سیاسی 26 تیر 1405 - 4 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
یک جریان خاص در پی القای این باور غلط است که یک «وفاق فراگیر» در حمایت از میز مذاکره شکل گرفته و منتقدان، تنها در حاشیه جای دارند؛

توهم اجماع برای مذاکره

photo 2026 07 17 21 54 41 2

در فضای سیاسی امروز، شبکه‌ای گسترده از جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای، با ترفندی هوشمندانه اما مخاطره‌آمیز، در تلاش است تا تصویری وارونه و مهندسی‌شده از «اجماع ملی» در سیاست خارجی ارائه دهد. متدولوژی این جریان، بر پایه انتشار گزینشی نظرسنجی‌ها و برجسته‌سازی اتفاقاتی نظیر «۱۲ رأی معروف» استوار است.

هدف نهایی این پردازش رسانه‌ای، القای این باور غلط است که یک «وفاق فراگیر» در حمایت از میز مذاکره شکل گرفته و منتقدان، تنها در حاشیه و ذیل پرچم «علی‌الاصول» یا «انتقام‌خواهان» جای دارند. اما حقیقت این است که این دستکاری‌های آماری، نه نمایش‌گر افکار عمومی، بلکه نوعی «دامگستری تحلیلی» است.

بررسی دقیق نظرسنجی‌های چهار ماه اخیر — به‌ویژه از آغاز «جنگ رمضان» به بعد — نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی و باور عمیق اکثریت جامعه به محوریت «امام جامعه»، مقاومت و اقتدار دفاعی، بسیار فراتر از نتایج پیمایش‌های تمامی دهه‌ها و سال‌های اخیر است. پشتیبانی بالای ۸۰ درصدی از عملکرد نیروهای مسلح و حمایت سه چهارم مردم ایران از نظام اسلامی و رهبری مقتدر و جوان آن، نمونه‌ای از نتایج افکارسنجی‌های معتبر در ماه‌های خرداد و تیرماه است. حال، عده‌ای با انتشار گزینشی برخی نتایج، تلاش مهندسی‌شده را برای مدیریت افکار عمومی و تأثیرگذاری در روند تصمیم‌گیری کشور با سیاه‌نمایی و قلب واقعیت‌ها آغاز کرده‌اند.

در این طراحی، مخالفان و دلسوزان و کارشناسان متعهد به عده‌ای “تندرو” تقلیل پیدا می‌کنند، که این کار، نه‌تنها یک خطای روش‌شناختی، بلکه توهینی به خرد جمعی ملت است. بسیاری از منتقدان توافق، نه از روی تعصب، بلکه بر پایه تجربه تلخ پیمان‌شکنی‌های مکرر دشمن و تحلیل دقیق رفتار استراتژیک طرف مقابل، بر سر اصول امنیت ملی و عزت ملی ایستاده‌اند. نادیده گرفتن این طیف وسیع از تحلیلگران و اکثریتی بالا از جامعه، خود بزرگ‌ترین تهدید برای انسجام داخلی است.

همزمان با این مهندسی آماری، زمزمه‌هایی در گوشه و کنار فضای سیاسی شنیده می‌شود که هدف‌شان ایجاد «ترس استراتژیک» است. روایت‌هایی چون «امکان مقاومت وجود ندارد»، «هزینه‌های جنگ غیرقابل تحمل است»، «زیرساخت‌های حیاتی در معرض خطرند» و یا «متحدان سنتی ما، چین و روسیه دیگر همکاری نمی‌کنند»، با ظرافت در فضای رسانه‌ای پخش می‌شوند. این جمات، در حقیقت تکه‌هایی از یک پازل خطرناک هستند که برای تکمیل «سه پایه سازش» چیده شده‌اند. وقتی «ترس از نابودی زیرساخت‌ها» با «توهم تنهایی در عرصه جهانی» و «تقلیل اراده مقاومت» گره بخورد، بستر برای پذیرش هر شرطی از سوی دشمن فراهم می‌شود.

این روایت‌ها تلاش می‌کنند تا «مصلحت» را با «تسلیم» جابه‌جا کنند و با ترساندن افکار عمومی، مسیر انتقام و بازدارندگی را مسدود نمایند. فراتر از خطای تحلیلی، هشدار جدی‌تر، «پالس راهبردی» این وضعیت برای دشمن است. وقتی قدرت‌های شیطانی و جنایتکاران آمریکایی-صهیونی مشاهده کنند که در فضای سیاسی ایران، تلاش می‌شود این القا صورت گیرد که «مقاومت و بازدارندگی» تنها دغدغه جامعه و اقلیتی محدود است، این فضا دقیقاً همان بستری است که عزم دشمن را برای تکرار حوادث شومی نظیر «صبح نهم اسفند» سوق می‌دهد؛ روزی که متجاوز با سوءاستفاده از فضای خوشبینانه و غفلت استراتژیک، ضربه‌ای نهایی و جبران‌ناپذیر با شهادت امام وارد کرد.

وحدت و اجماع حقیقی در سیاست خارجی، با سرکوب یا حاشیه‌رانی مخالفان شکل نمی‌گیرد، بلکه با شنیدن هشدارهای آنان و مصون‌سازی منافع ملی در برابر خوش‌بینی‌های ساده‌لوحانه محقق می‌شود. باید به یاد داشت که تنها زمانی امنیت برقرار می‌شود که صدای هشدار ناشی از تجربه و واقعیت، بلندتر از صدای توهم و ترس باشد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − هشت =