سیاسی 26 خرداد 1405 - 8 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
پس از ۱۰۸ روز مقاومت ملت ایران، آمریکا از رؤیای براندازی به میز مذاکره رسید

پیروز میدان، دلواپس بده‌بستان

محسن فرهمند

3157903

بامداد دوشنبه ، زنجیره خبرها از اسلام‌آباد تا واشنگتن و تهران تکمیل شد؛ نخست‌وزیر پاکستان، دونالد ترامپ و سپس شورای عالی امنیت ملی از توافق برای امضای تفاهم پایان جنگ در ۲۹ خرداد و آغاز مذاکراتی ۶۰ روزه خبر دادند. توافقی که اگرچه محل بحث و نقد فراوان است، اما یک واقعیت را نمی‌توان از آن حذف کرد؛ آمریکا پس از ۱۰۸ روز جنگ، از قطعی دانستن سقوط و براندازی نظام به پذیرش مذاکره با جمهوری اسلامی ایران رسید.

جنگ فعلاً متوقف شده است؛ اما آنچه بیش از متن تفاهم جلب توجه می‌کند، فاصله حیرت‌آور میان اهداف اعلامی آمریکا و نتیجه‌ای است که امروز روی میز قرار دارد. همان طرفی که در روزهای نخست جنگ، با غرور و تکبر از فروپاشی قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی، نابودی توان موشکی ایران، تجزیه ساختار قدرت و حتی تغییر در جغرافیا و قلمرو ایران سخن می‌گفت، امروز ناچار شده است برای مذاکره درباره بازشدن تنگه هرمز ، رفع کردن تحریم‌ها، موضوع هسته‌ای و سایر اختلافات پشت میز بنشیند. این عقب‌نشینی از موضع اولیه، مهم‌ترین واقعیت سیاسی پس از ۱۰۸ روز جنگ است. دشمن این جنگ را با یک محاسبه اشتباه آغاز کرد. تصور می‌کرد ترور رهبر انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای و فرماندهان و تصمیم گیران ارشد، فشار نظامی گسترده ، حملات و بمباران پی‌درپی و جنگ روانی بی‌وقفه می‌تواند ظرف چند روز ساختار سیاسی کشور را از درون متلاشی کند. آنان روی اپوزیسیون، اختلافات داخلی و فشار اقتصادی ناشی از ناکارآمدی دولتمردان قمار کرده بودند و گمان می‌کردند جمهوری اسلامی در برابر یک شوک سنگین نظامی تاب نخواهد آورد. اما آنچه رخ داد دقیقاً عکس این محاسبات بود. نه تنها ساختار کشور فرو نریخت، بلکه ملت ایران در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر خود بار دیگر نشان داد که میان گلایه از عملکردها و دفاع از خاک ایران، اصل استقلال و حاکمیت ملی تفاوت قائل است. از همین رو بود که رهبرمعظم انقلاب در پیام خود در بیستم فروردین ماه فرمودند: «امروز طلیعه‌ برآمدن جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است.»

اینکه رئیس‌جمهور آمریکا پس از ماه‌ها تهدید، تحریم، جنگ و فشار، اکنون به گفت‌وگو با همان نظامی تن داده که وعده سرنگونی آن را می‌داد، خود گویاترین سند شکست راهبرد جنگ است. بنابراین روایت پیروزی ملت ایران در این ۱۰۸ روز، مستقل از ارزیابی متن تفاهم، روایتی واقعی و مستند است. ایستادگی مردم، نیروهای مسلح و مجموعه ساختار سیاسی کشور پروژه‌ای را شکست داد که طراحانش تصور می‌کردند ظرف چند روز به نتیجه خواهد رسید.

** هشدار برای مسئولان مذاکرات
اما همین واقعیت نباید به معنای چشم‌پوشی از ابهامات توافق تلقی شود. متن تفاهم از هم‌اکنون پرسش‌های جدی ایجاد کرده است؛ از بندهای تفسیرپذیر و چندپهلو گرفته تا سازوکار و زمان بندی اجرای تعهدات، نحوه راستی‌آزمایی، تضمین رفع تحریم‌ها و ابزارهای مقابله با بدعهدی احتمالی طرف مقابل. هنوز روشن نیست در برابر امتیازاتی که ممکن است مطالبه شود، چه تضمین‌های عینی و قابل سنجشی دریافت خواهد شد. این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که طرف مقابل، دونالد ترامپ باشد.

