محسن فرهمند

اعلام رسمی پایان تفاهم و آتشبس از سوی دونالد ترامپ، تنها چند روز بعد با تحریمهای تازه، تشدید محاصره دریایی و آغاز حملات گسترده علیه خاک ایران همراه شد؛ رخدادی که نشان داد تضمینهای ارائهشده درباره دوام این توافق، فاقد پشتوانه عملی بوده است. اکنون که آمریکا عملاً تمامی تعهدات خود را کنار گذاشته، افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری انتظار دارد مسئولانی که از این مسیر دفاع کردند، درباره نتایج آن و هزینههای تحمیلشده به کشور پاسخگو باشند.
تنها یک هفته از اعلام پایانیافته تلقی شدن تفاهم و آتشبس از سوی دونالد ترامپ نگذشته است که آمریکا با نقض باقیمانده مفاد تفاهم، دور تازهای از تحریمها، تشدید محاصره دریایی و حملات گسترده نظامی علیه ایران را آغاز کرد. طی روزهای اخیر بیش از نیمی از خاک کشور هدف بمباران قرار گرفت، بیش از 200 نقطه مورد حمله هوایی واقع شد و دهها نفر به شهادت رسیدند و صدها تن دیگر مجروح شدند. این تحولات، بار دیگر نشان داد که اتکا به تعهدات واشنگتن، بدون وجود تضمینهای واقعی، نمیتواند امنیت و منافع ملی را تأمین کند.
در همان زمان که تفاهم امضا شد، رهبر انقلاب در پیام تاریخی خود تصریح کردند که نظر دیگری داشتهاند، اما از آنجا که رئیسجمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و دیگر اعضای شورا مسئولیت کامل این مسیر، حفظ حقوق ملت و پذیرش تبعات آن را بر عهده گرفته و تعهد داده بودند در برابر هرگونه زیادهخواهی آمریکا ایستادگی کنند، اجازه اجرای تفاهم صادر شد.
اکنون اما با پایان رسمی تفاهم و از سرگیری جنگ، این پرسش جدی مطرح است که چرا از سوی مهمترین بانیان و حامیان این توافق، موضعی متناسب با ابعاد تحولات اخیر مشاهده نمیشود. در بیش از چهار ماهی که از آغاز جنگ و ترور رهبر شهید گذشته، بخش مهمی از افکار عمومی نسبت به سکوت برخی مسئولان در برابر تهدیدها، توهینها و تجاوزهای دشمن انتقاد داشتهاند و امروز نیز این انتظار همچنان پابرجاست که دکتر قالیباف رئیس تیم مذاکره کننده و مسعود پزشکیان رئیس شورایعالی امنیت ملی و سیدعباس عراقچی رئیس دستگاه دیپلماسی، به عنوان چهرههای اصلی ، موضعی شفاف و قاطع اتخاذ کنند و آنان نیز مانند ترامپ این تفاهم را پایان یافته اعلام کنند.
محمدباقر قالیباف پیش از این بارها تأکید کرده بود که دستاوردهای تفاهم بهمراتب بیش از هزینههای جنگ خواهد بود و از این توافق با تمام ظرفیت سیاسی خود و با کمک پروپاگاندای تمام مشاوران خود دفاع میکرد. اکنون طبیعی است که افکار عمومی درباره صحت آن ارزیابیها پرسش داشته باشد. از سوی دیگر، مسعود پزشکیان نیز با وجود آنکه رهبر انقلاب تصریح کرده بودند نظر دیگری داشتهاند، مسئولیت و تبعات این تفاهم را پذیرفت. امروز این پرسش مطرح است که آیا درباره نتایج عملی آن، از جمله استمرار جنگ، تداوم تحریمها، محقق نشدن وعدههای اقتصادی، آزاد نشدن داراییهای بلوکهشده و عملی نشدن سرمایهگذاریهای وعده دادهشده، توضیحی به ملت ارائه خواهد شد؟
تجربه برجام نشان داد که فقدان پاسخگویی، خود به بخشی از مسئله تبدیل میشود. مسببان آن توافق هیچگاه درباره نتایج و هزینههای آن پاسخ روشنی ندادند. اکنون اما ملتی که ماهها هزینه مقاومت و حفظ کشور را پرداخته است، بیش از هر چیز انتظار دارد اصل پاسخگویی، بدون استثنا، بر همه مسئولان حاکم باشد.
زمان پاسخگویی مسببان تفاهم به ملت و رهبری
رهبر انقلاب هنگام صدور مجوز این تفاهم تصریح کردند که شخص رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی مسئولیت اجرای آن و پاسداشت حقوق ملت را پذیرفتهاند و تأکید داشتند در صورت زیادهخواهی آمریکا نباید زیر بار آن رفت. اکنون که تفاهم عملاً پایان یافته و جنگ از سر گرفته شده است، مطالبه پاسخگویی از بانیان این مسیر، به مطالبهای عمومی تبدیل شده است.