هنوز دو ماه از سال ۱۴۰۵ نگذشته است که واقعیتهای تلخ اقتصادی، شیرینی اسمی افزایش ۶۰ درصدی دستمزد را در کام جامعه کارگری تلخ کرده است. سیاستی که قرار بود مرهمی بر زخمهای معیشتی باشد، حالا در برابر جهش نرخ ارز رسمی به مرز ۱۴۸ هزار تومان، کارایی خود را از دست داده و طبقه کارگر را با یک سوال اساسی روبرو کرده است: «چرا هرچه حقوقمان بالاتر میرود، سفرهمان کوچکتر میشود؟
در علم اقتصاد، آنچه کیفیت زندگی یک خانوار را تعیین میکند، عدد فیش حقوقی نیست، بلکه قدرت خرید واقعی است. زمانی که دولت سیاست ارزی خود را در دی ماه سال گذشته اجرا کرد و امروز بر مبنای ارز رسمی کشور، دلار ۱۴۸ هزار تومانی است، موجی از گرانی در تمام لایههای تولید و توزیع راه افتاده است. از مواد اولیه کارخانهها تا نهادههای دامی و هزینههای حملونقل، همگی با سرعت خود را با نرخ جدید ارز هماهنگ کردهاند. در مقابل، دستمزد کارگر با سرعت «لاکپشت» حرکت میکند. نتیجه این نابرابری، پدیدهای است که در آن افزایش ۶۰ درصدی حقوق عملاً توسط تورم کالاهای اساسی بلعیده شده و قدرت خرید خانوار در همین دو ماه، بیش از ۲۰ درصد سقوط کرده است.
اگر وضع میعشتی کارگران خوب نیست، حال و روز بازنشستگان به مراتب دردآورتر است. در حالی که کارگران حداقل با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتهاند، پیرمردان و پیرزنانی که موی خود را در مسیر خدمت سپید کردهاند، حتی هنوز همان افزایش ۶۰ درصدی را هم در فیشهای خود ندیدهاند. در آستانه پرداخت سومین مستمری سال ۱۴۰۵، حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی در پیچ و خم جلسات تصمیمگیری و بوروکراسیهای اداری، خلاف رویههای مرسوم و حقوق مکتسبه قانونی گیر کرده است. اینان همان کسانی هستند که با وجود سالها تلاش، برخی همچنان در بند اجارهنشینیاند و در برابر اهل و عیال، عروس و داماد و نوه، با سختی و مرارت صورت خود را سرخ نگه میدارند تا کرامت انسانیشان حفظ شود. آیا رواست که پیشکسوتان جامعه، وجهالمصالحه تاخیرهای اداری و بیقانونیها در سالی شوند که دلار ۱۴۸ هزار تومانی امان از همه بریده است؟
در اسفندماه ۱۴۰۴، زمانی که چانهزنیها در جریان بود، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در برابر رسانهها متعهد شد که چنانچه نرخ تورم از پیشبینیها فراتر رود، در شهریور ماه برای نیمه دوم سال مجدداً برای ترمیم دستمزد تشکیل جلسه خواهیم داد. امروز دلار رسمی ۱۴۸ هزار تومان، دیگر نیازی به انتظار برای رسیدن شهریور نیست؛ پیشبینیها همین حالا هم از واقعیت عقب ماندهاند. شورای عالی کار باید از همین امروز جلسات خود را برای بازنگری در دستمزدها آغاز کند.
باید با صراحت گفت که تورم، ظالمانهترین نوع مالیات است. این مالیاتی است که هیچ مصوبهای در مجلس ندارد، اما مستقیماً از جیب کسانی کسر میشود که درآمد ثابت ریالی دارند و هزینههای زندگیشان به دلار گره خورده است. وقتی نرخ ارز رسمی افزایش مییابد، در واقع دولت در حال برداشت غیرمستقیم از سفره کسانی است که حقوقشان به ریال است، اما باید معیشت خود را با قیمتهای دلاری تامین کنند. افزایش دستمزد بدون کنترل نرخ ارز، مانند دویدن بر روی یک تردمیل اقتصادی است؛ شما با تمام توان میدوید، عرق میریزید و خسته میشوید، اما در نهایت نه تنها رو به جلو حرکت نکردهاید، بلکه با هر تکانِ ارزی، یک گام هم به عقب پرتاب شدهاید. امروز وقت آن است که شورای عالی کار به وعده اسفندماه خود عمل کرده و پیش از آنکه تابستان به پایان برسد، فکری به حال دستمزدهای سوخته در آتش دلار ۱۴۸ هزار تومانی و حقوقهای معوق و بلاتکلیف بازنشستگان بکند.
