بین الملل 14 بهمن 1404 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

کمپین‌های جعلی در خدمت ربع پهلوی

رسانه‌های غربی از ماشین تولیدهای فیک در فضای مجازی به حمایت از اپوزیسیون ایران گزارش دادند

65ef4468 57fa 4861 96b0 b4d6d988f81f
تحقیقات رسانه‌ای و دانشگاهی در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که اسرائیل با استفاده از شبکه‌ای از حساب‌های جعلی، محتوای دستکاری‌شده و تولیدشده با هوش مصنوعی و همچنین بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ای متحدان منطقه‌ای، یک عملیات نفوذ پنهان و سازمان‌یافته را برای برجسته‌سازی چهره‌هایی همچون رضا پهلوی و القای امکان بازگشت سلطنت در ایران به راه انداخته است. در همین راستا، نشریه فرانسوی فیگارو در گزارشی افزود که:« میلیون‌ها لایک، بازنشر و تعامل مجازی پیرامون رضا پهلوی، محصول فعالیت کاربران واقعی نیست، بلکه نتیجه یک کمپین هماهنگ مبتنی بر حساب‌های غیرواقعی و شبکه‌های سازمان‌یافته است که پیام‌های مشابه را با هشتگ‌های یکسان بازتولید می‌کنند تا تصویری جعلی از محبوبیت بسازند. شبکه ایکس پر از حساب‌هایی با ایموجی تاج شده تا توهم بسیج توده‌ای بسازد، اما بیش از ۹۵درصد حساب‌های مذکور، غیرواقعی‌ و فیک هستند!» پیش از این نیز در اکتبر ۲۰۲۵، اندیشکده سیتیزن‌لب وابسته به دانشگاه تورنتو کانادا نیز، در افشاگری مفصلی از نقش شبکه‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی در این عملیات مجازی پرده برداشته و اظهار می‌دارد:«درجه هماهنگی مشاهده‌شده با پویایی ارگانیک سازگار نیست و از برنامه‌ریزی متمرکز حکایت دارد.»
تصویر صفحه 2026 02 03 140740
در همین چارچوب، یکی از نکات قابل‌تأمل در مقالات و تحلیل‌های اخیر رسانه‌های غربی درباره ایران، نه آن چیزی است که صراحتاً گفته می‌شود، بلکه آن چیزی است که ناخواسته افشا می‌گردد. در بسیاری از این متون، از جمله مقاله‌ای که اخیراً در نشریه نشنال اینترست درباره «اپوزیسیون ایران» منتشر شده، اگرچه نویسنده تلاش دارد تصویری فعال و تأثیرگذار از مخالفان جمهوری اسلامی ارائه دهد، اما در لایه‌های زیرین متن، مجموعه‌ای از اعترافات ناگفته دیده می‌شود که عملاً به تضعیف همان ادعا منجر می‌شود.
تصویر صفحه 2026 02 03 140640
در این مقالات و اظهارات، اپوزیسیون ایران به‌طور مکرر با ویژگی‌هایی چون نبود پایگاه اجتماعی گسترده، فقدان نفوذ واقعی در داخل کشور، ناتوانی در بسیج عمومی، وابستگی به فضای خارج از کشور و اتکا به حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی خارجی توصیف می‌شود. حتی زمانی که نویسنده می‌کوشد این ضعف‌ها را توجیه یا کم‌اهمیت جلوه دهد، نفسِ طرح آن‌ها به معنای پذیرش یک واقعیت بنیادین است:« اپوزیسیون جمهوری اسلامی، برخلاف جریان‌های انقلابی واقعی، فاقد ریشه مردمی است.»
همچنین هآرتص در توییتی اذعان داشت:« تحقیقات نشان می‌دهد که اسرائیل با استفاده از حساب‌های جعلی و محتوای تولید شده توسط عربستان، یک عملیات نفوذ مخفیانه را برای تبلیغ رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی ایران، و تلاش برای بازگرداندن سلطنت اجرا کرده است.»