نکته قابل تأمل آنکه تنها چند ساعت پس از اعلام توافق، از یک سو جی‌دی ونس، معاون ترامپ، با تأکید بر اینکه هیچ پولی به ایران پرداخت نخواهد شد، رفع تحریم‌ها را مشروط به اجرای کامل تعهدات مورد نظر واشنگتن، کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای و تغییر رفتار منطقه‌ای ایران دانست و حتی مدعی شد تهران پذیرفته است ذخایر اورانیوم با غنای بالا را نابود کند. از سوی دیگر امانوئل مکرون نه‌تنها خواستار خروج یا رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران ، بلکه بر لزوم ورود برنامه موشکی ایران به مذاکرات آینده نیز تأکید کرد. همزمان اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، اعلام کرد هرگونه لغو تحریم‌ها منوط به تغییرات «اساسی، واقعی و قابل راستی‌آزمایی» در رفتار ایران خواهد بود. مجموعه این اظهارات نشان می‌دهد که برخلاف فضای تبلیغاتی اولیه، زیاده‌خواهی غرب نه‌تنها پایان نیافته بلکه از همین ساعات نخست، با طرح مطالبات فراتر و تفسیرهای یک‌جانبه از توافق، خود را آشکار کرده است. در مقابل این ادعاها، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، روز دوشنبه تأکید کرد موضوع پول دادن آمریکا به ایران مطرح نیست، بلکه بحث بر سر آزادسازی اموال مسدودشده ایران به‌عنوان حق قانونی کشور است. به گفته بقایی، علاوه بر پیگیری مطالبه خسارات جنگی، رفع محدودیت‌های فروش نفت، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی نیز از جمله تعهداتی است که باید بلافاصله پس از امضای تفاهم اجرایی شود و مذاکرات ۶۰ روزه آینده نیز بر نحوه اجرای این موارد و سایر موضوعات مورد توافق متمرکز خواهد بود.

** عواقب توافق بر عهده مذاکره‌کنندگان
با همه این اوضاف باید توجه داشت مسئولیت کامل نتایج این توافق و مذاکرات پیش رو متوجه طراحان، مذاکره‌کنندگان است و کسی حق ندارد در صورت بروز خسارت، هزینه تصمیمات خود را بر دوش ملت، منتقدان یا نهادهای دیگر بیندازد. اگر توافق دستاوردی داشته باشد، به نام آنان ثبت خواهد شد و اگر خسارتی بر کشور تحمیل کند نیز مسئولیت آن مستقیماً بر عهده همان کسانی است که آن را طراحی و امضا کرده‌اند و اگر حمله دیگری به ایران انجام شود باید مسببان این روند مورد مواخذه قرار گیرند.

توقف جنگ به معنای پایان دشمنی نیست. آتش‌بس نمی‌تواند خون شهدا را از حافظه ملت پاک کند. جنایت و جسارت دشمن در به شهادت رساندن عبدصالح و والاترین حاکمان جهان، کودکان میناب و لامرد، شهدای غریب ناو دنا، هزاران خانواده داغدار، شهرهای آسیب‌دیده و جنایت‌هایی که طی این دو جنگ رخ داد، واقعیت‌هایی نیستند که با یک تفاهم سیاسی به فراموشی سپرده شوند. نفرت ملت ایران از آمریکا و رژیم اسرائیل نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در سایه این جنایت‌ها عمیق‌تر و ریشه‌دارتر شده است. مذاکره ممکن است آغاز شود، اما پرونده خونخواهی شهدا و حق تقاص ملت ایران همچنان باز خواهد ماند؛ پرونده‌ای که نه با امضا بسته می‌شود و نه با لبخندهای دیپلماتیک به پایان می‌رسد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =