رئیسجمهور در تازهترین اظهارات خود با تأکید بر اینکه «با شعار نمیتوان مشکلات را حل کرد» و با بیان اینکه «نمیتوانم آسوده بخوابم، درحالیکه گروهی از مردم گرسنه بمانند»، از دغدغه خود نسبت به وضعیت اقتصادی سخن گفت. این سخنان اما در حالی مطرح میشود که دولت چهاردهم طی ماههای گذشته با انتقادهای گستردهای نسبت به عملکرد اقتصادی خود مواجه بوده و بسیاری از منتقدان و حتی حامیان دولت، بخش مهمی از مشکلات معیشتی امروز را نتیجه تصمیمات همین دولت میدانند؛ تصمیماتی که به اعتقاد آنان، بیشترین فشار را بر دهکهای پایین جامعه وارد کرده است.

رئیسجمهور در همایش سالانه سیاستهای پولی و ارزی، از ضرورت مهار تورم، جلوگیری از خلق پول و پرهیز از تصمیمات بدون پشتوانه مالی سخن گفت؛ گزارههایی که در نگاه نخست، کمتر کسی با اصل آنها مخالفت دارد. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا این سخنان با عملکرد اقتصادی دولت همخوانی دارد؟ و آیا اساساً مخاطب این صحبتهای رئیسجمهور چه کسی است؟
پزشکیان میگوید نمیتواند درحالیکه مردم گرسنه هستند، آسوده بخوابد. این جمله اگرچه از منظر احساسی قابلتوجه است، اما افکار عمومی بیش از آنکه به ابراز نگرانی و همدردی مبتنی بر کلام نیاز داشته باشد، منتظر پاسخ درباره چرایی شکلگیری شرایط کنونی است. شرایطی که به گفته کارشناسان، حاصل مجموعهای از تصمیمات اقتصادی دولت، ناهماهنگی تیم اقتصادی و فقدان یک نقشه راه روشن برای مدیریت اقتصاد کشور بوده است.
یکی از مهمترین نقدهایی که به دولت وارد میشود، شکاف میان وعدههای انتخاباتی و عملکرد اجرایی است. دولتی که با شعار بهبود معیشت، کنترل تورم و ساماندهی اقتصاد بر سر کار آمد، امروز خود از فشار تورم بر محرومان، بازنشستگان و اقشار ضعیف سخن میگوید؛ همان اقشاری که بیشترین آسیب را از سیاستهای اقتصادی دولت چهاردهم دیدهاند.
کارشناسان معتقدند بخش قابلتوجهی از شاخصهای اقتصادی در دوره فعالیت دولت پزشکیان روندی نامطلوب و حتی فاجعهبار داشته است. از رشد پایه پولی و افزایش نقدینگی گرفته که رکوردهای تاریخ ایران را جابهجا کرد تا کاهش قدرت خرید خانوارها و تشدید مشکلات معیشتی، همگی به عواملی تبدیل شدهاند که فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد کردهاند. از همین رو، این سؤال مطرح میشود که اگر رئیسجمهور امروز نسبت به تبعات خلق پول هشدار میدهد، چرا دولت او نتوانست با سیاستگذاری دقیقتر، از تشدید این روند جلوگیری کند؟
ازسویدیگر، ناکارآمدیهای اقتصادی دولت بهاندازهای پررنگ شده که حتی بخشی از حامیان سیاسی و رسانهای رئیسجمهور نیز در دفاع از عملکرد دولت با دشواری روبهرو شدهاند. سکوت یا تغییر لحن برخی چهرههایی که تا چندی پیش از سیاستهای دولت دفاع میکردند، از نگاه منتقدان نشانهای از کاهش سرمایه اجتماعی دولت و دشوارشدن دفاع از کارنامه اقتصادی آن است.
همچنین اجرای برخی سیاستهای اقتصادی بدون فراهمکردن زیرساختهای لازم، به «جراحی اقتصادی بدون بیهوشی» شباهت داشت؛ تصمیماتی که هزینه آن مستقیماً بر دوش مردم قرار گرفت و نارضایتیهای اجتماعی را تشدید کرد. همین نارضایتیها زمینهساز رخدادهای دیماه شد؛ رخدادهایی که هزینههای امنیتی و اقتصادی قابلتوجهی برای کشور به همراه داشت و فرصت سوءاستفاده را در اختیار دشمنان ایران و کودتاچیان داخلی قرارداد.
اکنون رئیسجمهور از ضرورت همراهی مردم، اصلاح ساختارها و تکیه بر راهکارهای علمی سخن میگوید، اما همگان تأکید دارند که اعتماد عمومی تنها با بیان دغدغهها بازسازی نمیشود. جامعه بیش از هر چیز، نیازمند مشاهده نتایج ملموس در سفره مردم، مهار تورم، افزایش قدرت خرید و ثبات اقتصادی است. اساساً مردم به پزشکیان رأی ندادند که از پشت تریبون دغدغههای خود مردم را بیان کند و بهخاطر مردم بیخوابی بکشد. بالعکس مردم او را انتخاب کردند تا همین مشکلاتی که پزشکیان از آنها نام میبرد مرتفع شده و بار سنگینی از روی دوش مستضعفین برداشته شود.
شاید به همین دلیل باشد که جمله «خوابم نمیبرد» برای افکار عمومی، نه یک امتیاز برای دولت، بلکه یادآور این پرسش است که اگر مسئولان از ابتدا با برنامهای دقیق، تیمی منسجم و آمادگی لازم اداره کشور را در دست میگرفتند، آیا اساساً کار به جایی میرسید که امروز رئیسجمهور از بیخوابی در برابر مشکلات معیشتی مردم سخن بگوید؟