فرهنگی 05 مرداد 1405 - 1 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
برای مواجهه با پدیده شوم بلاگریسم چه باید کرد؟

چراغ سبز برای فرهنگ غربی؟

نویسنده: مسعود حنیفی

image 2026 07 26 13 37 35

نیما تکیدو، یوتوبر و به‌اصطلاح کمدین اینستاگرامی با حضور در ایران‌مال در حلقه هوادارانش گیر افتاد و راهی بیمارستان شد. او نزدیک به یک میلیون مخاطب در یوتوب و یک میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد و شاید طبیعی و بدیهی به‌نظر برسد که با استقبالی اینچنینی مواجه شود. البته باید درنظر داشت که پارادایم سرگرمی در دنیا تغییر کرده و بلاگرها هم اهمیتی ‌هم‌سنگ با بازیگران پیدا کرده‌اند، پس نگارنده به‌خوبی می‌داند که چه جوی در جهان مدرن حاکم است، اما آیا صرف وجود این مسئله باید ما را به این نقطه برساند که تمام و کمال این وضعیت را تحمل کنیم و دم نزنیم؟ در صورت بها دادن به این شرایط باید گفت که تهدیدی فراتر از جنگ سخت ما و تمدن‌مان را تهدید می‌کند. حال برای برون‌رفت از این وضعیت چه نسخه‌ای می‌توانیم صادر کنیم؟

پدیده تولید محتوا در یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی مرزها را درنوردیده، اما نحوه مواجهه حاکمیت‌ها با آن کاملاً متفاوت است. در کشورهای غربی، فعالیت بلاگرها و یوتیوبرها اگرچه شاید درظاهر درگیر سانسور نباشد، اما رها هم نیست و چارچوب دقیق قانون مدیریت می‌شود تا از هرج‌ومرج جلوگیری گردد. در غرب، نهادهایی مانند کمیسیون تجارت فدرال آمریکا قوانین سفت‌وسختی برای تبلیغات پنهان، اسپانسرشیپ و حمایت از حقوق مصرف‌کننده دارند. یوتوبرها ملزم به رعایت دقیق قوانین کپی‌رایت، پرداخت مالیات بر درآمدهای کلان دلاری و پرهیز مطلق از ترویج کلاهبرداری هستند. اگر کسی به حریم خصوصی افراد تجاوز کند، توهین نماید یا افترا بزند، دقیقاً مانند یک رسانه رسمی تحت پیگرد قضایی قرار می‌گیرد و باید جریمه‌های سنگین بپردازد. پلتفرم‌ها نیز با سیستم‌های قطع درآمد و محدودیت سنی، خط قرمزهای اخلاقی را دیکته می‌کنند. استدلال منطقی غرب این است:

«آزادی بیان به معنای مصونیت از مسئولیت مدنی و کیفری نیست و بازار آزاد نیازمند قواعد شفاف است تا حقوق همگان حفظ شود». در مقابل، وضعیت یوتوبرها و بلاگرها در ایران به‌شدت رها، ول و بدون متولی مشخص است. ما با پدیده‌ای مواجهیم که در آن فردی بدون هیچ‌گونه نظارت، میلیون‌ها دنبال‌کننده جذب و درآمدهای نجومی کسب می‌کند تا در عمل از چرخه مالیاتی کشور معاف شود! این فضای بی‌قانونی باعث شده تا بسیاری از بلاگرها به ترویج سبک زندگی لوکس و پوچ، قمار آنلاین، سایت‌های شرط‌بندی و ارزهای دیجیتال بی‌پشتوانه بپردازند. کودکان و نوجوانان بدون هیچ فیلتر سنی یا هشدار محتوایی، در معرض آسیب‌های جدی روانی و فرهنگی قرار می‌گیرند. هرگاه تخلفی رخ می‌دهد، بهانه‌ای به نام نبود قانون یا فیلترینگ مطرح می‌شود، درحالیکه قوانین پایه‌ای مانند قانون جرایم رایانه‌ای، حمایت از حقوق مصرف‌کننده و قوانین مالیاتی وجود دارد، اما اراده‌ای برای اعمال آن بر سلبریتی‌های مجازی نیست. این رهاشدگی، انصاف را از بین برده و رقابت ناسالمی را میان تولیدکنندگان محتوا ایجاد کرده است. مسئله اصلی اما اینجاست که رها کردن فضای مجازی به نام آزادی در واقع رها کردن توده‌های مردم در برابر استثمارگران دیجیتال است. قانونمند کردن در ایران نباید به معنای سانسور عقاید یا ایجاد انحصار برای رسانه‌های دولتی باشد، بلکه باید به معنای شفافیت مالیاتی، ممنوعیت تبلیغ کلاهبرداری، حمایت از حقوق مخاطب و پاسخگویی قضایی برای توهین و نشر اکاذیب باشد. تا زمانی که یوتوبر ایرانی بداند برای هر تبلیغ دروغین یا ترویج قمار باید تاوان سنگین قانونی بپردازد، این بازار مکاره سامان نمی‌یابد. در نهایت، بلوغ یک جامعه در گرو پذیرش مسئولیت‌پذیری است. یوتوبری که مخاطب خردسال دارد، باید بداند که یک رسانه است، نه یک کودک رها شده در خیابان. غرب با قانون‌مندی امنیت و عدالت ایجاد کرده و ایران با یله‌گی، تنها بستر سوءاستفاده از اعتماد عمومی را فراهم آورده است.

 

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − هشت =