ایمان عظیمی

چند روزی است که جام جهانی 2026 آغاز شده و هر رسانهای برای خودش به تولید محتوا در این زمینه میپردازد. متاسفانه در بیشتر این محتواها علیرغم ادعاهای پرطمطراق موجود هیچ حرف کارشناسیای در باب فوتبال و پدیده جام جهانی وجود ندارد و آنتن بزرگترین برنامهها آلوده به حضور برخی بلاگرها و دلقکهایی به اسم استندآپکمدین شده است.
گویا هرقدر دلقکتر و بیآبروتر باشیم بیشتر میتوانیم خود را در دل مخاطبان جا کنیم و پول پشت پول به حسابمان سرازیر شود. در این میان حرف زدن از تخصص را هم کسی باور میکند که دوستدار تماشای تولیدات زننده این افراد است. اما بها دادن به چهرههای بیمایه در پلتفرمها برای روایت قصه ما در جام جهانی درنهایت به چه چیزی ختم خواهد شد؟ رسانههای بزرگ رسالت اطلاعرسانی، تحلیل و فرهنگسازی دارند. وقتی تریبونهای اصلی به جای متخصصان، دانشگاهیان، هنرمندان متعهد و روزنامهنگاران حرفهای در اختیار افرادی قرار میگیرد که تخصص آنها صرفاً «سرگرمی» یا «تولید محتوای زرد» است، عمق کار رسانهای عملا از بین میرود. این اتفاق باعث میشود جامعه به مرور تحلیلهای عمیق را رها کرده و به تماشای محتوای سطحی عادت کند.
از سوی دیگر، بودجه، زمان آنتن و فرصتهای رسانهای محدود است. بها دادن به حاشیهسازان فضای مجازی به معنای بیتوجهی و حذف کردن فرصتها برای چهرههای فرهیخته، نویسندگان و هنرمندانی است که صدایشان به دلیل عدم حضور پر هیاهو در شبکههای اجتماعی، در رسانههای رسمی طرد و یا حتی خفه میشود! برای نمونه دعوت از رامبد جوان توسط یکی از بهاصطلاح طنازان فضای مجازی در برنامهاش چه توجیهی میتواند داشته باشد وقتی مجری خندوانه هیچ اهمیتی برای فوتبال و هیچ یک از ابعاد آن قائل نمیشود؟ القصه، معامله اعتبار و رسالت رسانه با چند کلیک و مخاطب گذرا بهای بسیار سنگینی دارد. این کار باعث میشود رسانههای بزرگ از جایگاه هدایتگر و آگاهیبخش خود سقوط کرده و به ویترینی برای تبلیغ سبک زندگیهای نمایشی و بیمحتوا تبدیل شوند. این دقیقا همان کاری است که توسط کمدیبلاگرهایی نظیر مهیار حسن، امیرحسین قیاسی و ابوطالب حسینی به سرعت در حال انجام است.