af282958 3480 4543 9598 a5cc005c7aa4
فقدان پایگاه اجتماعی اپوزیسیون ایران
نکته مهم آن است که این نقدها نه از سوی رسانه‌های داخلی ایران، بلکه از زبان خودِ رسانه‌ها و تحلیلگران غربی مطرح می‌شود. وقتی در یک مقاله غربی تصریح می‌شود که اپوزیسیون «بیش از آنکه در خیابان‌های ایران حضور داشته باشد، در محافل سیاسی، رسانه‌ای و پارلمانی غرب فعال است»، این در واقع اعترافی است به ماهیت بیرونی و غیرارگانیک این جریان؛ جریانی که حیاتش نه از متن جامعه، بلکه از اتاق‌های فکر، بودجه‌های سیاسی و تریبون‌های رسانه‌ای تغذیه می‌شود.
در چنین شرایطی، مقایسه تاریخی ناگزیر به ذهن می‌آید. تاریخ اسلام نمونه روشنی از این وضعیت را در تقابل امیرالمؤمنین علی (ع) و معاویه نشان می‌دهد. معاویه با اتکا به ثروت و شبکه تبلیغاتی گسترده، نه‌تنها به تطهیر خود، بلکه به تخریب و حتی سبّ علنی امیرالمؤمنین دست زد. در مقابل، علی (ع) فاقد آن ماشین رسانه‌ای و مالی بود، اما بر حقیقت، عدالت و پشتوانه مردمی تکیه داشت. نتیجه آن نبرد رسانه‌ای شاید در کوتاه‌مدت به سود معاویه رقم خورد، اما در تاریخ، مشروعیت و حقانیت از آنِ جریان علوی باقی ماند.
اپوزیسیون جمهوری اسلامی امروز نیز بیش از هر چیز به یک جریان معاویه‌گونه شباهت دارد: پول هست، رسانه هست، تریبون بین‌المللی هست؛ اما مردم نیستند. این واقعیتی است که حتی حامیان غربی این جریان نیز، آگاهانه یا ناخواسته، به آن اذعان می‌کنند. به همین دلیل است که اگر لحظه‌ای این حمایت‌های مالی، رسانه‌ای و سیاسی کنار گذاشته شود، این اپوزیسیون عملاً به پدیده‌ای بی‌اثر و منزوی تبدیل خواهد شد؛ ناتوان از ایجاد حتی یک حرکت اجتماعی پایدار، چه برسد به انقلاب.
این وضعیت را اگر با انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ مقایسه کنیم، تفاوت‌ها عمیق و تعیین‌کننده است. امام خمینی (ره) نه رسانه جهانی در اختیار داشت، نه حمایت دولت‌های خارجی و نه بودجه‌های کلان سیاسی. آنچه انقلاب را به پیروزی رساند، پشتوانه مردمی، پیوند عمیق با باورهای دینی جامعه و حضور واقعی در متن مردم بود؛ انقلابی که از مساجد، هیئت‌ها و خیابان‌ها برخاست، نه از استودیوهای تلویزیونی و کمپین‌های جعلی مجازی. از همین رو هرگونه قیاس میان جمهوری اسلامی و جریان انقلابی سال ۵۷، قیاسی مع‌الفارق است. آنچه امروز به نام اپوزیسیون معرفی می‌شود، حتی به اذعان رسانه‌ها و مراکز پژوهشی غربی، جریانی وابسته، بیرونی و رسانه‌محور است؛ جریانی که بدون پول، بدون رسانه و بدون عملیات روانی خارجی، توان ایستادن روی پای خود را ندارد. و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که توضیح می‌دهد چرا با وجود همه فشارها، تبلیغات و هزینه‌ها، این جریان هرگز نتوانسته و نخواهد توانست به یک حرکت عمومی و انقلابی در داخل ایران تبدیل شود.
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 4 =