بین الملل 05 مرداد 1405 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
بعد از اظهارات لاوروف، اکنون رابرت مالی هم معتقد است جنگ ایران را تشویق به اتمی شدن کرده است

جنگ، تقویت‌کننده حامیان بازدارندگی اتمی

نویسنده: محسن فرهمند

image 2026 07 26 16 05 01

هر موشک، هر ترور، هر موج تحریم و هر جنگ تازه علیه ایران، به‌جای آن‌که پرونده هسته‌ای را ببندد، یک نتیجه معکوس تولید کرده است: افزایش تعداد کسانی که می‌گویند تهران پس از ۲۳ سال فشار سنگین و به‌ویژه پس از دو جنگ تمام‌عیار در یک سال اخیر، از منظر عقلانی حق دارد به سمت سلاح هسته‌ای برود. امروز این صدا دیگر فقط از تهران شنیده نمی‌شود؛ از درون محافل آمریکایی و اسرائیلی هم بلند شده است. و همین، اعترافی است به شکست راهبردیِ جنگی که قرار بود مانع بمب شود، اما حالا خودش بمب را به یک گزینه جدی‌تر تبدیل کرده است.

ماجرا از یک تناقض عریان شروع می‌شود: آمریکا و اسرائیل با این ادعا به جنگ و فشار متوسل شدند که مانع دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای شوند، اما هر ضربه تازه، دقیقاً همان محاسبه‌ای را تقویت می‌کند که می‌خواستند نابودش کنند. وقتی یک کشور می‌بیند مذاکره بارها به بن‌بست می‌رسد، توافق‌ها یکی‌یکی زیر پا گذاشته می‌شود، وعده‌ها عمل نمی‌شود و در نهایت حمله نظامی هم روی میز می‌آید، طبیعی است که در ذهن تصمیم‌گیرانش یک پرسش تلخ شکل بگیرد: اگر بازدارندگی دیپلماتیک و 23 سال خویشتنداری سخاوتمندانه ایران در موضوع هسته ای جواب ندهد، چه چیزی می‌تواند جلوی حمله بعدی را بگیرد؟ از منظر نظریه انتخاب عقلانی(Rational choice theory) و مدل سازی های آن، از دید بسیاری، عقلانی ترین تصمیمی که از سوی ایران می‌تواند برای پایان روند جنایات ترامپ و نتانیاهو و هر سردمدار جنایتکار دیگری در آمریکا و اسرائیل در برابر ایران گرفته شود، بازدارندگی اتمی است.
راب مالی، مأمور ویژه ایران در دولت بایدن، همین را بی‌پرده گفته است. او تصریح کرده که با توجه به حملاتی که به ایران شد، توافق‌هایی که برهم خورد و وعده‌هایی که هیچ‌وقت عملی نشد، اکنون برای ایرانی‌ها کاملاً منطقی و عقلانی است که بخواهند سلاح هسته‌ای بسازند. این جمله را باید جدی گرفت، چرا که گوینده این اعتراف یکی از افراد آشنا با منطق مذاکره و سیاست فشار امریکایی است که تا دیروز برای محدودکردن برنامه هسته‌ای ایران تلاش می‌کرد. معنای حرف مالی روشن است: وقتی امنیت یک کشور با زور سلب می‌شود، احتمال دارد آن کشور به سمت سخت‌ترین نوع بازدارندگی حرکت کند.
حمله به ایران، ایده بمب را مشروع‌تر کرده است
از این صریح‌تر، جو کنت، رئیس سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا و از حامیان مهم ترامپ ، در انتقاد از سیاست واشنگتن در قبال ایران، عملاً زنگ خطر را از داخل خود نظام امنیتی آمریکا به صدا درآورده است. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: اگر هدف، عدم اشاعه بود، آمریکا به شکلی احمقانه تلاش‌های خود را برای رسیدن به آن نابود کرد. کنت با اشاره به تجاوز آمریکا و ترور رهبر شهید تأکید کرد که واشنگتن با این اقدام‌ها عملاً نشان داد استراتژیِ «عدم توسعه سلاح هسته‌ای و حفظ توان غنی‌سازی» برای جلوگیری از تجاوز آمریکا کافی نیست. این یعنی خودِ سیاستمداران و امنیتی‌های آمریکایی هم دارند می‌گویند جنگ، پیام بازدارندگی نمی‌فرستد؛ پیام ناامنی می‌فرستد.
