
دولت چهاردهم پس از حدود 20 ماه بلاتکلیفی در حوزه اقتصاد، بالاخره به سیاستهای حمایتی دولتهای قبل در چارچوب کالابرگ ماهیانه تن داد.
تصمیم دولت برای پرداخت ماهیانه 1 میلیون تومان به هر نفر در قالب کالابرگ در حالی اجرایی میشود که طیف فکری و اجرایی حاکم بر دولت چهاردهم طی سالهای گذشته همواره به سیاستهای حمایتی دولت معترض بوده و از تعابیری چون گداپروری برای تحقیر آن استفاده میکرد. همچنانکه در دولت روحانی پروژه سبد کالا با تحقیر کمسابقه مردم اجرا شد و صفهای طویل و درگیریها و حتی کشته بر جای گذاشت.
نکته جالب توجه آن است که مقامات دولتی و حامیانشان، برای توجیه حذف ارز ترجیحی جهت تامین اعتبار برای کالابرگ، این سیاست ارز را فساد را و ناعادلانه توصیف میکنند بیآنکه بگویند همین ارز به اصطلاح فسادزا نیز محصول حلقههای فکری نزدیک به آن و خروجی دولت دوم حسن روحانی با میانداری چهرههایی چون اسحاق جهانگیری است.
جریان مستقر در دولت و حامیان آن طبعا باید پاسخگوی این سوال باشند که اگر حذف ارز ترجیحی و تخصیص یارانه به انتهای زنجیره مصرف بجای واردکننده، سیاستی مطلوب و ضدفساد است چرا از زمان شروع این سیاست در دولت دهم با آن مخالفت کردند و با برچسبهایی چون گداپروری، زمینه به تاراج رفتن سرمایههای کشور و فقیر شدن مردم را موجب شدند. حمایت از حذف ارز ترجیحی و پرداخت یارانه به مردم، زیرسوال بردن بیش از یک دهه تئوریپردازی اقتصاد سیاسی جریان غربگرا است و اذعان به سیاسیکاری اصلاحطلبان با معیشت مردم.
پانزده سال مخالفت با هرگونه سیاستهای حمایتی اعم از یارانه و کالابرگ و اجرای از سر ناچاری همان برنامهها در شرایط فعلی موید بیتوجهی یک جریان تشنه قدرت و بیتوجه به معیشت مردم است که پس از سالها برچسبزنی و واژهسازیهای موهن چون گداپروری، به صرافت پرداخت یارانه به مردم افتاده است، آنهم در شرایطی که کارشناسان و فعالان اقتصادی معتقدند این تصمیم در نهایت به نفع مردم تمام نمیشود و بار تورمی سنگین و به اعتقاد برخی سه رقمی، جنبههای دیگر آن را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
سیاست افزایش رقم یارانه از دولت دهم و پرداخت کالابرگ از دولت سیزدهم دنبال میشود؛ از این جهت مشخص نیست دولت پزشکیان بهجز تکرار سیاستهای حمایتی دولتهای گذشته چه طرح و برنامهای برای حمایت از اقتصاد بهویژه اقشار ضعیف جامعه دارد.