غرب، سه شرط کلیدی را روی میز گذاشت: تغییر محل مذاکرات از ترکیه به عمان، انحصار موضوع گفتوگوها به پرونده هستهای و حذف هرگونه نقشآفرینی و حضور طرفهای منطقهای دیگر.
تغییر کانال از ترکیه به عمان، صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ این تغییر، حامل یک پیام سیاسی و امنیتی روشن است. با آغاز گمانهزنیها درباره مذاکرات در ترکیه، زمزمههایی درباره حضور یا مشارکت برخی کشورهای منطقهای نیز به گوش میرسید؛ زمزمههایی که بهسرعت خطر یک «شرمالشیخ» دیگر را در ذهن تداعی میکرد. تجربه اجلاس ۲۰۲۵ شرمالشیخ درباره غزه نشان داد که چگونه غرب میکوشد با چندجانبهسازی صوری و وارد کردن بازیگران منطقهای، میدان فشار سیاسی و روانی علیه مقاومت را گسترش دهد.
ایران، در عین تأکید مستمر بر حسن همجواری و سیاست دوستانه با همسایگان، همواره پرونده هستهای را موضوعی فنی، حقوقی و خارج از صلاحیت کشورهای منطقه دانسته است. همین رویکرد باعث شد که تهران حتی در انتخاب میانجی نیز دقت ویژهای به خرج دهد و پیشتر، در دور نخست مذاکرات فروردین ۱۴۰۴، پیشنهاد آمریکا درباره نقشآفرینی امارات را قاطعانه رد کند. بازگشت به عمان، ادامه همان خط هوشمندانه و تجربهمحور است.
در همین راستا الجزیره عصر پنج شنبه در خصوص پیشنهاد مشترک ترکیه ، قطر و مصر مدعی شد که این سه کشور از ایران توقف غنی سازی به مدت 3 سال را درخواست کرده اند. این ادعا نشانگر این است که نقش آفرینی غیر لازم این کشورها، نه تنها در کمک به حقانیت ایران نیست که تنها تسهیلگر نقشه آمریکا در این دور از مذاکرات است.
از منظر روانی و سیاسی نیز این تصمیم، ضربهای جدی به پروژه آمریکا برای القای «عقبنشینی، ضعف و تسلیم ایران» وارد میکند. واشنگتن بهدنبال آن بود که مذاکرات در بستری برگزار شود که از پیش، تصویر ایرانِ ناچار و تحت فشار را القا کند. تغییر مسیر، این انگاره را بر هم زد و نشان داد که ایران نهتنها عجلهای برای مذاکره ندارد، بلکه قواعد بازی را خود تعریف میکند.
هرچند آنکارا همسایهای تاریخی با روابطی قابلقبول با ایران است، اما در سالهای اخیر در مسیر رقابت و بعضاً تقابل با منافع راهبردی تهران حرکت کرده که پرونده سوریه نمونه روشن آن است. انتقال مذاکرات از ترکیه به عمان، مانع از برجستهسازی بیفایده نقش ترکیه و تکرار تجربه پرهزینه ورود بازیگران بدون منفعت، مشابه اروپاییها در مذاکرات گذشته، شد.
انحصار مذاکرات به موضوع هستهای نیز یکی دیگر از نقاط قوت این تصمیم است. غرب و نظام سلطه، بهدنبال گشودن درهای جدیدی برای اعمال محدودیتهای دفاعی و نظامی علیه ایران هستند. بستن این در از ابتدا، نهتنها پروژه جدید فشار را عقیم میکند، بلکه مانع شکلگیری تصویر خطرناک «عقبنشینی تدریجی» ایران در شرایط حساس کنونی میشود.