کنت حتی یک نتیجه‌گیری تکان‌دهنده‌تر هم ارائه کرد: اگر نام ایران را با کره شمالی عوض کنیم، به جهان ثابت کرده‌ایم تنها چیزی که از حمله آمریکا جلوگیری می‌کند، سلاح هسته‌ای است.آمریکا سال‌ها با پرچم عدم اشاعه پیش رفت، اما حالا بخشی از نخبگان خودش می‌گویند نتیجه برعکس شده است: حمله به ایران، ایده بمب را مشروع‌تر کرده است.
در طرف اسرائیل هم دانی سیترینوویچ، رئیس اسبق میز ایران در سازمان اطلاعاتی آمان، در نوشته تازه‌اش عملاً همین شکست را ثبت کرده است. او هشدار می‌دهد جنگی که قرار بود مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود، ممکن است در نهایت تهران را به این نتیجه برساند که تنها راه جلوگیری از حملات بعدی، ساخت سلاح هسته‌ای است. این دیگر یک تحلیل ساده نیست؛ اعتراف به شکست محاسبه‌ای است که گمان می‌کرد با بمباران، تهدید و ترور می‌توان اراده یک کشور را برای همیشه از بین برد.
نکته تعیین‌کننده در تحلیل سیترینوویچ، اشاره مستقیم او به شهادت رهبری فقید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است. او این رخداد را یک «اشتباه راهبردی» می‌داند، به بیان روشن‌تر، از دید سیترینوویچ سیاست ابهام حساب‌شده، ایران را در وضعیتی نگه داشته بود که نه از مزایای زرادخانه هسته‌ای برخوردار شود و نه از امتیاز رفع تحریم‌ها. اما اکنون، از نگاه این تحلیلگر اسرائیلی، این معادله به هم خورده است. رهبری جدیدی که حملات نظامی (و جنایات آمریکا و اسرائیل) را دیده، ممکن است به این نتیجه برسد که مذاکره، اعتمادسازی و حتی ابهام هسته‌ای، هیچ‌کدام امنیت واقعی نمی‌آورد.
همین‌جاست که هراس اصلی واشنگتن و تل‌آویو آشکار می‌شود: جنگی که با هدف نابودی ظرفیت هسته‌ای ایران آغاز شد، ممکن است تهران را به سمت تصمیمی سوق دهد که پیش از جنگ از آن پرهیز می‌کرد. سیترینوویچ هم صریح گفته که نیروی نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را برای همیشه نابود کند. این یعنی بن‌بست: هرچه فشار بیشتر، احتمال چرخش تهران به سمت بازدارندگی سخت‌تر هم بیشتر.
این هشدارها فقط به اسرائیل و آمریکا محدود نمانده است. پیش از این، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در گفت‌وگویی با راشا تودی عربی یادآور شده بود که حمله به ایران و ادامه فشارها، برای بسیاری از کشورها یک پیام روشن دارد: کشورهایی که از بازدارندگی مؤثر محروم‌اند، آسیب‌پذیرترند. او با اشاره به تجربه لیبی، این واقعیت را برجسته کرد که خلع سلاح، لزوماً امنیت نمی‌آورد. در مقابل، کشورهایی که سلاح هسته‌ای دارند، عملاً در سطحی دیگر از موازنه قرار می‌گیرند. همین منطق است که در ذهن بسیاری از دولت‌ها و نخبگان غیرغربی، بحث بازدارندگی را از حاشیه به متن آورده است.
اظهارات اخیر ولودیمیر زلنسکی هم این بحث را شدیدتر کرد. رئیس‌جمهور اوکراین گفته است بدون سلاح هسته‌ای، دیگر عضوی از باشگاهی نیستید که دیگران از حمله به آن هراس داشته باشند. همین یک جمله، کافی است تا نشان دهد بحث بازدارندگی هسته‌ای در جهان امروز فقط موضوع ایران نیست؛ مسئله‌ای جهانی است که از اوکراین تا خاورمیانه، از لیبی تا کره شمالی، یک پیام واحد را تکرار می‌کند: در جهانی که ضمانت‌های امنیتی بارها فروپاشیده، بمب برای برخی کشورها به زبان آخرِ بقا تبدیل می‌شود.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − سه =